حامدرحيمي پنجكي(ورزش/هنرهاي رزمي)

حامدرحيمي پنجكي(ورزش/هنرهاي رزمي)
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
>

هنوز هم بين خيلي از مردان بدنساز روشهاي غير اصولي تمريني ديده ميشود ( كه شايد متداول ترين آنها انجام تمرينات هوازي طولاني قبل از كار باوزنه باشد ) بنابراين عجيب نيست كه اشتباهات بيشتري در باشگاههاي فيتنس و بدنسازي خانمها وجود داشته باشد 

 

1)به باشگاه آمدم تا وزن كم كنم

كاهش وزن كلماتي است كه خيلي زياد از طرف خانمها روي آن تاكيد مي شود منكر اين واقعيت نيستم كه درصد عمده اي از كساني كه پا به باشگاه مي گذارند مشكل اضافه وزن دارند و به دلايل زيادي ( كه مهمترين آن بالابردن سطح سلامت عمومي بدن است)‌ علاقه دارند تا از شر چربي هاي اضافه خلاص شوند اما توجه داشته باشيد هنگامي كه صحبت از بدنسازي مي شود منظور ما كاهش چربي است نه وزن – كاهش وزن الزاما كاهش چربي بدن نيست . 

هنگامي كه همزمان با تمرينات هوازي بدنسازي مي كنيد عضله سازي مي كنيد و درصد چربي بدنتان كم مي شود كه نتيجه آن فرم گرفتن بدنتان است ولي ممكن است وزنتان ثابت بماند يا حتي بيشتر هم بشود بنابراين با عدد روي ترازو قضاوت نكنيد بلكه درصد چربي بدنتان را اندازه بگيريد و از آئينه يا دوربين عكاسي كمك بگيريد . 

2) حدود يك كيلو وزن اضافه كردم !

همانطوركه ذكر شد عدد روي ترازو چندان معيار مهم ( و البته دقيقي ) نيست به جاي ترازو بيشتر توجه تان به آئينه باشد عوامل زيادي از جمله زماني كه خودتان را وزن مي كنيد ( صبح با معده خالي يا بعد ار ناهار ) و همچنين مقدار آب بدن مي تواند در اين حد در وزن شماتفاوت ايجاد كند . 

3) من رژيم دارم !

رژيم از نظر خيلي از خانمها به معني محروميت از يكسري مواد غذائي ( در راس آنها كربو هيدرات ) در يك مدت زمان مشخص و تا يك تاريخ خاص است . رژيمهائي اينچنيني معمولا فرد را از يكسري غذاهاي مورد علاقه منع مي كند و اغلب گرسنگي شديد -خستگي و كلافگي عارض فرد مي شود و به محض رسيدن تاريخ مشخص اتمام رژيم ( مثلا تاريخ عروسي و يا موارد مشابه ) فرد دچار برگشت وزن و اغلب وزن بيشتر از قبل مي شود ( كه البته اين قضيه برمي گردد به افت متابوليسم فرد و همچنين حسرت خوردن غذاهاي مورد علاقه اش در دوران رژيم كه معمولا براي چند روز به يك ماه و سال مي كشد ) 

دو راه براي اجتناب از اين نوع رژيم ها ( كه اصطلاحا به كاهش وزن يويوئي معروفند )‌ وجود دارد 
الف) جايگزين كردن عادات سالم غذائي در تمام طول زندگي
 

ب) انجام مرتب ورزشهاي هوازي و بدنسازي عادات سالم غذائي به معني وعده هاي غذائي كوچك – مقوي – متنوع و متعدد در طول روز 

تغذيه سالم و ورزش بايد جزو اهداف تان براي كل زندگي باشد نه يك دوره ۴ و شش هفته اي
جالب اينكه مطابق تحقيق پژوهشگران كساني كه از روش رژيم هاي شديد و كاهش وزن سريع پيروي مي كنند بيشتر از كساني كه اضافه وزن دارند ولي اين وزن را ثابت نگه داشته اند در معرض امراض قلبي و ساير عوارض چاقي قرار دارند .
 

4) اگر باهام كار داشتي روي تردميل دارم مي دوم .

ورزش هوازي يكي از راههاي چربي سوزي است نه تنها راه آن خيلي خانمها به باشگاه مي آيند تا فقط مقداري هوازي كار كنند حقيقت اين است كه چربي سوزي در برنامه تمرين با وزنه – رژيم كم كالري و هوازي خيلي بيشتر و بهتر از تمرينات كارديو ( هوازي ) و رژيم است . 

5) من بايد قرصهاي چربي سوز مصرف كنم .

اول بايد بپرسم آيا كلمه يوهمبي را تا حالا شنيده ايد ؟ در مورد عوارض افدرا چه مي دانيد ؟ آِيا مي دانيد چه قدر در روز تحمل مصرف كافئين را داريد ؟

اگر جواب درستي براي پاسخ سوالات بالا نداريد پس بهتر است مكلهاي چربي سوز را با احتياط مصرف كنيد .ضمنا به خاطر داشته باشيد چربي سوزها حكم ابزار كمكي براي برنامه تمرين و رژيم غذائي تان هستند و به تنهائي تاثير چنداني ندارند . 

6) من سالاد مي خورم .

سالاد مي تواند منبع خيلي عالي از مواد غذائي كم كالري و سرشار از فيبر و ويتامين ها باشد كه حاوي مقدار كمي چربي . كربو هيدرات است ولي دقت كنيد نوشتم مي تواند باشد به اين دليل كه بعضي ها به سالاد انواع سسهاي چرب – پنير پيتزا و ساير مواد پركالري اضافه مي كنندكه حاوي كالري زيادي خواهد شد . براي تهيه سالاد از سبزيجات پرگ پهن نظير كاهو –بروكلي – كلم – فلفل دلمه اي به همراه منابع پروتئيني از جمله گردو – لوبيا – پنير كم چرب و … استفاده كنيد 

7) من معمولا صبحانه نمي خورم .

كاملا اثبات شده كه كساني كه يك صبحانه كامل و تركيب شده از كربو هيدراتها – پروتئين و چربي هاي سالم مصرف مي كنند خيلي كمتر از كساني كه اين وعده را حذف مي كنند دچار اضافه وزن مي شوند .
گرچه شما كالري هاي يك وعده را حذف كرده ايد اما در طول روز جبران آنرا ولي از منابع غذائي ناسالم خواهيد كرد يك صبحانه كامل مانع پرخوري شما در طول روز مي شود ضمنا بعد از يك شب كامل محروميت بدن از مواد غذائي ( و كم شدن متابوليسم بدن ) صبحانه سيستم متابوليسم بدن را مجدد فعال مي كند . بنابراين اگر به دنبال كاهش چربي هاي بدن خود هستيد حداكثر تا ۴۵ دقيقه بعد از بيدار شدن از خواب صبحانه بخوريد .
 


8) براي لاغري شكم بايد دراز نشست كار كنم .

در ورزش لاغري موضعي امكان پذير نيست ( البته در ساير روشها هم همين تئوري صادق است ) تنها راه حل كاهش چربي هاي بدن (‌كل بدن) سوزاندن كالري بيشتر از آنچه مصرف كرده ايد . با تمرين روي يك ناحيه خاص از بدن فقط عضلات آن قسمت را تقويت مي كنيد از يك نفر با عضلات شكم شش تكه بپرسيد به شما خواهد گفت تمرينات هوازي و رژيم تنها راه حل نمايان كردن اين عضلات است. 

9) وزنه كار نمي كنم چون عضلاتم حجيم خواهد شد .

تعدادي خيلي كمي از خانمها هستند كه با دستگاههاي بدنسازي و وزنه ها تمرين كنند و اكثرا بر اين باور هستند كه وزنه ها موجب مردانه شدن فيزيك بدني آنها خواهد شد . دليلش هم از آنجا نشات مي گيرد كه مردان در يك دوره تمرين با وزنه مي توانند حجم عضلاني قابل توجه اي كسب كنند و خانمها از اين نگرانند كه آنها هم به همين شكل رشد عضلاني داشته باشند . اما به دليل تفاوت هورموني مردان با زنان ( ترشح خيلي كم هورمونهاي عضله ساز مردانه در زنان) و نوع تمرين با وزنه درخانمها كه معمولا ۴۰ تا پنجاه درصد ركورد است جاي نگراني نيست . 

10) اين كم چرب است پس هر مقداري كه دوست داشته باشم مي توانم بخورم .

 توجه كنيد كه واژه كم چرب حتما به معني كم كالري نيست . برچسب مواد غذائي را بادقت بخوانيد بعضي مواد غذائي شامل مقادير زيادي شكر و كالري هستند و اهداف لاغري بر مبناي مقدار كالري دريافتي روزانه شما تنظيم ميشود ميتوانيد ۱۰۰ كالري از يك غذاي پرچرب بخوريد يا اينكه از يك ماده غذائي كم چرب ۵۰۰ كالري وارد بدن خودتان كنيد.

 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۴۶ ] [ شب تاريك ]
>

فعاليت جسمي يكي از سلاح هاي مهم براي از بين بردن سلوليت هاست. اما كدام تمرين ها براي از بين بردن اين نواحي زشت و ناخوشايند در باسن، ران ها و كفل ها مؤثرتر اند؟

ما در اينجا يك برنامۀ كوچك از تمرين هاي فيزيكي به همراه توصيه هايي براي ترميم كردن پوست ِ پوست پرتقالي در اختيارتان مي‌گذاريم.

 

سلوليت، يك داستان زنانه

سلوليت از جمع شدن چربي ها در سطح ران ها، باسن و كفل ها پديد مي‌آيد. اين پديده كه خاص زنان است، تركيبي هورموني دارد و به عنوان ذخيره اي براي تأمين انرژي دوران بارداري و شيردهي به كار مي‌آيد. اما امروزه، شيوۀ زندگي ما ديگر نيازي به چنين ذخيرۀ چربي ندارد و همۀ ما دلمان مي‌‌خواهد كه اين چربي را بدون ماندن كوچكترين اثري از آن، از بين ببريم. مطمئناً، در اين ميان تغذيه نقش بسيار مهمي دارد. هر چه غذا بيشتر و چرب تر باشد، مقدار بيشتري از چربي ها تمايل به جمع شدن و پوست تمايل بيشتري به پوست پرتقالي شدن و زشت شدن دارد. اما انجام فعاليت هاي جسمي نيز عامل بسيار مهمي براي از بين بردن سلوليت است. 
ورزش، يك آنتي سلوليت عالي


به طور كلي، فعاليت جسمي و ورزش براي مقابله با سلوليت بسيار مفيد است. با اين حال، تمريناتي وجود دارند كه بيشتر از بقيه قابل توجه اند. اين تمرينات، قطعاً بيشتر ران ها، عضلات كفل ها و باسن را به كار مي‌اندازند. هر چه عضلات بيشتر مورد استفاده قرار بگيرند، تمايل بيشتري به تأمين انرژي خود توسط لايه هاي چربي زيرين و نهفته دارند. 


سه نمونه از تمرينات ساده براي از بين بردن سلوليت


در حالت 4 دست و پا قرار بگيريد و بر بازوهاي تان تكيه كنيد. يك پاي تان را بكشيد و تا حد ممكن بالا بياوريد. 8 ثانيه در اين وضعيت بمانيد. اين تمرين را براي پاي ديگر هم انجام دهيد و 8 بار پاي تان را بالا و پايين بياوريد. براي تمرين بعد، در همان حالت چهار دست و پا قرار بگيريد، مجدداً پاي تان را بالا بياوريد، اما اين بار سعي كنيد دايره هاي كوچكي در هوا در يك سمت و سپس در سمت ديگر رسم كنيد، اين تمرين را هم در سري هاي 8 تايي انجام دهيد. در حركت بعد، روي پهلو دراز بكشيد، بدن تان بايد كاملاً صاف باشد، باسن نيز بايد كاملاً در راستاي بدن قرار گيرد، سپس پاي تان را از پايين خم كنيد.

اگر باسن تان كاملاً صاف باشد، پا خيلي بالا نمي‌آيد و سريع متوقف مي‌شود. اين تمرين را براي پاي ديگر نيز در يك سري 8 تايي، بالا و پايين، انجام دهيد. هر پا را بايد 8 ثانيه در هوا نگه داريد. براي از بين بردن سلوليت، قطعاً لازم است كه مجموعۀ تمام ماهيچه هاي بدن را به حركت بيندازيد، يعني اين تمرينات آنتي سلوليت بايد تكميل كنندۀ يك برنامۀ ورزشي كلي و در ادامۀ آن باشند. 


تمرين هاي تكميلي روزانه


از سوي ديگر، در تمام روز مي‌توانيد به راحتي تمرين هاي آنتي سلوليت تان را تكرار كنيد: به طور مرتب، چند بار در روز، زمان هايي كه بي حركت هستيد، مثلاً منتظريد يا در در دفتر كارتان هستيد، سعي كنيد باسن يا ران هاي تان را منقبض كنيد: انقباض را 8 ثانيه ادامه دهيد و اين تمرين انقباض و رها كردن را در سري هاي 8 ثانيه اي، چندين بار تكرار كنيد. 


قطعاً براي بالا رفتن از طبقات، بايد به جاي استفاده از آسانسور از پله ها بالا برويد، و هنگام بالا و پايين رفتن از پله ها باز هم ران ها و باسن تان را منقبض كنيد. 


چند آنتي سلوليت كمكي


به طور مرتب، در طول روز يك و نيم ليتر آب بنوشيد. ميوه و سبزيجات را به مقدار زياد مصرف كنيد و ميزان مواد غذايي چرب را كم كنيد. دوش تان را با آب سرد تمام كنيد، بگذاريد آب سرد از قوزك پا تا بالاي ران ها، باسن و كفل هاي تان بالا بيايد. بعد از هر بار دوش گرفتن روي ران هاي تان كرم مرطوب كننده بماليد و به خوبي ماساژشان دهيد. 

 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۴۵ ] [ شب تاريك ]
>



پاسخ هاي فيزيولوژيكي : پاسخ هاي فيزيو لوژيكي در همه افراد چهار دسته اند كه هر كدام را در زنان و مردان بررسي مي كنيم.

اين چهار گروه به شرح زير است:

الف: عصبي عضلاني

ب: قلبي عروقي

ج: تنفسي

د: متابوليكي

 

الف : پاسخ هاي عصبي عضلاني

• قابليت هاي ذاتي عضلات و چگونگي كنترل حركتي براي زنان و مردان يكسان است.

• هيچ تفاوتي در توزيع رشته هاي كندوتند انقباض بين دو جنس وجود ندارد

• زنان در قدرت قسمت بالاتنه 43 تا 63 درصد و در قسمت پايين تنه 25 تا 30 درصد ضعيف تر از مردان هستند.

• زنان توده عضلاني كوچكتري دارند همچنين تارهاي عضلاني آنها كوتاهتر و كوچكتر

هنگامي كه قدرت در رابطه با توده بدون چربي بدن بيان شود، هيچ گونه تفاوتي بين زن و مرد در برخي موارد وجود ندارد.

اندازه قلب

• به استثناي 12و13 سالگي قلب مردان از زنان بزرگتر است، علت اين امر درشت بودن جثه و دارا بودن درصد بيشتر عضله دربرابر بيشتر بودن بافت چربي در زنان باشد.

• ميانگين نسبت وزن قلب به وزن در سنين 10 تا 60 سالگي  85تا90% درصد مردان است

ب : پاسخ هاي قلبي عروقي

• زنان داراي ضربان قلب بيشتري براي هر سطحي از فعاليت زير بيشينه هستند.

• حداكثر ضربان قلب بطور معمول در هر دو جنس يكسان است.

• ميزان گلبول قرمز در خون زنان كمتر است( 6 درصد)  در نتيجه ظرفيت حمل اكسيژن آنها كمتر است.

• حجم ضربه اي در زنان كمتر است ( 25 درصد)

• زنان داراي قلب كوچكتر و بنابراين بطن چپ كوچكتر هستند (مربوط به كوچكتر بودن اندازه بدن و احتمالا كمتر بودن ميزان تستوسترون آنهاست)

• زنان داراي حجم خون كمتري هستند

• متوسط زنان داراي فعاليت كم هستند

 در سنين 8-12 سالگي قدرت زنان و مردان در يك سطح بوده اما بعد از آن بخاطر تاثير هورمون مردانه تستوسترون رشد عضلات در مردان بيشتر است

قدرت

• مردان به علت توده عضلاني حجيم تري هستند و با توجه به ارتباط بين توده عضلاني با قدرت، داراي قدرت بيشتري مي باشند.

• در سنين 8-12 سالگي قدرت زنان و مردان در يك سطح بوده اما بعد از آن بخاطر تاثير هورمون مردانه تستوسترون رشد عضلات در مردان بيشتر است.

• وقتي قدرت پايين تنه بر حسب وزن بدن يا نسبت به توده بدون چربي بيان شود ، بين زنان و مردان تفاوتي مشاهده نمي شود. اما در مورد قدرت بالاتنه وقتي نسبت به وزن بدن بيان شود ، زنان داراي قدرت كمتري هستند. (كه بدان علت است كه حجم بيشتر عضلات ران در پايين كمر قرار گرفته و زنان عضلات پايين تنه را بيشتر به كار مي گيرند)

• قدرت مطلق در زنان حدود دو سوم مردان است .

• درصد افزايش نسبي قدرت در زنان متعاقب برنامه هاي وزنه تمريني يكسان ، با مردان برابر يا حتي برتر از آنهاست .

• حجيم شدن عضلاني در زنان كمتر از مردان است.

حجم خون و هموگلوبين

• مردان (ورزشكار و غيرورزشكار) داراي حجم خون و هموگلوبين بيشتري نسبت به زنان (ورزشكار و غيرورزشكار) هستند.

• مردان از حيث سيستم حمل اكسيژن داراي ظرفيت بيشتري نسبت به زنان هستند.

• حجم ضربه اي قلب زنها و مردها اگر متناسب با درصد حداكثر اكسيژن مصرفي در نظر گرفته شود برابر است.

• برون ده قلبي براي يك فعاليت با توان مطلق مشابه ، تقريبا در زنان و مردان يكسان است.

• برون ده قلبي بيشينه در زنان پايين تر است . Q=SV×HR

• باافزايش هر مقدار كار معين ، اختلاف اكسيژن سرخرگي سياهرگي زنها از مردها بيشتر است.

• زنان داراي ظرفيت كمتري براي افزايش اختلاف خون سرخرگي سياهرگي خودشان هستند.  اين موضوع احتمالا مربوط به كمتر بودن مقدار هموگلوبين آنهاست

• حداكثر اكسيژن مصرفي در زنان20 تا 25 درصد  كمتر است.

• براي حجم معيني از خون ، اكسيژن كمتري به عضلات فعال توزيع مي شود

• وقتي حداكثر اكسيژن مصرفي نسبت به اندازه بدن و جرم بدون چربي محاسبه شود بازهم تفاوت بين دو جنس وجود دارد  ولي كمتر است( 15 تا 20 درصد)

• فشارخون قبل از يائسگي : فشار سيستولي و دياستولي خون درخانمها بين 5 تا 10 ميليمتر جيوه نسبت به آقايان همسن پايين مي آيد.

• بعد از اتمام يائسگي : فشار خون خانمها نسبت به آقايان قدري افزايش مي يابد.

ج : پاسخ هاي تنفسي

• زنان قفسه سينه كوچكتري دارند در نتيجه داراي ظرفيت حياتي ، حجم جاري ، ظرفيت باقيمانده عملي و حداكثر توان هوازي كمتري هستند.

• بافت ريه اي زن كمتر است در نتيجه حداكثر تهويه دقيقه اي در زن پايين تر است.

• وقتي فعاليت با توان مطلق يكسان انجام شود ، زنان تنفس سريعتري نسبت به مردان دارند. يعني زنان فعاليت را با درصد بيشتري از حداكثر اكسيژن خودشان انجام مي دهند

زنان به علت داشتن هورمون استروژن داراي آستانه تعريقي 2-3 درجه فارنهايت بالاتر از مردان هستند بنابراين كل مقدار تعريق براي زنان كمتر از مردان خواهد بود

د: متابوليسم پايه

• درجه متابوليسم پايه(BMR ): كمترين مقدار انرژي لازم در ازاي هر متر مربع از سطح بدن در حال استراحت كامل است.

• اكسيداسيون مواد غذايي براي زنان5-10% كمتر از مردان است بنابراين ميزان متابوليسم پايه 5-10% پايينتر از همتايان مردان در تمام سنين است.

سازگاري با گرما

• زنان به علت داشتن هورمون استروژن داراي آستانه تعريقي 2-3 درجه فارنهايت بالاتر از مردان هستند بنابراين كل مقدار تعريق براي زنان كمتر از مردان خواهد بود.

• اختلاف درجه حرارت بين قسمتهاي داخلي بدن و پوست در زنان كمتر است.

• آستانه لاكتات زنان در توان مطلق كمتري از فعاليت اتفاق مي افتد.  اوج لاكتات خون معمولا در زنان فعال اما غير ورزشكار از مردان فعال غير ورزشكار كمتر است

• آستانه بي هوازي بين دو جنس تفاوتي ندارد يا اين اختلاف كم است.

• زنان داراي تراكم ATP-PC عضلاني مشابهي با مردان هستند ولي بدليل كمتر بودن توده عضلاني ، كل ذخاير فسفاژن آنها در مقايسه با مردان كمتر است.

 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۴۵ ] [ شب تاريك ]
>

انجمن پزشكي كوهستان ايران: زمان آن فرا رسيده است كه در برابر وسوسه "انجام يك كار با ارزش" يا فقط بر روي صندلي بنشينيد و درباره كوهنوردي ديگران مطلبي بخوانيد يا خود دست بكار شويد و كاري انجام دهيد. مك كينلي (يا دنالي) طي 90 سال گذشته توجه زيادي را به خود جلب نموده است. با خواندن گزارشهاي صعود اين كوه سترگ و ديدن تصاوير زيباي آن تعجبي ندارد كه خواهان صعود آن شويد. براستي اين كوه آنقدر جذاب است كه ارزش تلاش براي صعود را دارد.

 

بر خلاف آنچه برخي مي گويند صعود آن به هيچ وجه يك صعود آسان ولي طولاني نيست؛ حتي از ساده ترين مسير آن يعني تيغه غربي. براي بسياري از كوهنوردان، چه آنها كه تجربه ارتفاعات را دارند و چه آنها كه ندارند،‌ صعود مك كينلي سخت ترين فعاليت جسماني بوده است كه انجام داده اند. براي داشتن يك تجربه لذت بخش از صعود، آماده سازي جسماني براي آن الزامي است. مك كينلي بردباري و قدرت شما را به حد اعلا به آزمايش مي­گذارد. برخي كوهنوردان به شما خواهند گفت كه در صعود به اين كوه هواي خوبي داشته اند،‌ ارتفاع تاثير آنچناني بر آنها نداشته است، ‌و بطور كلي مشكل جدي نداشته اند. آنها خوش شانس بوده اند. طي چند مرتبه اي كه به عنوان راهنما يا بطور عادي به اين كوه رفته ام، حتي نمي توانم دو برنامه را نام ببرم كه مشابه يكديگر بوده باشند. صعودهايي داشته ام كه مشكلات ناچيزي داشته اند، و در عين حال در همان فصل "چهره جهنمي دنالي" را به چشم ديده ام. اين كوه را دست كم نگيريد.

 

يكي از معمولترين سوالاتي كه از من به عنوان مربي كوهنوردي مي شود اين است كه "چگونه بايد براي صعود دنالي (بلند ترين قله آمريكاي شمالي) تمرين كرد؟" از آنجا كه هر فرد فرصت، اراده، ‌توانايي روحي و جسمي،‌ و اهداف و انگيزه هاي منحصر به خود را دارد، نمي توان براي اين سوال پاسخ واحدي را ذكر نمود. اما براي كمك به مشتريانم مي­توانم پيشنهاداتي بدهم كه چگونه براي مقابله با دشواري هاي اين صعود خود را آماده سازند. گمان كنم بتوانيد به عنوان نقطه شروع از آن بهره ببريد. آن را با شرايط خود سازگار كنيد،‌اما از ياد نبريد كه هدف غايي شما بايد رسيدن به حداكثر توانايي جسمي تان باشد.

 

اين برنامه آماده سازي جسماني براي كساني طراحي شده است كه قصد دارند مك كينلي يا قله اي شبيه به آن را صعود نمايند. بايد از نظر سلامتي در وضعيت مناسبي باشيد و يا حداقل پزشكتان اجازه صعود چنين قله اي را به شما بدهد. در اين برنامه همچنين فرض شده است كه شما به طور منظم تمرين نمي كنيد و همچنين در اطرافتان كوهستان مرتفعي وجود ندارد. البته هر چقدر از نظر آمادگي جسماني وضعيت بهتري داشته باشيد اين برنامه كمتر بر روال عادي زندگي شما تاثير مي گذارد. اما صرف نظر از اينكه چطور اين برنامه را با توجه به وضعيت خود تغيير مي دهيد،‌ هدف آن يعني افزايش تدريجي استقامت و قدرت را از ياد نبريد. ممكن است اين برنامه براي شما بسيار آسان باشد. در آن صورت زمان تمرينات را بالا ببريد يا آن را به نوعي تغيير دهيد كه انرژي بيشتري صرف كنيد. براي برخي ديگر ممكن است اين برنامه سنگين باشد. در آن صورت هر روز فقط يكي از تمرينات قدرتي يا استقامتي را انجام دهيد. در هر حال بعد از آنكه خوب درگير اين برنامه شديد، آن را نيمه كاره رها نكنيد! براي آنكه براي اين صعود آماده شويد بايد زمان زيادي را اختصاص دهيد.

اهداف اين برنامه تمريني

در انتهاي اين برنامه تمريني

- بايد بتوانيد 6 الي 8 ساعت در روز شيبي متوسط و پوشيده از برف و يخ را صعود كنيد، كوله اي تا 23 كيلوگرم را حمل كنيد، و سورتمه­اي تا 45 كيلو گرم را نيز همزمان بكشيد.

- بايد انرژي از دست رفته خود را طي 8 تا 12 ساعت استراحت باز يابيد تا بتوانيد يك روز سخت ديگر (چنان كه گفته شد) را بگذرانيد

- بايد از نظر جسمي و روحي توانايي كوهنوردي براي مدت زمان كمي بيشتر از اين را نيز داشته باشيد، زيرا گاه براي زنده ماندن به آن نياز داريد.

 برنامه:

 

6 ماه قبل از شروع برنامه:

در اين ماه خود را به تمرين عادت دهيد. در انتهاي اين ماه از نظر فيزيكي بايد به حدي از آمادگي برسيد كه بدنتان بعد از يك روز تمرين دچار كوفتگي نشود. اگر تمرينات را بطور منظم انجام نداده ايد بايد به خودتان نهيب بزنيد. (توجه: لازم نيست آن قدرها يكدنده باشيد. تمرينات خود را مفرح سازيد. طوري تمرين كنيد كه تكرار آن در روز بعد برايتان راحت باشد. تمريناتي را انجام دهيد كه از انجام آن لذت ببريد و به مكانهاي جديد برويد. خلاقيت به خرج دهيد. فكر نكنيد كه آنها را بايد با حداكثر تلاش به انجام برسانيد. در آينده نزديك براي آن وقت زيادي خواهيد داشت.)

 

در اين ماه، 4 روز در هفته تمرين كنيد، يك يا دو روز استراحت كنيد و در صورتيكه هنوز سرحاليد، يك روز به ورزشهاي مفرح بپردازيد (مانند يخ نوردي يا سنگ نوردي، دوچرخه سواري، اسكي، اسكيت، و غيره ). سعي كنيد كساني را پيدا كنيد تا با شما تمرين كنند. آنها مي توانند انگيزه شما را براي انجام تمرينات طبق برنامه زياد كنند. وقتي كسي قرار باشد با شما در آن روز تمرين كند نمي توان براحتي از زير تمرين شانه خالي كرد.

 

در اين ماه تاكيدتان بر تمرينات هوازي باشد. بايد تحمل و استقامت مصرف انرژي طي چندين ساعت متوالي و براي روزها از پي هم را داشته باشيد. در اين ماه حداقل 2 ساعت در هفته (هر جلسه نيم ساعت) به تمرينات هوازي بپردازيد. براي اين منظور در طي زمان ذكر شده بطور مداوم تمرين كنيد. معمولترين تمرين هوازي دويدن است اما دوچرخه سواري،‌ شنا،‌ اسكي استقامت (cross country) و كوهپيمايي نيز مناسبند. اگر انجام يكي از آنها برايتان خسته كننده شده است آن را با يك نوع تمرين ديگر جايگزين كنيد. سر دبير و رئيس راهنماي من هر دو علاقه زيادي به دوچرخه سواري دارند و معتقدند دوچرخه سواري كوهستان و جاده براي تقويت توان هوازي و همچنين عضلات بسيار مفيدند. هدف تمرينات در اين ماه آن است كه تعداد ضربان قلبتان بعد از نيم ساعت تمرين بين 30 تا 40 بار بيشتر از تعداد ضربان زمان استراحتتان باشد. برخي از متخصصان علم تمرين به آن سرعتي مي گويند كه بتوانيد "مكالمه اي" را حين تمرين انجام دهيد بدون اينكه به نفس نفس بيافتيد. ممكن است اوايل نتوانيد با اين شدت ضربان قلبتان صحبت بكنيد، اما به تدريج و با تمرين مداوم توان آن را بدست مي آوريد.

 

در اين ماه به آرامي تمرينات قدرتي را نيز در برنامه تان بگنجانيد. بايد عضلات پشت،‌ شانه،‌ دست،‌ و شكمتان را تقويت كنيد. عضلات پا با تمرينات هوازي تقويت مي شوند،‌اما اگر بيش از حد به خود فشار نمي آوريد مي توانيد تمرينات قدرتي پا را هم به آنها اضافه كنيد. مواظب باشيد بيش از حد به خود فشار نياوريد،‌ زيرا ممكن است انگيزه براي تمرين را از دست بدهيد. تمرينات قدرتي بايد 3 بار در هفته انجام گيرند (در كنار تمرينات هوازي!). مجبور نيستيد به باشگاه بدنسازي برويد. نمونه برنامه زير را مي توانيد در خانه هم انجام دهيد:

- يك ست دراز و نشست -- به هر تعداد كه مي توانيد

- سه ست بارفيكس-- تا حداكثر 15 بار در هر ست

- سه ست شنا روي دست به هر تعداد كه مي توانيد – تا حداكثر 40 بار در هر ست

چنانچه وزنه داشته باشيد مي توانيد اينها را هم اضافه كنيد:

- سه ست تمرين پارو با وزنه اي كه قادر باشيد 10 تا 15 بار در هر ست حركت را اجرا كنيد – اما نه بيشتر از 15 بار

- سه ست تمرين پرس سينه با وزنه اي كه قادر باشيد 8 تا 10 بار د رهر ست آن را اجرا كنيد – اما نه بيشتر از 10 بار

 

انتخاب وزنه مناسب به اين شكل انجام مي گيرد كه در حركتهاي آخر آخرين ست بايد در عضلات احساس خستگي كنيد و آخرين حركت در واقع آخرين باري باشد كه بتوانيد آن حركت را انجام دهيد. در اين مراحل اوليه نگذاريد تمرينات قدرتي وقت زيادي از شما بگيرند يا شما را دل زده كنند.

نمونه يك هفته تمرين در اين ماه:

- دوشنبه: با "سرعت مكالمه" به مدت 30 دقيقه بدويد. سعي كنيد نايستيد اما اگر مجبور شديد تند راه برويد. تمرينات قدرتي با تركيبي از دراز نشست، بارفيكس و شنا.

- سه شنبه: دو چرخه سواري (يا يك تمرين هوازي جايگزين) به مدت 30 دقيقه يا بيشتر. سعي كنيد به جايي متفاوت از تمرين روز دوشنبه برويد. تمرين قدرتي در اين روز نداريد.

- چهار شنبه: امروز تمرينات قدرتي. شايد بتوانيد چند تايي به تعداد حركاتتان بيافزاييد. روز استراحت تمرينات هوازي.

- پنجشنبه: همانند روز دوشنبه 30 دقيقه بدويد. اين بار نيز مسير متفاوتي پيدا كنيد. رفتن به طبيعت مي تواند بسيار لذت بخش باشد. تمرين قدرتي نداريد.

- جمعه: اسكي استقامت (يا يك تمرين هوازي جايگزين) به مدت 30 دقيقه يا بيشتر. تمرينات قدرتي دوشنبه را تكرار كنيد.

- شنبه: روز استراحت يا انجام ورزشهاي مفرح.

- يك شنبه: روز استراحت.

 

ميزان مصرف انرژي در برخي از تمرينات هوازي مانند دوچرخه سواري كمتر از مصرف انرژي در هنگام دويدن در همان مدت زمان است. در اين حالت بايد وضعيت خود را زير نظر گرفته و متناسب با آن شدت يا زمان تمرين را بيشتر كنيد.

 

پيشنهاد مي كنم حتما قبل از شروع فعاليت شديد تمريني مدتي را به گرم كردن بدنتان اختصاص دهيد. تمرينات كششي براي آماده سازي عضلات براي تمرينات سختتر و جلوگيري از آسيب ديدگي مي تواند مفيد باشد.

 

همچنين به مقدار زيادي آب بنوشيد. بدنتان به آب زيادي براي انجام تمرينات نياز دارد. از طرف ديگر باعث مي شود بدنتان به پرنوشي (آشاميدن مقادير زيادي آب) عادت كند. در دنالي بايد بسيار آب بنوشيد (حداقل سه تا چهار ليتر در روز) و بدنتان از حالا بايد به مقادير زياد آب عادت كند. اين موضوع به ضرب المثلي در دنالي تبديل شده است؛ "فراوان و كم رنگ" كه اشاره دارد به نوع ادرار. هم اكنون نوشيدن 2 تا 3 ليتر آب در روز را توصيه مي كنم. (توجه: كساني كه بيماري كليوي دارند در باره مقدار مناسب با پزشك خود مشورت كنند.)

پنج ماه قبل از شروع برنامه:

در اين ماه توجه بر بدست آوردن استقامت كوهنوردي است. تمرينات هوازي بايد هنوز حداقل 4 روز در هفته با استراحت كمتر از 2 روز ادامه داشته باشد. شما بايد يك روز استراحت را براي روز سرگرمي تان اختصاص دهيد.طول مدت زمان اين ورزش را حداقل به 40 دقيقه برسانيد، بايد مطمئن شويد كه اين جلسات مداوم هستند.

سه روز در هفته را به ورزشهاي استقامتي اختصاص دهيد، سعي كنيد كه وزن وزنه هايتان و تعداد تكرارهايتان را افزايش دهيد اما از حداكثر تكراري كه قبلا ذكر شد بالاتر نرويد. در اين ماه بالا رفتن از پله يا تپه بايد بعنوان بخشي از فعاليت هفتگي تان باشد. حداقل يكبار و نه بيشتر تپه بلند يا موانع پله مانندي بيابيد و از آنها بالا رويد. طول زمان بالا رفتن بايد كمتر از 5 دقيقه نباشد. بالا رفتن را تا جايي ادمه دهيد كه به جلسه اي 30 دقيقه برسد. اگر اين را در خود ديديد كه قادر هستيد تا قبل از برگشت به سمت پايين به طور مداوم 30 دقيقه بالا رويد بسيار عالي هستيد.كوله اي حمل كنيد كه حدود 20 پوند (9 كيلو گرم) وزن داشته باشد. از ايستادن در طول زمان ورزش خودداري كنيد. اين تمرين احتمالا بهترين محرك به مك كينلي است. (توجه: بار زيادي دركوله تان حمل نكنيد زيرا اگر از وزن مناسب استفاده نكنيد در زمان پاين آمدن به زانو هايتان آسيب مي رساند).

چهار ماه قبل از شروع برنامه:

در اين ماه توجه بر روي ميزان تحملتان است. تمرينات هوازي بايد اكنون 5 روزدر هفته با يك روز استراحت باشد. جلسات تمرينات را به حداقل 45 دقيقه برسانيد. در طول 45 دقيقه تمام تمركزتان را به تمرين بدهيد. انجام تمرين بالا رفتن از پله يا تپه با حمل كوله پشتي را حداقل يك بار درهفته ادامه دهيد. وزن كوله پشتي تان را تا 10 پوند (4.5 كيلو گرم) و مدت زمان را تا 35-45 دقيقه افزايش دهيد. مي توان يك يا دو جلسه از تمرينهاي هوازي را با جلسه بالا رفتن از تپه يا پله جايگزين كنيد. در سرازيري ها مراقب زانوهايتان باشيد. تمرينهاي قدرتي(يعني همان تمرينات با وزنه) بايد به 4 روز در هفته برسد. وزن و تكرار تمرين هايتان را افزايش دهيد، اما از حداكثر تكراري كه ذكر شد فراتر نرويد.

در حين تمرينتان ممكن است متوجه شويد كه انگيزتان كم شده است. اميدتان را از دست ندهيد، خلاق باشيد و مكانها و دوستان جديدي براي تمرين پيدا كنيد. بالا رويد تا روحيتان را بدست آوريد، كتابهايي در مورد كوهنوردي مطالعه كنيد و فيلمها يا اسلايدهايي تماشا كنيد كه ماجراهاي كوهنوردي را نشان مي دهد.

سه ماه قبل از شروع برنامه:

اين ماه تمريناتتان را با جديت شروع كنيد. اكنون بايد از نظر روحي و جسمي آماده باشيد. اگر تا بحال ويتامين با آهن RDA را مصرف نكرده ايد ممكن است مايل باشيد كه آنرا در برنامه روزانه تان بگنجانيد. اين امر باعث مي شود كه مطمئن شويد كه بدنتان مقدار ويتامين و مواد معدني مورد نياز را دريافت مي كند كه ممكن است با افزايش تمرينات روزانه به آنها احتياج داشته باشيد. ممصرف آهن سبب مي شود كه خونتان آهن مورد نياز را دريافت كند و هموگلوبين را در سلولهاي قرمز خونِ تان حفظ كند (براي حمل اكسيژن مفيد است). مصرف روزانه آب و خوردن غذاهاي سالم فراموش نشود.

 تمرينهاي هوازي همچنان بايد 5 روز در هفته و 1 روز استراحت در هفته به قوت خود باقي بماند و مدت زمان جلساتتان اكنون بايد حداقل 50 دقيقه بطول بيانجامد.

 فشار كم شده يا جلسه تمرين بي هوازي را براي يك روز در هفته در يكديگر ادغام كنيد. اين تمرين بايد حدود 30 دقيقه باشد و هدف از اين جلسه بالا بردن سرعت ضربان قلب حدود 130 تا 180 بار در دقيقه باشد اما بيشتر از 2 دقيقه نشود (در خلال اين ضربانهاي تند در مدت 3 دقيقه قبل از اينكه به حالت عادي برگرديد سر حال مي شويد). از لحاظ فيزيولوژي در طول تمرين جسماني- رواني هر چقدر ضربان قلبتان سريعتر باشد و زمان استراحت كمتري در بين تمرينهايتان داشته باشيد، بيشترين بازدهي از تمرين را بدست مي آوريد. در واقع در اين جلسه بايد سخت تمرين كنيد و در پايان نسبتا احساس خستگي كنيد. نمونه اين از اين تمرين دويدن در مسير تپه اي، مسابقه اسكي سرعت و آهسته دويدن در سرازيري و دويدن بر روي سطح مسطح، به منظور گرفتن نيروي تازه است. اين نوع تمرين يكي از بهترين شيوه هايي است كه گولبول قرمز خون را افزايش دهيد (كه مسئول گرفتن اكسيژن براي سلول ها است) و باعث مي شود كه سلول هايتان از اسيد لاكتيك خلاصي يابند (كه تنفس سلولي و عامل خستگي آنرا توليد نموده است).

يكي از تمرينهاي هوازيتان  تمريني است كه آنرا به نام McKinley Edge مي خوانم. اين تمرين نوعي سربالايي سخت يا جهش اضافي است كه در اين تمرين گنجانده مي شود تا خود را آماده كنيد و توان پيمودن مايل اضافي را بدست آوريد كه ممكن است در Denali نياز داشته باشيد. قبل از شروع تمرين McKinley Edge را مشخص كنيد.

تمرينهاي قدرتي همچنان 4 روزدر هفته است و بايد به صورت عادتي براي تان درآمده باشد. بنابراين وزن وزنه ها و تعداد تكرارهايتان را افزايش دهيد. همچنان تمرين بالارفتن از تپه يا پله را ادامه دهيد، اما اين كار را 2 بار در هفته انجام دهيد. اين تمرين را مي توانيد جايگزين 2 جلسه تمرين هوازي تان كنيد. وزن كوله پشتي تان را تا 10 پوند (4.5 كيلوگرم) ديگر افزايش دهيد. ممكن است بخواهيد با حمل كردن ظروف آبي بر وزن كوله تان بيافزاييد بنابراين مي توانيد در ارتفاع آنها را خالي كنيد و قبول كنيد كه مجبور نيستيد اغلب صعود را در يك جلسه تكرار كنيد. در همين ارتباط نبايد اين وزن كوله را تا پايين تپه حمل كنيد و فشار بر زانوهايتان وارد نماييد (توجه: بخاطر داشته باشيد كه در پايان برنامه و پايين كوه مجبور هستيد كه بارهاي بسيار سنگيني را حمل كنيد، بنابراين حفظ مقداري استقامت براي پاهايتان در پايين كوه را بايد مد نظر داشته باشيد).

اين ماه سعي كنيد هفته اي يكبار يا دوبار به منظور آزمايش وسايلتان را به دشت برويد. اطمينان حاصل كنيد كه كفش هايتان راحت و لباس هايتان مناسب هستند و كمپ به آساني برپا مي شود، كوله پشتي تان مناسب است و بارهاي سنگين را تحمل مي كند، كيسه خوابتان راحت است و با نحوه كار چراغتان آشنا هستيد. تنها راهي كه موجود است تا اين كارها را انجام دهيد آن است كه جايي مستقر شويد يا كوهنوردي كنيد زيرا قصد آنرا نداريد كه اين وسليل را تنها براي Denali استفاده كنيد. مي توانيد انجام اين كارها را جايگزين دوتا از تمرينات هوازي تان كنيد.

دو ماه قبل از شروع برنامه

تداوم فعاليتهاي روزانه و سلامتي تان كليد اصلي اين ماه است.

تمرينات هوازيتان را 5 روز در هفته و حداقل يك روز استراحت ادامه دهيد. تمرينات بايد حداقل يك ساعت بطول انجامد. يكي از تمرين هاي هوازي در هفته بايد حداقل يك ساعت و نيم طول بكشد. اين روند را با حداقل يك جلسه فشار در هفته ادامه دهيد و زمانهاي استراحت مابين زمانهاي خستگي را كوتاه كنيد. به ياد داشته باشيد كه تمرين McKinley Edge را در تمرينهاي هفتگي تان بگنجانيد. تمرينات سر بالايي و بالارفتن از پله بايد اكنون جايگزين منظمي براي جلسه تمرين هوازي شده باشد و در مورد وزن كوله پشتي اكنون بايد به 40 پوند (18كيلو گرم) رسيده باشد. كفشهاي صعودتان را در اين جلسات بپوشيد تا به پوشيدن آنها عادت كنيد.

تمرينهاي قدرتي اكنون به منظور بالا بردن تحمل مناسب است. همچنان به تمرين قدرتي براي 5 روز در هفته ادامه دهيد، اما دو روز آنرا صرف تكرار آنها كنيد كه با سرعت انجام مي شود. اگر كسي هست كه مي تواند دفعات انجام آنرا براي شما ثبت كند تمرينات خود را در تعداد ستهاي برابر انجام دهيد اما وزنه هاي سبكتري را استفاده كنيد و تا جايي كه توان داريد دفعات تكرارتان را در هر دقيقه افزايش دهيد. بايد از وزنه اي استفاده كنيد كه تقريبا در پايان هر دقيقه كاملا خسته شده باشيد. اگر كسي نبود تا با آن تمرين كنيد كه ماهيچه هايتان خسته شوند (توجه: وزنه هاي آزاد را به تنهايي بلند نكنيد) دو روز ديگر هفته بايد جهت انجام كارهاي روزمره از ماه قبل استفاده شود.

در اين ماه نيز به كوهستان برويد و وسايلتان را امتحان كنيد. به ياد داشته باشيد كه يك چهارم مقدار آب تان را بنوشيد، خوب بخوريد و استراحت زياد داشته باشيد.

يك ماه قبل از شروع برنامه:

اين ماه، ماه آخري است كه اساس يك صعود طولاني مدت را پايه گذاري مي كند.

اين ماه تمرين است كه شما از نظر جسماني آماده صعود مي شويد. احتمالا مشغول ديگر برنامه هايتان مي شويد اما تمرين هايتان را فراموش نكنيد.

تمرينهاي هوازي تان هنوز بايد 5 روز در هفته ادامه داشته باشد. توجه كنيد كه حداقل يك روز در هفته را به استراحت بپردازيد. هر جلسه تمرين بايد حداقل يك ساعت بطول انجامد. بايد قادر باشيد كه دو جلسه فشار در هفته را داشته باشيد. مي توانيد جلسات فشار را قبل از عزيمت در اولويت قرار دهيد. نياز نيست تا طول زمان جلسات فشار را افزايش دهيد اما دوره هاي بهبودي بايد دوباره كوتاه شوند. تمرينات بالا رفتن از پله يا تپه با كوله پشتي سنگين بايد به تمرينات هوازي تان اضافه شود و آنها را همچنان ادامه دهيد وزن كوله پشتي تان را تا 10 پوند افزايش دهيد. اگر مايل نيستيد كه دويدن يا تمرينات هوازي تان را رها كنيد، پس تمرينات بالارفتن از پله يا تپه را اضافه بر آن انجام دهيد. به ياد داشته باشيد كه چه كاري در ابتدا در كوه انجام خواهيد داد. تمرين McKinley Edgeاكنون بايد بخشي از تمرين هوازي تان شده باشد.

تمرينات قدرتي تان بايد هنوز 4 روز در هفته به قوت خود باقي باشد. و در وزنه ها، تعداد دفعات تكرار با وزنه هاي سبكتر را در نظرادشته باشيد.

تا بدين جا، بايد از نظر جسماني آماده شده باشيد تا مرد سخت كوش كوهستان شويد كه هميشه آرزوي آنرا داشتيد. هميشه در نظر داشته باشيدكه هيچ چيز در دنالي صد در صد نيست. نداشتن تجربه ارتفاع بلند در آن منطقه جغرافيايي، پيش بيني تاثيرات ارتفاع بسيار مشكل است و هيچ كس به درستي نمي تواند وضعيت آب و هوا را پيش بيني كند. هر دو اين عوامل حتي كوهنورداني را كه از نظر جسماني در وضعيت خوبي هستند را متوقف مي كند.

بنابراين توصيه مي كنم كه كوهنورد آينده مكينلي تا جايي كه امكان دارد از تجربيات كوهنوردان ارتفاع بلند بهره ببرد. اگر نمي توانيد شخصا از تجربه كسي استفاده كنيد، كتابهاي بسياري در مورد دنالي در كتابخانه محله تان را مطالعه كنيد.

جوانب بسياري در صعود به كوه مكنيلي موجود است. دارا بودن شرايط مطلوب فيزيكي تنها يكي از اين جوانب است و بايد براي همه حوادث كوهنوردي آماده باشيد. اميدوارم اين تجربتان يكي از تجارب عالي شود.

 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۴۴ ] [ شب تاريك ]
>

مقدمه

دستگاه عصبي مركزي قسمتي از دستگاه عصبي است كه در درون محفظه‌اي استخواني به نام استخوان جمجمه و ستون فقرات قرار گرفته است و شامل مغز و نخاع مي‌باشد. از نظر ساختماني در سيستم اعصاب مركزي دو قسمت به نامهاي ماده سفيد و ماده خاكستري قابل تشخيص مي‌باشد. مغز شامل قسمتهاي متنوعي است كه هر كدام از آنها در عين حال كه با يكديگر در ارتباط هستند كارهاي متفاوتي را انجام مي‌دهند. 

تكامل مغز در مهره داران

در ماهيهاي اوليه و دوزيستان ، نخاع و مغز در يك راستا قرار دارند. ولي در ساير مهره داران بويژه در پستانداران بين مغز و نخاع يك خميدگي پديد آمده است كه در پستانداران عالي به 90 درجه مي‌رسد. اين خميدگي ناشي از حجم زياد نيمكره‌هاي مخ است. حجم مغز بويژه نيمكره‌هاي مخ در مهره داران اوليه رشد اندكي دارد. ولي در مهره داران عالي وسعت زيادي دارد.
سطح نيمكره‌هاي مخ در مهره داران اوليه تا پستانداران اوليه صاف ، ولي در پستانداران عالي بويژه انسان چين خوردگي فراوان دارد. مغز آدمي بزرگترين مغزها نيست اما وزن آن نسبت به جثه آدمي بيشترين است و با در نظر گرفتن ساير شرايط بهترين مغز است. مغز مهره داران در دوران جنيني داراي سه قسمت اوليه به نامهاي مغز پيشين ، مغز مياني و مغز تحتاني است. از اين قسمتها بتدريج بخشهاي مختلف مغز پديد مي‌آيند. 

ساختار مغز

مغز در داخل استخوان جمجمه و نخاع در داخل ستون فقراتجاي گرفته‌ است. سه پرده كه در مجموع مننژ ناميده مي‌شوند، مغز و نخاع را از اطراف محافظت مي‌كنند.
  • پرده داخلي : پرده داخلي چسبيده به مغز و نخاع بوده و كار تغذيه بافت عصبي را انجام مي‌دهد.
  • پرده مياني : پرده مياني عنكبوتيه نام دارد كه به پرده خارجي چسبيده و از پرده داخلي كم و بيش فاصله دارد.
  • پرده خارجي : از بافت پيوندي محكم تشكيل شده و به استخوانهاي محافظ چسبيده است.
در فاصله بين عنكبوتيه و پرده داخلي مايع شفافي قرار گرفته است كه از ترشحات رگهاي خوني است. اين مايع رامايع مغزي-نخاعي مي‌گويند و كار آن محافظت از بافت عصبي است. 

مخ

مخ بزرگترين قسمت مغز است و داراي دو نيمكره است كه توسط رشته‌هاي عصبي محكم و سفيد رنگي بهم متصلند و ارتباط دو نيمكره نيز از طريق همين رشته‌هاي عصبي صورت مي‌گيرد. قسمت سطحي مخ ، خاكستري رنگ است و قشر مخ ناميده مي‌شود. قشر مخ در انسان به علت وسعت زياد خود و جاي گرفتن در فضاي محدود حالت چين خورده دارد. در زير قشر مخ ماده سفيد رنگي وجو دارد كه از اجتماع رشته‌هاي عصبي ميلين دار تشكيل شده است و اين رشته همان دنباله‌هاي نورونهايي هستند كه در قشر خاكستري با ساير قسمتهاي دستگاه عصبي قرار دارند.
علاوه بر قشر مخ چند هسته خاكستري در بخش سفيد آن وجود دارد كه مهمترين آنها غده تالاموس و غده هيپوتالاموس است. هر قسمت از قشر خاكستري كار ويژه‌اي انجام مي‌دهد. مراكز مربوط به دريافت و تفسير اطلاعات رسيده از اندامهاي حسي مختلف مانند چشم و گوش و پوست در اين قسمت است. قسمتي از قشر خاكستري مركز حركات ارادي است. مخ مركز احساسات ، فكر كردن و حافظه است. نيمكره چپ مخ حركات طرف راست و نيمكره چپ بدن حركات طرف راست بدن را كنترل مي‌كنند. هر نيمكره كارهاي ويژه‌اي را نيز انجام مي‌دهد.
نيمكره چپ در زبان آموزي ، يادگيري ، تفكر رياضي و منطق ، تخصص دارد. نيمكره راست انجام دادن كارهاي ظريف هنري ، موسيقي را كنترل مي‌كند. تالاموسها مركز تقويت پيامهاي حسي مانند چشم ، درد و ترس هستند و پيامهاي حسي را قبل از اينكه به قشر مخ برسند تقويت مي‌كنند. هيپوتالاموس مركز تنظيم اعمال مختلفي از جملهگرسنگي ، تشنگي ، خواب و بيداري و دماي بدن است.


مخچه

مخچه قسمتي از مغز است كه در پشت و زير مخ قرار دارد. مخچه داراي دو نيمكره است، اما چين خوردگيهاي سطحي آن كم عمق تر و منظم تر است. قسمت سطحي مخچه را ماده خاكستري پوشانده است. مخچه بوسيله دسته تارهاي عصبي به بقيه قسمتهاي دستگاه عصبي مربوط است.مخچه در كار كنترل فعاليتهاي ماهيچه‌اي به مخ كمك مي‌كند.
مخچه پيامهاي حركتي را قبل از اينكه به اندامها بروند تقويت مي‌كند. در نتيجه حركات نرمتري از بدن سر مي‌زند. حفظ تعادل بدن نيز به عهده مخچه است. براي اينكار چشمها و گوش داخلي وضعيت بدن را به مخچه خبر مي‌دهند و مخچه ، ماهيچه‌ها را طوري كنترل مي‌كند، كه تعادل برقرار بماند. در مجموع كارهايي كه مخچه انجام مي‌دهد همگي غير ارادي هستند. 

بصل النخاع

بصل‌النخاع پايين ترين مركز عصبي واقع در استخوان جمجمه است. انتهاي بصل‌النخاع به نخاع مربوط است. بيشتر بصل‌النخاع از ماده سفيد و رشته اعصابي تشكيل شده است كه ميان نخاع و مغز قرار دارد. بصل‌النخاع فعاليت اندامهاي داخلي بدن مانند قلب ، ششها و اندامهاي گوارشي را اداره مي‌كند. به همين دليل يكي از مهمترين اجزاي مغز است و آسيب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد. مغز 12 جفت عصب دارد. اين اعصاب با اندامهاي مهمي ارتباط دارند. 

بطنهاي مغزي

در جريان تكامل مغز از لوله عصبي جنيني ، حفره مركزي لوله عصبي در 4 ناحيه متسع شده و بطنهاي مغزي را بوجود مي‌آورد. بطنهاي مغزي عبارتند از: بطنهاي جانبي شامل دو بطن و هر كدام در يكي از نيمكره‌هاي مغزي ، بطن سوم در ناحيه تالاموس و بطن چهارم در محل بصل‌النخاع و پل مغزي. 

مايع مغزي-نخاعي

سيستم عصبي مركزي در درون مايعي به نام مايع مغزي-نخاعي قرار گرفته كه اين مايع هم به عنوان ضربه‌گير سيستم عصبي مركزي را در مقابل ضربات مكانيكي حفظ مي‌كند و هم براي فعاليتهاي متابوليكي آن ضروري است. حجم اين مايع كه از رگهاي خوني بافت مغز منشا مي‌گيرد بين 150 - 80 ميلي‌ليتر متغير است.عدم باز جذب اين مايع و تجمع آن در بطنهاي مغزي منجر به شرايطي به نام هيدروسفالي مي‌گردد كه مي‌تواند باعث آسيب پارانشيم مغز گردد. 


بيماريهاي مغزي

عامل بيماريهاي عفوني مراكز عصبي ، باكتريها ، ويروسها و يا موجودات زنده ميكروسكوپي ديگرند. در بعضي از اين بيماريها مراكز عصبي خوني مي‌شوند و در برخي ديگر سموم ميكروبها كه در جاي ديگر بدن مستقر مي‌شوند، به مراكز عصبي مي‌رسند و آنها را دچار مشكل مي‌كنند. 

فلج اطفال يا پليوميليت

عامل اين بيماري نوعي ويروس است كه از طريق غذا و آبي كه به مدفوع شخص بيمار آلوده باشند، به شخص سالم سرايت مي‌كند. ويروس به نخاع مي‌رسد و در آنجا به جسم سلولي نورونهاي حركتي آسيب كلي مي‌رساند، و ماهيچه‌هاي تحت كنترل آنها فلج مي‌شوند. با استفاده از واكسن مي‌توان به راحتي از ابتلا به اين بيماري جلوگيري كرد. 

مننژيت مغزيآنسفاليت

آنسفاليت يك بيماري ويروسي است. ويروس در بخشهاي خاكستري مغز مانند بصل‌النخاع و مغز مياني جايگزين مي‌شود. ويروسهاي سرخك و اوريون نيز ممكن است به مغز برسند و آنسفاليت ايجاد كنند. آنسفاليت ممكن است حاد يا مزمن باشد. در حالت حاد سردرد ، حالت خواب آلودگي در روز و دوبيني عارض مي‌شود. 

بيماري هاري

ميكروب اين بيماري نوعي ويروس است كه با گاز گرفتن سگ ، گربه وارد بدن آدمي مي‌شود. از زمان گاز گرفتن تا بروز بيماري 15 روز تا دو ماه طول مي‌كشد. 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۴۳ ] [ شب تاريك ]
>



قلب يك تلمبه عضلاني است كه در سينه قرار دارد و بطور مداوم در حال كار كردن و تلمبه زدن است. قلب بطور شبانه روزي خون را به سرتاسر بدن تلمبه مي‌كند. در حدود 100000 بار در روز قلب ضربان مي‌زند. براي اينكه قلب بتواند اين كار سنگين را انجام دهد نياز دارد كه توسط شريانهاي كرونري ، به عضله خودش هم خونرساني مناسبي صورت پذيرد.

آناتومي قلب

اين عضو مخروطي شكل بصورت كيسه‌اي عضلاني تقريبا در وسط فضاي قفسه سينه (كمي متمايل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراكم و وسيعي مملو از هوا يعني ريه‌ها پنهان شده و سپس توسط يك قفس استخواني بسيار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب در يك فرد بزرگسال حدود 6x9x12 سانتيمتر و وزن آن در آقايان حدود 300 و در خانمها حدود 250 گرم (يعني حدود 0.4 درصد وزن كل بدن) مي‌باشد. 
قلب توسط يك ديواره عضلاني عمودي به دو نيمه راست و چپ تقسيم مي‌شود. نيمه راست مربوط به خون سياهرگي و نيمه چپ مربوط به خون سرخرگي است. هر يك از دو نيمه راست و چپ نيز مجددا بوسيله يك تيغه عضلاني افقي نازكتر به دو حفره فرعي تقسيم مي‌شوند. حفره هاي بالايي كه كوچكتر و نازكتر هستند بنام دهليز موسوم بوده و دريافت كننده خون مي‌باشند. حفره‌هاي پاييني كه بزرگتر و ضخيم‌ترند بطن هاي قلبي هستند و خون دريافتي را به ساير اعضاء بدن پمپ مي‌كنند. پس قلب متشكل از چهار حفره است: دو حفره كوچك در بالا (دهليزهاي راست و چپ ) و دو حفره بزرگ در پايين (بطنهاي راست و چپ).




شريانهاي كرونري

شريانهاي كرونري از آئورت بيرون مي‌آيند. آئورت ، شريان يا سرخرگ اصلي بدن مي‌باشد كه از بطن چپ ، خون را خارج مي‌سازند. شريانهاي كرونري از ابتداي آئورت منشا گرفته و بنابراين اولين شريانهايي هستند كه خون حاوي اكسيژن زياد را دريافت مي‌دارند. دو شريان كرونري (چپ وراست ) نسبتا كوچك بوده و هر كدام فقط 3 يا 4 ميليمتر قطر دارند. 
اين شريانهاي كرونري از روي سطح قلب عبور كرده و در پشت قلب به يكديگر متصل مي‌شوند و تقريبا يك مسير دايره‌اي را ايجاد مي‌كنند. وقتي چنين الگويي از رگهاي خوني قلب توسط پزشكان قديم ديده شد، آنها فكر كردند كه اين شبيه تاج مي‌باشد به همين دليل كلمه لاتين شريانهاي كرونري(Coronary يعني تاج) را به آنها دادند كه امروزه نيز از اين كلمه استفاده مي‌شود. از آنجايي كه شريانهاي كرونري قلب از اهميت زيادي برخوردار هستند، پزشكان تمام شاخه‌ها و تغييراتي كه مي‌تواند در افراد مختلف داشته باشد را شناسايي كرده‌اند. شريانهاي كرونري چپ داراي دو شاخه اصلي مي‌باشد كه به آنها اصطلاحا نزولي قدامي وشريان سيركومفلكس يا چرخشي مي‌گويند و اين شريانها نيز به نوبه خود به شاخه‌هاي ديگري تقسيم مي‌شوند. 
اين شريانها ، باعث خونرساني به قسمت بيشتر عضله بطن چپ مي‌شوند. بطن چپ داراي عضلات بيشتري نسبت به بطن راست مي‌باشد زيرا وظيفه آن ، تلمبه كردن خون به تمام قسمتهاي بدن است. شريانهاي كرونري راست ، معمولا كوچكتر بوده و قسمت زيرين قلب و بطن راست را خونرساني مي‌كند . وظيفه بطن راست تلمبه كردن خون بهريه‌ها مي‌باشد. شريانهاي كرونري داراي ساختماني مشابه تمام شريانهاي بدن هستند اما فقط در يك چيز با آنها تفاوت دارند كه فقط در زمان بين ضربانهاي قلب كه قلب در حالت ريلكس و استراحت قرار دارد، خون دراين شريانها جريان مي‌يابد. 
وقتي عضله قلب منقبض مي‌شود، فشار آن به قدري زياد مي‌شود كه اجازه عبور خون به عضله قلب را نمي‌دهد، به همين دليل قلب داراي شبكه موثري از رگهاي باريك خوني است كه تمام نيازهاي غذايي و اكسيژن رساني آن را به خوبي برآورده مي‌كند. در بيماران كرونري قلب ، شريانهاي كرونري تنگ و باريك مي‌شوند و عضلات قلب از رسيدن خون و اكسيژن به اندازه كافي محروم مي‌گردند. (مانند هنگامي كه كه يك لوله آب به دلايل مختلفي تنگ شود و نتواند به خوبي آبرساني كند). 
در اين صورت ، در حالت استراحت ممكن است اشكالي براي فرد ايجاد نشود ،, اما وقتي كه قلب مجبور باشد كار بيشتري انجام دهد و مثلا شخص بخواهد چند پله را بالا برود، شريانهاي كرونري نمي‌توانند بر اساس نياز اكسيژن اين عضلات ، به آنها خون و اكسيژن برسانند و در نتيجه شخص در هنگام بالا رفتن از پله‌ها دچار درد سينه و آنژين قلبيمي‌گردد. در چنين مواقعي اگر فرد كمي استراحت كند، درد معمولا از بين خواهد رفت. اگر يك شريان كرونري به علت مسدود شدن آن توسط يك لخته خون ، به طور كامل جلوي خونرساني‌اش گرفته شود، قسمتي از عضله قلب كه ديگر خون به آن نمي‌رسد، خواهد مرد و اين يعني سكته قلبي.

تپش قلب


قلب جزو اندامهايي از بدن مي‌باشد كه عليرغم تپش و فعاليت مداوم و بي‌وقفه‌اش ، وجودش در بدن احساس نمي‌شود. به عبارت ديگر انسانها در 99% مواقع اصلاً متوجه وجود اين عضو در بدن خود نمي‌باشند. هرگاه فرد احساس بكند كه قلبش درون قفسه ‌سينه در حال تپش مي‌باشد، دچار تپش قلب شده است. پس تپش قلب به معني آگاهي از ضربان قلب خود است.

مقدمه

همانگونه كه مي‌دانيد قلب نوعي تلمبه است. خون بوسيله آن در بدن جريان مي‌يابد، اما چه تلمبه حيرت‌زايي! قلب در هر تپش تقريبا صد سانتيمتر مكعب خون را در بدن پخش مي‌كند. روزانه حدود 10 هزار ليتر خون بوسيله اين تلمبه در درون رگهاي هدايت مي‌شود. در مدت عمر متوسط يك انسان شايد 250 ميليون ليتر خون بوسيله قلب، تلمبه زده شود. طول مدت هر تپش قلب انسان، كمي بيش از هشت‌دهم ثانيه است. بنابراين،‌ قلب روزي صدهزار بار مي‌‌تپد و در فاصله هر يك تپش به مدتي برابر زمان يك تپش،‌ به استراحت مي‌پردازد. پس قلب روزانه حدود 6 ساعت آرامش دارد.

اين كه مي‌گوييم «تپش» قلب، مقصودمان بسته و باز شدن آن است؛ يعني انقباض و انبساط آن. تلمبه قلب در حالت انقباض (بسته شدن) خون را بيرون مي‌راند؛ اما در حالت انبساط (باز شدن) خون را به درون قلب مي‌كشد. البته گمان نكنيد كه اين كار به سادگي مثلا باز و بسته شدن مچ دست صورت مي‌گيرد. خير؛ بلكه انقباض قلب به ‌صورت نوعي موج از پايين قلب شروع شده، تا به بالاي آن حركت مي‌كند. 

احساس تپش قلب

تپش قلب به صورتهاي گوناگون نظير كوبيدن لرزيدن ، تپيدن و ... احساس مي‌شود. برخي ذكر مي‌كنند كه قلبشان هري مي‌ريزد يا بعضي مي‌گويند كه قلبشان چند دقيقه تاپ‌تاپ مي‌زند و دوباره به حالت عادي بر مي‌گردد. در برخي نيز ضربان قلب هميشه تند است و تپش قلب به صورت دائم احساس مي‌شود. 



چه چيز سبب ادامه تپيدن قلب است؟

آيا انقباض و انبساط آن يك عامل خارجي دارد، يا از درون خود قلب برمي‌آيد؟ اين مساله يكي از جالب‌ترين پرسش‌ها در زيست شناسي است كه در پاسخ آن هنوز بسي ابهام وجود دارد. با اين وصف ،‌ اكنون برايتان آزمايشي را تعريف مي‌كنم كه از صدها سال پيش ،‌ دانشمندان با آن آشنا بوده‌اند. فرض كنيد تخم مرغي را حدود 24 ساعت در ماشين جوجه‌كشي حرارت دهيم، حال اگر آن را بشكنيم و باذره بين به درون آن بنگريم، خواهيم ديد كه سلولهايي كه قرار است بعدا قلب جوجه را تشكيل دهند، از هم‌اكنون مي‌تپند. آري ،‌ اين ياخته‌ها از هم‌اكنون كه هنوز قلبي درست نشده است،‌ تپش را آغاز كرده‌اند! باز فرض كنيد اين سلولها را برداريم و در يك مديوم ، يعني «ماده كشت مخصوص» ، پرورش دهيم. خواهيم ديد كه قلب رشد مي‌كند. پس قلب داراي اين ويژگي است كه بطور خودكار مي‌تواند عمل باز و بسته شدن را انجام دهد. نتيجه آنكه تپيدن دايمي قلب هنوز از معماهاي زندگي است! 

علل تپش قلب

تپش قلب در اكثر موارد نشانه بيماري خاصي نمي‌باشد و جاي نگراني چنداني ندارد. ولي براي بيمار ممكن است اين نشانه خيلي خطرناك به نظر برسد. زيرا تصور مي‌كند كه به دنبال تپش قلب ممكن است توقف قلبي اتفاق بيفتد و قلب از كار بيفتد. همين نگراني و استرس باعث تحريك قلب شده و تپش قلب فرد تشديد پيدا مي‌كند. 

علل روحي و رواني

تپش قلب به تنهايي نشاندهنده هيچ گروه خاصي از اختلالات نيست و اغلب در واقع اختلال فيزيكي اوليه نبوده، بلكه مشكلي رواني است. گاهي بويژه در بيماران مبتلا به اضطراب ، بيماران از احساس تپش قلب شكايت دارند ولي در بررسيها اختلال ريتمي مشخص نمي‌شود. 

علل فيزيولوژيك يا طبيعي

حالتهايي هستند كه به طور طبيعي باعث تپش قلب مي‌شوند. ورزش و فعاليت بدني شديد مي‌تواند باعث ايجاد تپش قلب براي مدت چند دقيقه شود. فردي‌ كه‌ بيماري‌ قلبي‌ ندارد ممكن‌ است‌ با ورزش‌ ضربان‌ قلب‌ را به‌ 160 بار دقيقه‌ يا بيشتر برساند كه‌ البته‌ اين‌ طبيعي‌ است‌ و مشكلي‌ محسوب‌ نمي‌شود. استرس ، هيجان و اضطراب نيز از عوامل شناخته شده تپش قلب به شمار مي‌روند. از سوي ديگر مصرف چاي غليظ ، قهوه تلخ و برخي سيگارها ممكن است در فرد تپش قلب ايجاد نمايند. 

علل آريتمي قلبي

توجه به الگوي تپش قلب و همچنين نبض همزمان ، تشخيص را آسان مي‌كند.در تمام حالتهاي ديگر تپش قلب بيشتر به صورت تند زدن و شديد زدن قلب خود را نشان مي‌داد و ضربان قلب منظم بود. نبض نامنظم در حين حمله تپش قلب تقريبا هميشه دال بر آريتمي است. آريتمي‌هاي شايعي كه منجر به تپش قلب مي‌شوند، فيبريلاسيون‌ دهليزي ‌، انقباضات پيش‌رس دهليزي يا بطني تاكيكاردي يا تند ضرباني‌ فوق‌ بطني‌ و بطني و ‌تند ضرباني‌ سينوسي ‌مي‌باشند. ضربانها در تاكيكاردي يا تند ضرباني‌ فوق‌ بطني‌ و بطني و ‌تند ضرباني‌ سينوسي ‌، سريع و منظم ، در فيبريلاسيون دهليزي سريع و نامنظم و در انقباضات پيش‌رس دهليزي يا بطني بصورت "يك در ميان" مشاهده مي‌شوند. 
در بعضي مواقع تپش قلب به صورت نابجا و نابهنگام بروز پيدا مي‌كند كه فرد احساس مي‌كند قلبش مي‌ريزد يا يك ضربه محكم به ديواره قفسه سينه اصابت مي‌كند. اگر فرد در اين حالت نبض خود را گرفته باشد متوجه مي‌شود كه يك نبض خالي زده است. اين نوع تپش قلب در اكثر موارد نشانه يكي از شايعترين آريتمي‌هاي قلبي به نام "انقباض پيش‌رس يا زودهنگام بطني" يا (PVC) است كه اگر تعداد آن از حدي بيشتر شود ممكن است خطرات جدي براي فرد به همراه داشته باشد. بيماريهاي ديگر و داروها


 
  • مصرف‌ بعضي‌ از مواد و داروها مثل‌ كافئين ‌، كوكايين ‌، افدرين‌ يا ساير داروهاي‌ تقويت‌كننده‌ دستگاه‌ سمپاتيك‌ ، دكونژستان‌ها ، داروهاي‌ كم‌كننده‌ اشتها ، قهوه‌ زياد ، كولا و ساير محركها با يا بدون‌ كافئين ، آمفتامين‌ها و سيگار باعث تپش قلب مي‌شوند.

علائم همراه

تشخيص بيماري زمينه‌اي عمدتا بر اساس ساير علائم و يافته‌هاي همراه داده مي‌شود. تپش قلب همراه با علائمي مانند سرگيجه ، تنگي نفس ، سرفه‌ ناخودآگاه‌ ، درد قفسه سينه ، غش‌ كردن‌ يا احساس‌ وقوع مرگ‌ يا در زمينهبيماريهاي قلبي نياز به بررسي بيشتر دارد. 

تشخيص علت تپش قلب

كسي كه دچار تپش قلب مي‌شود بايد در هر حال به پزشك مراجعه نمايد. پس از انجام معاينات لازم نوار قلب از بيمار گرفته مي‌شود كه تا حد زيادي مي‌تواند علت تپش قلب را مشخص كند. گاه نيز انجام آزمايشهايي براي تشخيص برخي بيماريهاي زمينه‌اي لازم است. در نهايت اگر علت تپش قلب مشخص نشود، دستگاهي به نام هولترمونيتور يا نوار قلب متحرك به فرد متصل مي‌شود تا اگر در طول 24 ساعت فرد دچار تپش قلب گردد، نوار قلب در همان حالت از بيمار گرفته شود و نوع آريتمي قلب فرد مشخص شود. علاوه بر هولتر مانيتور ر، مي‌توان از تست ورزشاستفاده كرد تا پزشك و بيمار اطمينان حاصل كنند كه فعاليت شديد ، عامل بوجود آورنده آريتمي خطرناك نيست. 

درمان

اصول درمان بر درمان آريتمي خاص تشخيص داده شده ، حذف عامل بوجود آورنده (دارو ، تنباكو ، قهوه ، چاي و الكل) تشخيص و درمان بيماريهاي همراه (پركاري تيروئيد ، افت قند خون ، علائم يائسگي و اضطراب) استوار است. در اكثر موارد با رعايت عادات مناسب زندگي و تغذيه ، پرهيز از استرسها و هيجانات و انجام ندادن فعاليتهاي ورزشي نامتناسب ، تپش قلب فرد بهبود مي‌يابد. 
به منظور خاتمه دادن آريتمي نابجا ، گاهي مانورهاي واگي متعدد توسط پزشك يا توسط فرد آموزش ديده انجام مي‌شود كه با تحريك عصب واگ باعث برگشت تپش قلب در بعضي از آريتمي‌ها مي‌شوند و عبارتند از: 
    • ماساژ ناحيه‌ كاروتيد گردن‌ (البته‌ منوط‌ به‌ اين‌ كه‌ روش‌ انجام‌ بدون‌ خطر اين‌ تكنيك‌ را فرا گرفته‌ باشيد.)
    • نگاه‌ داشتن‌ نفس‌ به‌طور كوتاه‌مدت‌
    • سرفه پي‌در‌پي
    • نيشگون‌ گرفتن‌ از پوست‌ بازو به‌ قدري‌ كه‌ باعث‌ درد شود.
    • زدن‌ آب‌ سرد به‌ صورت ‌، فرو بردن‌ سر در آب‌ سرد به‌ مدت‌ كوتاه‌ ، يا دوش‌ سرد بطوري‌ كه‌ آب‌ سرد روي‌ سر بريزد.
    • در بيني‌ و دهان‌ خود را بگيريد و سعي‌ كنيد به‌ ملايمت‌ هوا را از بيني‌ خارج‌ كنيد بطوري‌ كه‌ احساس‌ كنيد پرده‌هاي‌ گوش‌ به‌ سمت‌ بيرون‌ حركت‌ مي‌كنند.
درمان دارويي
  • در مواردي‌ كه‌ حمله‌ تند ضرباني‌ تكرار مي‌شود، امكان‌ دارد يك‌ يا چند دارو براي‌ كنترل‌ ضربان‌ قلب‌ تجويز شوند. در مواردي كه تپش قلب در اثر آريتمهاي قلبي ايجاد شده باشد، داروهايي مانند ديگوكسين ، كينيدين‌ ، مسدودكننده‌هاي‌ كانال‌ كلسيم ‌، پروكايناميد ، و داروهاي ضد‌ بتا آدرنرژيك‌ تجويز مي‌شوند. در آريتمي‌ها اگر ضربان‌ قلب‌ به‌ حالت‌ طبيعي‌ باز گردانده‌ نشود، امكان‌ دارد نارسايي‌ احتقاني‌ قلب ، حمله‌ قلبي ‌، يا ايست‌ قلبي ، كه‌ جان‌ بيمار را به‌ خطر مي‌اندازند، رخ‌ دهند.


 
  • گاهي نيز لازم مي‌شود كه براي تنظيم ضربان قلب ، دستگاهي به نام ضربانساز قلب (Pace maker) در قلب بيمار جاسازي شود تا در مواقع ضروري ضربان قلب بيمار را تنظيم نمايد.
  • ندرتاً استفاده‌ از شوك‌ الكتريكي‌ كنترل‌ شده‌ لازم مي‌شود.
گرفتن نبض

گرفتن نبض يكي از متداولترين و اوليه‌ترين معاينات پزشكي چه در رشته قلب و عروق چه در ساير رشته‌ها مي باشد. نبض انسان يكي از علائم حياتي او به شمار مي‌رود و در تشخيص بسياري از بيماريها پزشك را ياري مي‌دهد .نبض در واقع موجي است كه از مبداء سرخرگهاي بدن «قلب)به صورت گريز از مركز به سرخرگهاي كوچكتر و محيطيانتقال پيدا مي‌كند. به عبارت ديگر تپش و ضربان قلب در سرخرگها به صورت نبض نمود پيدا مي‌كند. بنابراين اگر كسي با گوشي پزشكي به صداي قلب گوش دهد و همزمان نبض بيمار را بگيرد, ميان يكي از صداهاي قلب و نبض همزماني نسبي احساس مي‌شود. همانگونه كه گفته شد نبض در تمام سرخرگهاي بدن وجود دارد اما در قسمتهايي قابل معاينه است كه سرخرگ از بستر نسبتاً سفتي عبور كند. از نظر سهولت معاينه , بهترين نبض , نبض مچ دست (يا راديال) مي‌باشد. اين نبض در سطح بدون موي مچ دست و نزديك به قاعده شست قابل لمس است. براي گرفتن نبض كافي است كه با انگشت سبابه محل نبض را پيدا كرده و در حدي آن را فشار دهيم كهجريان خون بيمار متوقف نشود ولي ضربان آن به راحتي حس شود. 
اولين چيزي كه از نبض مي‌توان برداشت كرد تعداد ضربات آن در يك دقيقه است . از آنجايي كه نبض انسان معمولاً پديده‌اي منظم است . اگر تعداد آن را در 15 ثانيه يا 30 ثانيه نيز بشماريم و حاصل را در 4يا 2 ضرب كنيم تعداد نبض در دقيقه حاصل مي‌شود. نبض انسان به طور طبيعي بايد 50تا100 ضربان در دقيقه باشد . نبضهاي تند تر يا كند تر از اين محدوده غير طبيعي است و بايد علت آن بررسي شود . البته هنگام خواب نبض انسان به حداقل خود مي‌رسد( اما نه كمتر از 50بار دقيقه) و در فعاليت ورزشي به حداكثر خود مي‌رسد (اما معمولاً نه بيشتر از 150 ضربان در دقيقه) . افراد ورزشكار نيز معمولاً در حالت استراحت نبض كند دارند( بين 50تا70 بار در دقيقه) كه اين امر نشانه سلامت قلب و عروق اين افراد مي‌باشد. 

نكته دوم كه بايد در گرفتن نبض مورد دقت شود. منظم يا نامنظم بودن آن است. شايد شايعترين بي‌نظمي آن باشد كه گاهي تند و گاهي كند مي‌شود. اگر اين تند و كند شدن نبض جرئي باشد ,نشانه بيماري خاصي نيست . اما اگر اين مساله شدت پيدا كند بايد علت آن به دقت بررسي شود. بي نظمي نسبتاً شايع نبض آن است كه گاهي حس مي‌كنيم يك نبض ساكت مي‌شود و ضرباني حس نمي‌شود گويي كه قلب در آن لحظه نتوانسته ضربان موثري داشته باشد. علت چنين نبضهايي نيز در بيشتر موارد آريتمي‌هاي قلبي بويژه از نوع انقباضهاي زود هنگام بطني است . 
نكته پر اهميت ديگر در گرفتن نبض , قوت و ضعف آن است . نبض افراد پر فشار و بويژه آنهايي كه تفاوت فشار سيستولي و فشار دياستوليشان بالاست، قوي مي‌زند. در حالي كه نبض افرادي كه فشار پايين دارند يا به هر علتي دچار خونريزي يا اسهال استفراغ شديد شده‌اند ضعيف مي‌باشد. به جز مچ دست قسمتهاي ديگري نيز در بدن براي اندازه‌گيري نبض به كار مي‌روند كه فهرست وار به نام آنها اشاره مي‌كنيم: نبض آرنج دست , نبض شاهرگ گردن, نبض كشاله ران, نبض پشت ران, نبض پشت قوزك داخلي پا و در نهايت نبض پشت كف پا. 

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۴۱ ] [ شب تاريك ]
>

كبد در قسمت راست بدن، درست زير ديافراگم قرار دارد، و بزرگترين و پيچيده ترين عضو در بدن است كه در قسمت بالايي شكم واقع شده است. كبد، مسؤول اعمال مختلف شامل تنظيم، سنتز، ذخيره سازي، ترشح ، تبديل ، انتقال و تجزيه بسياري از مواد مختلف است. كبد به هضم غذايي كه خورده مي شود كمك كرده ، بدن را از شر سموم خلاص مي كند و انسان بدون آن به سادگي نمي تواند زنده باشد. اعمال كبد شامل موارد زير است:

 

- سنتز ليپو پروتئين ها نظير كلسترول؛

- سنتز صفرا( زرداب) كه براي هضم و جذب چربي لازم است؛

- ساخت كارني تين براي استفاده در سلول هاي واسطه انتقال چربي؛

- تنظيم ميزان گردش كلسترول درخون؛

- ذخيره و آزادسازي گلوكز؛

- تبديل اسيد لاكتيك به گليكوژن؛

- تبديل ويتامين هايB به شكل فعال كو آنزيم آن؛

- تبديل آمونياك به اوره كه توسط كليه ها دفع مي شود؛

- توليد يا سنتز پروتئين هاي خاص نظيرآلبومين و فاكتورهاي انعقاد خون؛

- ذخيره موادي نظير گلوكز، ويتامين هاي محلول در چربي شاملK , E , D, B12 , A و فولات (اسيد فوليك )  و مواد معدني نظير مس و آهن؛

- تبديل و غير فعال كردن هورمون ها؛

- رفع مسموميت عوامل شيميايي كه بلعيده يا تنفس شده اند؛

- بر طرف كردن مواد مضر از خون و تبديل آن به موادي كه زيان كمتري دارند.

حقيقتاً هر ماده غذايي بايد قبل از اين كه بتواند ذخيره شود، انتقال يابد يا استفاده شود، توسط كبد به شكل بيوشيمي صحيح خود تغيير شكل پيدا كند. محل اصلي متابولسيم دارو در كبد است، زيرا كبد داراي آنزيمهاي فراوان و مواد جذب شده از روده هاست كه مستقيماً به كبد مي رسند.

با تمام اين اعمال بيوشيمي گوناگون كه توسط كبد انجام مي شود، هيچ تعجبي نيست كه كبد، تنها عضو بدن است كه خودش دوباره بازسازي مي شود و حتي اگر 25 درصد كبد برداشته شود، دوباره به اندازه و شكل طبيعي خود برخواهد گشت.

در جوامع امروزي با مصرف غذاهاي آماده و استفاده زياد از مواد شيميايي و آلوده كننده هاي محيط زيست ، اطلاع از چگونگي پركارشدن كبد در انجام فعاليت هاي  پرمشغله ، كار ساده اي است. مشكلات كبدي حساسيت و آلرژي را افزايش داده و سبب يبوست (PMS) مي شود.

 

در اينجا براي حفظ سلامتي اين عضو بدن چند توصيه ارائه مي شود :

- يك رژيم غذايي كم چربي و پرفيبر را در برنامه غذايي خود بگنجانيد.

- گوشت و حتي المقدور فرآورده هايي كه عاري از آلوده كننده ها  و هورمونها هستند را در برنامه غذايي خود بگنجانيد.

- از آنزيم هاي هضم كننده غذا ، براي كمك به هضم غذا استفاده كنيد.

- آب خالص بنوشيد.

- از قرار گرفتن در معرض عوامل سمي محيط زيست شامل دود اگزوز اتومبيل يا پاك كننده هاي شيميايي و حل كننده ها تا آنجا كه مي توانيد خودداري كنيد.

- ويتامين هاي آنتي اكسيدان( مثل ويتامينC,E) و مواد معدني نظير روي و سلنيوم را ( براي محافظت كبد از آسيب هاي راديكال هاي آزاد)  به برنامه غذايي خود اضافه كنيد.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۴۰ ] [ شب تاريك ]
>
حركات بدنسازي 

آموزش حركات بدنسازي فيتنس بادي كلاسيك ايروبيك نرمش حركت كوه نوردي

دوچرخه ثابت

تردميل قدم زدن سريع

تردميل دويدن 

الپتيكال يا اسكي مقاومت
Burpees* آغاز حركت 
در حالت چمباتمه زدن دست ها روي زمين جلوي بدن
* پرتاب پاها به سمت عقب
* بلافاصله پاي خود را به حالت چمباتمه زدن بازگشت دهيد
از موقعيت چمباتمه به سمت بالا جهش كنيد و بايستيد
* تكرار ، در حال حركت به همان سرعتي كه ممكن است

شما بايد سرعت سريع براي اين تمرين را حفظ كند. تلاش براي حداكثر ارتفاع با هر پرش. اكثر ورزشكاران بين 12 و 15 تكرار درهر 30 ثانيه به طور متوسط انجام مي‌دهند

پله نوردي

الپتيكال يا اسكي مقاومت

الپتيكال


سواركار
BurpeeAdvanced
همراه 
با انجام يك حركت شنا


پله خوابيده

صخره نوردي

نيروسنج بازو

دوچرخه ثابت پشتي دار

الپتيكال پشتي دار

اسكي ريل

پارو زدن

الپتيكال دوچرخه 

پروانه زدن

پله نورد

اسكي ريل




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۴۰ ] [ شب تاريك ]
>
نقش هورمونها در ورزش

هورمون چيست؟

«هورمون» كلمه‌اي است با ريشه يوناني به معني«تحريك به فعاليت» هورمون‌ها تركيباتي هستند كه توسط غدد ريز درون بدن توليد مي‌شوند و تغييرات ساختماني و فيزيولوژيك آن منطقه را هماهنگ مي‌كنند و در بسياري از عوامل حياتي بدن نقش دارند

انواع هورمون‌ها

هورمونها از نظر تركيب شيميايي به سه دسته تقسيم مي‌شوند :

هورمونهاي پپتيدي : كه مي‌توانند پپتيد ساده باشند يا گليكوپپتيد. يك هورمون پپتيدي ساده در بدن انسان مثل انسولين

هورمون‌هاي استروئيدي : كه از كلسترول منشا مي‌گيرند مثل هورمون‌هاي استروژن ، تستسترون

هورمونهاي آميني : كه فقط از يك اسيدآمينه تشكيل يافته‌اند كه شامل هورمونهاي تيروييدي و هورمونهايي مي‌باشند كه از قسمت مركزي غده فوق كليوي ترشح مي‌شوند و عبارتند از دوپامين ، آدرنالين و نورآدرنالين


هورمون تستسترون

ابتدا به سراغ مهمترين آنها هورمون تستسترون مي رويم . تستسترون هورمون جنسي مردانه است كه باعث بلوغ و صفات مردانه و عضله سازي مي شود و در بدن مردان و زنان توليد ميشود اما مقدار آن در مردان 20 برابر زنان است .

تستوسترون هورموني آنابوليك عضله ساز (افزاينده انرژي جنسي و مسئول بروز صفات مردانه) بوده و كاهش ترشح آن در بدن موجب بروز اختلالات فراوان مي گردد.

از علايم كمبود اين هورمون در بدن مي توان به موارد زير اشاره كرد:

1) كاهش محسوس حجم و قدرت عضلاني :
كاهش قدرت و حجم عضلاني را مي توان از بارزترين علايم پيري در انسان دانست.كاهش ميزان ترشح هورمون تستوسترون با كاهش ميزان سنتز پروتئين در عضلات و در نتيجه كاهش حجم عضلات و همچنين با كاهش قدرت انقباض تارهاي عضلاني ارتباطي مستقيم دارد.كاهش حجم عضلاني نيز به نوبه خود موجب تشديد روند طبيعي پيري و همچنين افزايش خطر شكستگي استخوانها مي گردد.

2) افزايش ميزان تجمع چربي در بدن ،مخصوصا در اطراف شكم و پاها
كاهش ميزان ترشح هورمون تستوسترون در بدن علاوه بر افزايش ميزان تجمع چربي زايد در بدن ممكن است موجب بروز عارضه ژنيكوماستي (بزرگ شدن سينه در مردان) در مردان نيز گردد.با كم شدن ميزان تستوسترون موجود در بدن،ميزان ترشح هورمون «لپتين »نيز افزايش پيدا مي كند.«لپتين» هورموني پپتيدي است كه از بافت چربي ترشح شده و اين امر بيش از پيش موجب تشكيل بافت چربي در بدن مي گردد.

3) كاهش تراكم استخواني
تحقيقات نشان مي دهند كه كاهش ميزان ترشح هورمون تستوسترون در مردان با كاهش تراكم استخوانها و در نتيجه با بروز عارضه پوكي استخوان رابطه اي مستقيم دارد.تحقيقات همچنين نشان داده است كه كاهش ميزان ترشح هورمون «استراديول» و «تستوسترون »در زنان نيز موجب بروز عارضه پوكي استخوان مي گردد! يادآوري اين نكته نيز ضروري است كه هورمون تستوسترون به ميزان اندك در بدن زنان نيز توليد و ترشح مي شود. گفته مي شود كه بيش از 30% از مردان بالاي 60 سال جهان از عارضه پوكي استخوان رنج مي برند.به عبارت ساده تر مي توان گفت كه از هر 6 مرد مسن لااقل 1 نفر در طول عمر خود دچار شكستگي استخوان در ناحيه لگن مي گردد.


4) كاهش مهارتهاي ياد گيري و كاهش قدرت تمركز
تحقيقات نشان مي دهند كه كاهش ميزان ترشح هورمون تستوسترون با افت قواي يادگيري و همچنين با كم شدن قدرت حافظه در انسان ارتباط مستقيم و تنگاتنگي دارد.

 راههاي طبيعي افزايش هورمون تستسترون:

در تمرينات به حركات پايه اولويت دهيد :

جهت افزايش سطح تستسترون اجراء جلسات تمريني را بر محور حركات اساسي و پايه متمركز سازيد مطالعات نشان داده است كه در حركات تركيبي و چند مفصلي كه براي اجراء آنها نياز به درگيري چند گروه عضلاني است در قياس با حركات تك مفصلي كه براي اجراء آنها تنها نياز به يك عضله و عضلات كوچك است ميزان ترشح هورمون تستسترون به مراتب بسيار بيشتر بوده است براي مثال ترشح تستسترون در اجراء حركاتي همچون اسكوات، پرس سينه، زيربغل هالتر خم بارفيكس به مراتب خيلي بيشتر از اجراء حركاتي همچون جلوبازو و يا پشت بازو مي باشد. شايد همين مزيت تستسترون بيشتر يكي از دلايل اصلي افزايش حجم بازو بر اثر اجراء حركت اسكوات باشد

آجيل و خشكبار را به رژيم غذائي روزانه اضافه كنيد:

تحقيقات نشان داده است مرداني كه در رژيم غذائي شان از (روغن موجود در خشكبار و آجيل) به ميزان كافي استفاده مي كنند داراي بالاترين سطح تستسترون مي باشند. البته هنوز علت اصلي براي محققين ناشناخته مانده است ولي گروهي از آنها بر اين باورند كه روغن هاي غيراشباع داراي يك تأثير مستقيم بر روي سطح توليد تستسترون توسط بيضه ها مي باشند. از منابع اصلي روغن هاي غيراشباع مي توان از روغن زيتون، روغن كانولا و روغن موجود در آجيل ها نام برد.

۳ ست براي هر حركت

محققان ايالات پنسيلوانيا به اين نتيجه رسيدند كه اجراء ۳ ست در قياس با يك يا دو ست بيشترين افزايش سطح تستسترون را دارا مي باشد. براي دستيابي به ريكاوري كافي و همچنين كسب قدرت لازم جهت اجراء ست دوم يا سوم با حداقل وزنه كه حدود ۷۰ درصد يك تكرار حداكثر است تمرين كنيد و حتماً يك دقيقه كامل بين ست ها استراحت كنيد.

 

شدت استراحت تان را بيشتر از شدت تمرين در نظر بگيريد

عارضه تمرين بيش از حد (تمرين زدگي) يعني فرصت ندادن كافي به بدن براي ريكاوري و بازيابي بين جلسات تمرين طبق آزمايش هاي به عمل آمده توسط محققين  تمرين زدگي به تنهائي مي تواند سطح تستسترون جاري در خون را تا ۴۰ درصد كاهش دهد از علائم تمرين زدگي مي توان به بي خوابي. برقراري وكوچك شدن ساير عضلات اشاره كرد. براي جلوگيري از ابتلاء به عارضه تمرين زدگي سعي كنيد از تمرين كردن يك عضله به صورت دو روز پشت سر هم جداً خودداري كنيد.

 

از نوشيدن مشروبات الكلي بپرهيزيد

الكل تأثير مستقيمي بر روي عملكرد غدد درون ريز دارا مي باشد و در نتيجه باعث مي شود كه توليد هورمون تستسترون توسط بيضه ها به ميزان قابل توجه كاهش يابد.

 

چربي

اگر خواستار افزايش سطح تستسترون هستيد پس سعي كنيد ۳۰ درصد كالري دريافتي رژيم غذائي روزانه تان را از طريق منابع چربي (علي الخصوص نوع غيراشباع شده آن) تأمين نمائيد. پيروي از يك رژيم گياه خواري مي تواند سطح تستسترون را به شدت كاهش دهد.

 

اما استفاده از اين هورمون و يا استفاده از ماده استروئيد كه در بدن تبديل به تستسترون ميشود اخيراً توسط ورزشكاران مورد سوء استفاده قرار گرفته و در بسياري از خبرهاي ورزشي مي خوانيم كه ورزشكاران     حرفه اي بر اثر استفاده از ماده انرژي زاي استروئيد كه در بدن تبديل به هورمون تستسترون مي شود از شركت در مسابقات جهاني محروم شده و يا مجبور به پس دادن مدال هاي خود مي شوند.
نتايج تحقيقات بيان ميكند كه مردم بايد متوجه استفاده از مكمل هاي حاوي تستسترون باشند حتي اگر سبب ماهيچه سازي شده و انرژي زا نيز باشند زيرا استفاده بيش از حد اين هورمون منجر به اختلالات رفتاري مانند پرخاشگري و تمايل به خودكشي مي شود. همچنين استفاده از اين هورمون در دراز مدت سبب تخريب سلولهاي مغزي شده و در نتيجه بروز بيماري هايي نظير آلزايمر در سنين بالاتر را به همراه دارد .

عوارضي كه از مصرف نابجاي هورمون هاي استروئيدي حاصل ميشه... بعضي هاشون با قطع دارو برطرف ميشن و بعضي هاي اونها برطرف نميشن و مشكل دائمي ايجاد مي كنند.در مردان :زياد شدن جوش هاي غرور جواني ,كيست , پوست و موي چرب , ,درد و مشكلات ديگر ادرار كردن ,افزايش احتمال سرطان پروستات ديده ميشه و در زنان :مردانه شدن بدن ,ضخيم شدن پوست  ,خشن شدن صدا ,رشد زياد موهاي بدن , ريزش موي فرق سر ،امكان مختل شدن رشد و غيره... از جمله مواردي هستند كه جزء عوارض دائمي به حساب ميان .

 

انسولينبعد ازتستسترون آنابوليك ترين هورمون بدن انسولين است كه در جذب پروتئين و بازسازي عضلات بعد از تمرين تاثير بسزائي دارد ( به همين دليل مصرف مكمل هاي آمينو با آب ميوه هاي شيرين توصيه مي شود) نقطه مقابل هورمونهاي ذكر شده كورتيزول و گلوكاگون است كه اصطلاحا به آنها هورمونهاي كاتابول (تحليل برنده عضلات ) گفته مي شود كورتيزول هورموني است كه موجب تجزيه عضلات مي گردد و ترشح آن با استرس افزايش مي يابد و هر چه عضلات تحت فشار كمتري قرار داشته باشد بدن بيشتر در حالت كاتابوليك قرار مي گيرد گلوكاگون در شرائط كاهش قند خون و فقدان منابع انرژي با تجزيه بافتهاي پروتئيني موجب سنتز و تبديل آنها به قند ها و منبع انرژي مي كند .

سومين هورمون، هورمون رشد يا سوماتروپين است كه در سنين نوجواني باعث رشد قد و بعد از اتمام سن رشد هنگام خواب به مقدار خيلي كم ترشح ميشود و موجب بازسازي بافتهاي فرسوده از جمله عضلات آسيب ديده از تمرين و تامين انرژي آن از محل ذخائر چربي مي شود

لپتين هورموني كه از بافتهاي چربي ترشح و موجب احساس سيري در فرد مي شود و گرلين توسط معده و باعث تحريك اشتها و ايجادحالت گرسنگي مي شود. تمرينات ورزشي شديد و مداوم باعث تحريك بدن به ترشح هورمونهاي تستسترون و هورمون رشد مي گردد.

 

 

كاهش انسولين در مغز در نتيجه ورزش و رژيم غذايي مناسب نشانه طول عمر است

انسولين هورموني است كه ميزان گلوكز را تنظيم مي‌كند.افرادي كه منظم ورزش مي‌كنند به طور متوسط بيشتر عمر مي‌كنند. رژيم غذايي محدود، ورزش و وزن پايين، بافت‌هاي بدن را نسبت به انسولين حساس نگه مي‌دارد و اين بدان معني است كه در اين شرايط بدن نياز به توليد انسولين كمتري دارد و باعث كاهش عملكرد انسولين در مغز شده و در نتيجه به جوانتر ماندن و افزايش طول عمر انسان كمك مي‌كند.

 

 

نقش ورزش در متعادل شدن هورمون‌ها در بدن

جاي هيچ شكي وجود ندارد كه مي‌توان با ورزش جسمي سالم و نيرومند داشت. مطالعات علمي نشان داده است ، افرادي كه به طور مرتب ورزش مي‌كنند و وزني متناسب دارند، بيشتر عمر مي‌كنند. تمرينات ورزشي مستمر و برنامه‌دار و همچنين كنترل وزن به طور چشم‌گيري بيماري‌هاي قلبي، عروقي و سكته‌ها را كاهش مي‌دهد و باعث پايين آمدن فشار خون و كاهش كلسترول خون مي‌شود. شخص ورزشكار و متناسب، بهتر  با بيماري‌ها مقابله مي‌كند .

نقش هورمون بر كاهش افسردگي


يكي از تأثيرات ورزش، رهايي از افسردگي است. شما با ورزش ميزان و ترشح هورموني به نام«اندروفين» «Endrophine» را بالا مي‌بريد.

 

 

 

 

 

حال چگونه اندروفين باعث تغييرات خلق و خوي ما مي‌شود؟

پس از ورزش اين هورمون كه مربوط به بافت عصبي است. توسط «هيپوتالاموس» ساخته مي‌شود و به كمك «هيپوفيز» به جريان خون وارد مي‌شود. «اندروفين» وارد اعصاب انتقال دهنده درد به مغز مي‌شود. پس از آن به گيرنده‌هاي «تسكين دهنده درد» در «نرون» متصل مي‌شود. اين گيرنده‌ها مثل گيرنده‌هايي است كه داروهايي چون «مورفين» به آن اتصال پيدا مي‌كنند. «اندروفين» با تأثير بر روي «گيرنده‌هاي عصبي» مانع آزاد شدن مولكول‌هاي پيام رسان عصبي از پايانه عصب مي‌شود.
بنابراين هيچ پيام دردي به مغز نمي‌رسد. به همين دليل اين هورمون را بي‌حس كننده و تخفيف دهنده درد مي‌دانند. همين اثر اندروفين به بدن باعث حس خوشحالي و نشاط در فرد مي‌شود، در حالي كه درد را نيز كاهش مي‌دهد و فشارهاي عصبي را كم مي‌كند و باعث تخليه تنش مي‌شود. به همين دليل آن را مسكّن طبيعي بدن مي‌نامند.


چگونه ورزش كردن باعث آزاد سازي «اندروفين» مي‌شود؟

(اندروفين شامل 4 نوع آلفا- تبا- سيگما و گاما است.) در زمان ورزش كردن سطح تبا اندروفين خون در بالاترين ميزان خود قرار مي‌گيرد. در زمان انجام حركات سريع بيش از 30 دقيقه ، تا پنج برابر نسبت به زمان استراحت افزايش پيدا مي‌كند، البته نسبت از شخصي به شخص ديگر با توجه به ميزان استمرار او در ورزش فرق مي‌كند.
هر چه بيشتر تمرين داشته باشيد و حركات ورزشي‌تان منظم‌تر و مرتب‌تر باشد، بدن شما به طور طبيعي در مقابل اين ماده مقاومت بيشتري نشان مي‌دهد و اينجاست كه بايد براي رسيدن به آن خوشحالي و نشاط شدت تمرينات را بالا ببريد تا بدن بتواند همان ميزان «اندروفين» را توليد كند.


 

 

نقش هورمون رشد(سوماتروپين) در بدن


هورمون رشد انساني، توسط غده هيپوفيز توليد مي‌شود و نقش كليدي در عملكرد سيستم ايمني بدن، ترميم بافت‌ها، جايگزيني سلول‌ها و استحكام استخوان‌ها ايفا مي‌كند. با وجودي كه با بالا رفتن سن از سطح هورمون رشد كاسته مي‌شود باز با اين وجود مي‌توانيد به‌صورت طبيعي سطح هورمون رشد را افزايش دهيد.

در دوران كودكي هورمون رشد باعث بلند شدن قد مي‌شود. زماني‌كه فرد به نهايت رشد قدي خود رسيد اين هورمون تغيير نقش مي‌دهد و دوران بزرگ‌سالي اين هورمون ديگر به بلند شدن قد كمك نمي‌كند و در عوض به كاهش چربي بدن كمك مي‌كند. از همين‌رو از اين هورمون در دوران ميان‌سالي و پيري مي‌توان به‌عنوان هورمون سلامتي و تندرستي نام برد.

تحقيقات نشان داده كه فعاليت‌هاي ورزشي غيرهوازي و انفجاري مثل دوي سرعت باعث ترشح ميزان قابل توجهي هورمون رشد مي‌شود. جدائي از موارد فوق بررسي‌هاي ديگر نشان داده كه يك‌سري از آمينواسيدها نيز كمك مضاعفي به ترشح هورمون رشد مي‌كنند.

بدنسازان به جهت پيشرفت بهتر و عضله سازي بيشتر از اين هورمون استفاده ميكنند البته هورمون رشد به طور طبيعي در بدن ساخته ميشود ولي با افزايش سن از ترشح آن كاسته ميشود در كشورهاي مثل آمريكا اين هورمون غير مجاز و دوپينگ شناخته نميشود و جزء داروهاي مفيد است البته بدنسازان در سطح پيشرفته و در دوران تفكيك عضلاني از اين هورمون استفاده ميكنند چون اين هورمون علاوه بر عضله سازي خاصيت چربي سوزي نيز دارد به هر حال استفاده از آن به افراد مبتدي وافرادي كه زير ۱۸ سال هستند توصيه نميشود چون به زبان ساده موجب اختلال در رشد طبيعي بدن ميشود و در افراد بالغ احتمال رشد عرضي استخوانها وجود دارد.

 

 

 

راه‌هاي طبيعي افزايش هورمون رشد

چندين راه براي افزايش طبيعي هورمون رشد در بدن وجود دارد:

۱) اول از همه پيروي از رژيم غذائي كه در آن به‌ازاء هر كيلوگرم از وزن بدن ۲/۲ گرم پروتئين به بدن برسد. يك وعده پر پروتئين باعث افزايش ترشح هورمون رشد مي‌شود.

۲) دومين روش اين است كه از مكمل‌هاي آزادكننده هورمون رشد استفاده كنيد (آنهائي‌ كه حاوي آرژنين پيروگلوتاميت و ليسين مونوهيدروكلريد هستند) از اين مكمل‌ها قبل از تمرين استفاده كنيد .


۳) يكي از موارد ديگر افزايش‌دهنده هورمون رشد داشتن خواب كافي شبانه است. حداكثر ترشح هورمون رشد به‌صورت طبيعي در نيمه شب و از ساعت ۱۱ تا ۲ بامداد مي‌باشد كه معمولاً پس از گذشت ۴۵ دقيقه از به خواب رفتن ترشح آن شروع مي‌شود. بنابراين با زود خوابيدن مي‌توانيد به نحو قابل توجهي به ترشح هورمون رشد كمك كنيد.همچنين تحقيقات نشان داده است افرادي كه اغلب در نيمه شب مشغول بكار هستند(مانند افراد شاغل در كارخانجات و غيره) سطح ترشح هورمون رشدشان به طور چشمگيري كاهش پيدا كرده است .

4)راه آخر اينكه زيركانه تمرين كنيد. تمرين سنگين با تكرارهاي كم راهي مؤثر براي افزايش قدرت است. تمرين با تكرارهاي زياد و وزنه‌هاي متوسط بيشتر براي ترشح هورمون رشد مؤثر است. بنابراين كار اشتباهي است اگر تكرارهاي زياد را از برنامه‌هاي خود حذف كنيد. ترشح هورمون رشد نتيجه‌اي است از تمرينات پرمقدار كه همچنين باعث تحريك چربي‌سوزي هم مي‌شود

هورمون رشد و ورزش: بررسي شده كه اين هورمون در هنگام ورزش بالا ميره و بيشتر هم تحت تاثر شدت تمرين هست..
پاسخ اين هورمون نسبت به تمرين ظاهرا مربوط به سطح آمادگي فرد هست...

 افزايش اين هورمون در طي ورزش به اين عوامل ارتباط دارد:
 افزايش هورمون رشد بستگي دارد به : جنس ورزشكار-شدت تمرين- ميزان تمرين
دادن رژيم غذائي خاص قبل ورزش( مخصوصا چربي) روي ترشح اين هورمون در طي ورزش تاثير ميگذارد. همچنين در طي ورزش, هورمون رشد, تستوسترون , كورتيزول, لاكتات در خون ورزشكاران بالا ميرود

 
 تمرينات غيرهوازي كوتاه و سرعتيتحقيقات نشان داده كه افزايش هورمون رشد تا ۵۳۰ درصد از طريق انجام دوهاي سرعت وجود دارد. همان عملكرد دوي سرعت را مي‌توان به روش‌هاي مختلف به‌دست آورد، كه از جمله مي‌توان به شنا كردن، دوچرخه‌سواري ، اسكي صحرائي اشاره كرد. اگر به تمرين با دستگاه‌هاي ايروبيك علاقه‌مند هستيد پس مي‌توانيد از دستگاه دوي درجا، پله، دوچرخه ثابت و ... استفاده كنيد.
آمينواسيدها بلوك‌هاي سازنده، تمامي پروتئين‌ها هستند كه آنزيم‌ها هورمون‌ها، عضلات، استخوان‌ها، پوست و ارگان‌هاي بدن را تشكيل مي‌دهند.
يك‌سري از آمينواسيدها نشان داده‌اند كه موجب ترشح هورمون رشد مي‌شوند. اين قبيل آمينواسيدها هم به ‌صرفه و هم بدون عوارض جانبي هستند كه باعث تحريك هورمون رشد به ترشح مي‌شوند. با اين وجود اخيراً مشخص شد كه گلوتامين كه فراوان‌ترين آمينواسيد بدن نيز به حساب مي‌آيد نقش مؤثري در آزادسازي هورمون رشد دارد.

بعضي از عوارض مصرف هورمون رشد:

در مان با اين هورمون خطر وقوع لغزش درگردن استخوان ران را بهمراه دارد و همينطور ممكنه افرادي كه در باشگاه هاي بدنسازي و زيبايي اندام ورزش مي كنند و از هورمون رشد استفاده مي كنند بايد بدانند كه هر چند هورمون رشد در بزرگ شدن عضلات و افزايش حجم آنها و ايجاد نيرو در فرد موثر است اما مصرف بي رويه و طولاني مدت آن مي تواند در افراد سرطان هاي متفاوت ايجاد كند.  
يكي از ويژگي هايي كه در هورمون رشد وجود دارد اين است كه باعث تحريك رشد بافت ها مي شود و در فردي كه يك بافت سرطاني نهفته دارد مي تواند با مصرف بي رويه هورمون رشد تحريك و فرد را دچار سرطان كند.
مشكل ديگري كه استفاده از هورمون رشد در افراد بالغ ايجاد مي كند اين است كه در افرادي كه رشد استخوان هايشان پايان يافته است تزريق هورمون رشد موجب رشد طولي اين افراد نمي شود بلكه رشد عرضي آنها را موجب مي شود و باعث غول پيكري يعني بزرگ شدن بيني و دست هاي آنها مي شود.
توصيه مي شود اين افراد به هيچ فرد از هورمون هاي رشد و حتي هورمون هاي ديگر مانند تستوسترن استفاده نكنند چرا كه در دراز مدت مشكلاتي براي فرد ايجاد مي كند كه در برخي موارد برگشت ناپذير است. مصرف هورمون رشد به طور مستمر ممكن است موجب بروز بيماري قند ، بيماريهاي عضلاني و كوتاه تر شدن طول عمر بشود. توجه به عوارض هورمون رشد به قدري روز افزون است كه برخي از كارشناسان معتقد ند كه بايد هورمون رشد در رديف مواد تحت كنترل در آيد و از مقدار توزيع آن در بازار كاسته شود.

 نتايج حاصل از افزايش سطح هورمون رشد
 افزايش قدرت ، افزايش سطح انرژي ، حفظ حجم عضلاني بدن ، كاهش درصد چربي بدن ، حفظ رنگ طبيعي مو ، كاهش چين و چروك ، كاهش افسردگي ، افزايش استقامت ، افزايش عملكرد سيستم دفاعي بدن ، افزايش قدرت حافظه ، افزايش خروجي قلب و داشتن فشار خون طبيعي .



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۳۹ ] [ شب تاريك ]
>
آشنايي با آناتومي گردن

ستون فقرات گردني شامل هفت مهره و ديسكهاي بين مهره اي است. اين مهره ها با تحمل وزن سر، عامل حركات متنوع آن نيز هستند. ريشه هاي عصبي مربوط به اندامهاي فوقاني از ميان مهره هاي گردن عبور كرده و سپس به نواحي بازو، ساعد و انگشتان دستان امتداد مي يابند، عضلات بسياري در ناحيه گردن وجود دارند، بعضي از آنها از ناحيه پس سري تا مهره هاي سينه اي كشيده شده اند.


ضعف هاي عضلاني، كشيدگي هاي عضلاني ناگهاني و بيش از حد، وضعيت هاي غلط در ايستادن، نشستن، خوابيدن و غيره مي توانند عامل بروز دردهاي ناحيه گردن باشند. دردهاي گردن مي توانند منشاء استخواني، عضلاني و عصبي غيره داشته باشند.

● ساختار اسكلتي:

جزء ستون مهره ها مي باشد كه هفت مهره از سي و سه مهره را تشكيل مي دهد .
در مهره هاي گردن اولين مهره ، اطلس نام دارد كه داراي جسم مهره اي نمي باشد و به صورت يك حلقه استخواني است . دومين مهره به نام اكسيس كه به مهره اول متصل شده و موجب حركات چرخش سر به چپ و راست مي شود . مهره هفتم گردني داراي بلند ترين زائده شوكي بوده و از بقيه مهره هاي گردن بلند تر است . در بخش خلفي گردن قابل لمس مي باشد و در ضمن متمايز كننده مهره هاي گردني يا پشتي است .

● آناتومي گردن

يكي از انعطاف‌پذيرترين نواحي در ستون فقرات، ناحيه گردني (سرويكال) است. ستون فقرات گردني شامل هفت مهره و ديسك‌هاي بين مهره‌اي است. اين مهره‌ها با تحمل وزن سر، عامل حركات متنوع آن نيز هستند. ريشه‌هاي عصبي مربوط به اندام‌هاي فوقاني از ميان مهره‌هاي گردن عبور كرده و سپس به نواحي بازو، ساعد و انگشتان دست امتداد مي‌يابند. عضلات بسياري در ناحيه گردن وجود دارند. بعضي از آنها از ناحيه پس سري تا مهره‌هاي سينه‌اي كشيده شده‌اند.
عروق خوني، اعصاب و ساختمان‌هاي بالاتنه را به سر متصل مي‌كنند: سرخرگ كارتيد، سياهرگ وداجي، سياهرگ نايي، سياهرگ مهره‌اي، غده تيروئيد، اعصاب گردني و شبكه عصبي بازويي.

اين ساختمان‌ها در فضاي فشرده محدودي قرار گرفته‌اند. بنابراين اگر يك منطقه آسيب ببيند، احتمالا ساختمان‌هاي ديگري نيز از اين آسيب متأثر مي‌شوند. در نتيجه زماني كه با درد ناحيه گردن مواجه مي‌شويد، اين احتمال وجود دارد كه علت اين درد به منابع ديگري مربوط شود كه از جمله آنها مي‌توان به تورم گره‌هاي لنفاوي، برجستگي ديسك بين مهره‌اي (زماني كه ديسك گردن جابجا شود)، پيچ خوردگي رباط و كشيدگي عضله اشاره كرد. با اين وجود كمتر اتفاق مي‌افتد كه راجع به اهميت گردن فكر كنيد. در ضمن وقت كمتري را به اجراي تمرينات تقويتي گردن اختصاص مي‌دهيد. تنها كساني كه از اهميت اين موضوع آگاه دارند، ورزشكاراني هستند كه رشته ورزشي آنها مستلزم تماس بدني است.

● ساختار عضلاني:

عضلات جناغي چنبري پستاني ، طويل گردني ، راست راسي قدامي ، طويل راسي و نردباني خلفي، مياني و قدامي ، عضلات موجود در اين ناحيه مي باشد كه حركات تا شدن ، باز شدن و چرخش ها را براي سر شما امكان پذير مي كنند .
قوي كردن اين عضلات مي تواند تا حدي از درد در ناحيه گردن در ميانسالي را كاهش دهد
تفاوت عمده‌اي ميان عضلات گردن و عضلات اندام‌ها وجود دارد. در مورد اندام‌ها بايد گفت كه يك عضله (نظير عضله بازويي چپ) به مجموعه‌اي از استخون‌ها (واقع در بازوي چپ) متصل است. برخلاف آنچه گفته شد عضلات گردن روي يك ساختمان كلي (نظير جمجمه يا مهره‌هاي گردن) فعاليت مي‌كنند. به اين منظور، عضلات طرفين گردن طوري قرار گرفته‌اند كه يك عضله در هر طرف گردن وجود دارد. گردن مركب از چند عضله مختلف است. اما فقط چند تا از آنها به تنهايي روي مهره‌ها فعاليت مي‌كنند. در اين جا راجع به عضلاتي كه حنجره(حاوي طناب‌هاي صوتي) و حلق (گلو) را تحت كنترل قرار مي‌دهند بحث نمي‌كنيم.

● عضله ترقوي- ماستوئيدي

نام اين عضله حاوي اطلاعات ارزنده‌اي است. زيرا محل استقرار سر ثابت و متحرك اين عضله را به خوبي نشان مي‌دهد. اين عضله دو طرفي از دو منطقه جناغ سينه و ترقوه شروع مي‌شود. ترقوي به طرف بالا و پهلو امتداد داشته، به زايده ماستوئيدي استخوان گيجگاهي متصل بوده و سر متحرك اين عضله را تشكيل مي‌دهد. برجستگي كوچكي كه در قاعده جمجمه و پشت گوش احساس مي‌كنيد محل دقيق زايده مستوئيدي را به خوبي نشان مي‌دهد. زماني كه يكي از عضلات ترقوي- ماستوئيدي فعال مي‌شود سر به طرف عضله فعال كج مي‌شود. زماني كه دو عضله با هم فعاليت مي‌كنند گردن به جلو خم مي‌شود و اين عمل از طريق حركت چانه به طرف سينه ميسر مي‌شود.

● عضله مهره‌اي رأسي

اين عضله، بخشي بزرگ و فوقاني (به طرف سر) عضله مهره‌اي را تشكيل مي‌دهد كه در قسمت اعظم طول بخش مياني پشت امتداد دارد. بخش رأس (سر) عضله مهره‌اي از طرفين زايده‌هاي خاري (برجستگي وسط مهره) قفسه منشعب شده و در محل اتصال به زايده ماستوئيدي، سر متحرك عضله را تشكيل مي‌دهد. زماني كه دو عضله چپ و راست با هم فعاليت مي‌كنند، گردن و سر كشيده مي‌شود.

● عضله نردباني قدامي

عضله ترقوي- ماستوئيدي، عضلات نردباني قدامي، مياني و خلفي را تا حدي پوشش مي‌دهد. عضله نردباني قدامي از زايده‌هاي عرضي (برجستگي كناره‌هاي هر مهره) بخش مياني ۳ يا ۴ مهره گردني سرچشمه مي‌گيرد. اين عضله به طرف پايين و پهلو كشيده شده و سر متحرك آن در ناحيه دنده اول به وجود مي‌آيد. عمل اين عضله سبب مي‌شود منطقه گردني ستون مهره‌ها خم شود.

● عضله نردباني مياني

عضله نردباني مياني بزرگ‌تر از ساير عضلات نردباني است. سر ثابت آن در ۶ مهره گردني قرار دارد. عضله نردباني مياني نيز همچون عضله نردباني قدامي به پايين و پهلو كشيده مي‌شود و سر متحرك آن در دنده اول قرار دارد. بين دو عضله نردباني مياني و قدامي، روزنه‌اي وجود دارد كه توسط اعصاب و عروق خوني مهمي كه به عضلات بازو و بالاتنه كشيده مي‌شوند، پر مي‌شود. عمل اين عضله سبب مي‌شود مهره‌هاي گردني خم شده و به طرف مخالف بچرخند (عضلات سمت چپ، سر را به طرف راست مي‌چرخانند).

● عضله نردباني خلفي

معمولا عضله نردباني خلفي كوچك‌تر از دو عضله نردباني ديگر است. اين عضله از پشت زايده عرضي ۲ يا ۳ مهره گردني تحتاني منشعب مي‌شود. عضله نردباني خلفي به طرف پايين كشيده شده، بين عضله نردباني مياني و عضله بالا برنده كتف قرار گرفته از دنده اول عبور كرده و با دنده دوم يا سوم ارتباط پيدا كرده و سر متحرك اين عضله را تشكيل مي‌دهد. اين عضله، مهره‌هاي گردني را منقبض كرده و مي‌چرخاند.

● عضله طويل

نام اين عضله به اين علت انتخاب شده است كه جزو عضلات دراز بدن است. در واقع عضله طويل، بخش فوقاني عضلات راست كننده مهره‌ها را تشكيل مي‌دهد. اين عضله از زايده عرض مهره‌هاي گردني شروع شده و در زايده عرضي مهره‌هاي فوقاني (به طرف بخش فوقاني سر)، سر متحرك عضله را به وجود مي‌آورد. زماني كه عضله طويل يك طرف گردن فعاليت كند، گردن به پهلو خم مي‌شود؛ اما زماني كه هر دو عضله طويل با هم فعاليت كنند، عضله را نيز مي‌كشند.

●  اعصاب جلوي گردن :

به گزارش خبرنگار سايت پزشكان بدون مرز ، پوست روي عضله ي  Trapezius  در پشت گردن و پوست پشت كاسه ي سر تا ورتكس شاخه هاي خلفي c2 تاc5 را به صورت سگمنتال دريافت مي كند.

عصب اكسيپيتال بزرگ ( ( Great  Occipital  Nerve   ازشاخه ي خلفي عصب c2 جدا مي شود.

پوست جلوي گردن و همچنين طرفين گردن شاخه هاي قدامي اعصاب  c2 تا c4 را از طريق شاخه هاي گردني دريافت مي كند. ضمنا اين شاخه هااز زير كنار خلفي   Sternocleidomastoid ظاهر مي شوند.

عصب اكسيپيتال كوچك (Lesser  Occipital  Nerve ) ازc2 بعد از دور زدن عصب شوكي در طول كنار خلفي عضله اي استرنوكليد و ماستوييد به بالا مي ايد تا به پوست بخش خارجي ناحيه ي  Occipital  و سطح داخلي لاله ي گوش وارد مي شود.

عصب جلدي عرضي (Transverse Cutaneous Nerve) ازc2  و c3 از پشت بخش مياني كنار خلفي عضله ي استر نو كليد ماستوييد ظاهر مي شود. سپس در عرض عضله به جلو آمده و با دادن شاخه هايي به پوست سطوح قدامي و خارج گردن از تنه ي مانديبل تا جناغ ادامه مي يابد.

عصب سوپراكلا ويكولار (Supraclavicular Nerve ) ازc3 و c4 از زير كنار خلفي عضله ي استرنو كليد و ماستوئيد ظاهر مي شود ودر نيمه ي خارجي گردن به پايين آمده و باعبور از روي ديواره ي قفسه ي سينه و ناحيه ي شانه تا سطح دنده ي دوم پايين مي آيد.

●  عصب سوپراكلاويكولار

سوپراكلاويكولارداخلي كه از روي انتهاي داخلي ترقوه عبوركرده وبه پوست تا صفحه ي مياني عصب دهي مي كند.
سوپراكلاويكولاربينا بيني كه ازروي بخش مياني تر قوه مي گذرد وبه پوست ديواره ي قفسه ي سينه وارد مي شود.
سوپرا كلاويكولار خارجي كه از روي انتهاي خارجي ترقوه مي گذرد وبه پوست روي شانه و نيمه ي فوقاني عضله ي دلتوئيد وارد مي شود همچنين به سطح خلفي شانه تا خار كتف نيز عصب مي دهد .

 

مدال:

آشنايي با آناتومي جمجمه

دي ۲۲, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : آموزش سلامت, فيزيولوژي, مشروح اخبار

ارسال نظر

جمجمه يك ساختار استخواني است كه در تمامي حيوانات وجود دارد كه به عنوان چهارچوب سر عمل مي‌كند.جمجمه ساختار صورت را حفظ مي‌كند و مغز را هم از صدمه ديدن حفظ مي‌كند.

به گزارش خبرنگار سايت پزشكان بدون مرز ،  جمجمه بدون در نظر گرفتن استخوان متحرك فك تحتاني ، كرانيوم ناميده مي‌شود. كرانيوم از دو بخش تشكيل شده است. جمجمه مغزي كه بخشي از جمجمه است كه وظيفه حفاظت از مغز را بر عهده دارد. و قسمت دوم استخوانهاي صورت ، در جلو و پايين جعبه مغزي قرار گرفته است و اسكلت صورت را مي‌سازد. استخوانهاي جعبه مغزي ۸ عدد هستند ۴ عدد فرد و مياني و ۲ عدد زوج و طرفي هستند. استخوانهاي صورت ۱۴ عدد هستند كه ۶ عدد زوج و ۲ عدد فرد هستند.

در مجموع ۲۲ عدد استخوان ، جمجمه را تشكيل مي‌دهند. در ضخامت برخي از استخوانهاي سر و صورت حفرات تو خالي هوايي به نام سينوس وجود دارند كه به حفره بيني مرتبط هستند. غير از مفصل گيجگاهي فكي كه تنها مفصل متحرك جمجمه است بقيه استخوانها از طريق مفاصل ليفي به يكديگر متصل هستند.

استخوانهاي فرد جعبه مغزي

استخوان پيشاني

اين استخوان داراي يك صفحه افقي و يك صفحه عمودي است. بخش عمودي ، پيشاني و جدار قدامي كاسه سر را مي‌سازد. سطح بروني اين بخش محدب است و روي آن برآمدگيهاي پيشاني ديده مي‌شود. در زير اين برآمدگيها ، قوسهاي ابرويي وجود دارد. سطح دروني بخش عمودي داراي چينهايي است كه مربوط به چينهاي نيمكره‌هاي مغزي است. بخش افقي اين استخوان در تشكيل حفره مغزي قدامي و بخش بروني آن در تشكيل سقف كاسه چشم شركت مي‌كند.

استخوان پرويزني

اين استخوان در قسمت قدامي قاعده جمجمه و در زير استخوان پيشاني و قدام استخوان اسفنوئيد قرار دارد. داراي يك صفحه سوراخدار به نام صفحه غربالي ، يك تيغه عمودي و دو توده طرفي است . صفحه غربالي بخشي از سقف حفره بيني را مي‌سازد، توده‌هاي طرفي در تشكيل جدار خارجي حفره بيني و جدار داخلي حفره كاسه چشمي شركت دارند.

استخوان شب پره

اين استخوان در قاعده جمجمه قرار داشته و در تشكيل حفره مغزي قدامي ، مياني و خلفي شركت دارد. اين استخوان داراي قسمتهاي زير است: تنه كه در تشكيل جايگاه غده هيپوفيز و سقف حفره بيني و حلق شركت دارد، دو بال بزرگ كه داراي سوراخهايي است براي عبور عصب ماگزيلاري و عصب مانديبولار و شريان پرده مغزي مياني ، دو بال كوچك كه محل عبور عصب بينايي است و دو زايده پتريگوئيد كه از طرفين سطح تحتاني تنه به طرف پايين كشيده شده‌اند.

استخوان پس سري

اين استخوان قسمت خلفي سقف و قاعده جمجمه را تشكيل مي‌دهد. اين استخوان در سر سوراخ بيضي شكل را احاطه مي‌كند كه از طريق آن حفره جمجمه‌اي خلفي با مجراي مهره‌اي ارتباط دارد. اين استخوان داراي يك صدف است كه ۴ تا حفره دارد، دو حفره پاييني با نيمكره‌هاي مخچه مجاور بوده و دو حفره بالايي با نيمكره‌هاي مخچه مجاور بوده و دو حفره بالايي با نيمكره‌هاي مغز مجاور هستند. در طرفين سوراخ بيضي توده‌هاي طرفي وجود دارد كه داراي كانال زير زباني است كه عصب زير زباني از آن عبور مي‌كند.

استخوانهاي زوج جعبه مغزي

استخوان آهيانه

اين استخوان قسمتهاي طرفي و سقف جمجمه را مي‌سازد، اين استخوانها كه با يكديگر مفصل شده‌اند، در جلو با استخوان پيشاني و در عقب با استخوان پس‌سري ، مفصل مي‌گردد.

استخوان گيجگاهي

اين استخوان در طرفين جمجمه قرار دارد و در تشكيل قسمت جدار طرفي و قاعده كاسه سر شركت مي‌كند. دستگاه شنوايي – تعادلي بدن در ضخامت آن قرار دارد.

استخوانهاي زوج صورت

استخوانهاي فك فوقاني

به گزارش خبرنگار سايت پزشكان بدون مرز ، وقتي در خط وسط با يكديگر مفصل مي‌شوند آرواره فوقاني را تشكيل مي‌دهند. هر استخوان فك فوقاني در تشكيل حفرات بيني ، دهان ، كف كاسه چشم شركت دارد. اين استخوان داراي يك تنه است كه بزرگترين سينوس صورت را دربرمي‌گيرد و دهانه آن به حفره بيني باز مي‌شود. اين استخوان داراي ۴ زايده است كه مهمترين آنها ، زايده كامي است كه سطح فوقاني آن قسمت اعظم كف حفره بيني را مي‌سازد، سطح تحتاني در تشكيل سقف دهان و قسمت قدامي آن در تشكيل كام سفت ، شركت دارد.

استخوانهاي كامي

در بخش خلفي حفره بيني و در عقب فك فوقاني قرار دارد. هر استخوان در تشكيل جداره خارجي و كف حفره بيني ، سقف دهان و كف كاسه چشم شركت دارد.

استخوانهاي گونه

در طرفين صورت قرار دارد و برآمدگي گونه را مي‌سازد. هر استخوان گونه در تشكيل جدار خارجي چشم و برجستگي گونه‌اي ، شركت مي‌كند.

استخوانهاي بيني

دو استخوان كوچك و تقريبا چهار گوش هستند. از نظر شكل و اندازه در افراد مختلف متفاوت‌اند. اتصال استخوانهاي بيني بهم پل بيني را مي‌سازد.

استخوانهاي اشكي

كوچكترين و خرد شونده‌ترين استخوانهاي جمجمه مي‌باشند. اين استخوان در تشكيل قسمتي از جدار داخلي كاسه چشم و جدار خارجي حفره بيني شركت دارد. در بخش قدامي از سطح خارجي آن يك ناودان عمودي وجود دارد كه جايگاه كيسه اشكي است.

استخوانهاي شاخك تحتاني بيني

خميده و نازك بوده به جدار خارجي حفره بيني مي‌چسبد. بين شاخك تحتاني و جدار خارجي حفره بيني ، ماتوس تحتاني بيني قرار دارد كه مجراي اشكي بيني به داخل آن باز مي‌شود.

استخوانهاي فرد صورت

استخوان تيغه بيني

استخوان نازك ، پهن و ذوزنقه اي شكل است كه قسمت خلفي ديواره مياني بيني را تشكيل مي‌دهد. نيمه فوقاني كنار قدامي آن با تيغه عمودي اتموئيد (پرويزني) و نيمه تحتاني آن با غضروف تيغه بيني مفصل مي‌شود. كنار خلفي آن آزاد بوده و سوراخهاي خلفي بيني را از هم جدا مي‌كند.

استخوانها فك تحتاني

بزرگترين و قويترين استخوان صورت است كه به تنهايي آرواره تحتاني را مي‌سازد و با استخوانهاي گيجگاهي مفصل مي‌شود. داراي تنه نعل اسبي شكل و دو شاخه مي‌باشد. در كنار فوقاني تنه حفراتي براي دندانها وجود دارد. شاخ فك تحتاني از انتهاي خلفي تنه به سمت بالا در هر طرف كشيده مي‌شود و مهمترين زايده آن زايده كونديلار كه از طريق يك ديسك غضروفي ليفي با استخوان گيجگاهي مفصل شده و تنها مفصل متحرك جمجمه را ايجاد مي‌كند.

ملاجها و استخوان هاي لامي

ملاجها فضاي نرم غشايي موقتي در استخوانهاي سر هستند كه در ابتداي تولد وجود دارند كه بعد از تولد بسته مي‌شوند. استخوان لامي در زير زبان و بالاي حنجره قرار دارد و شكسته شدن آن سبب انسداد راه هوايي مي‌شود.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۳۸ ] [ شب تاريك ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ]
.: Weblog Themes By nasrblog :.

درباره وبلاگ

حامدرحيمي پنجكي سايت مرتبط با ورزش .علوم ورزشي،هنرهاي رزمي،
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
آرشيو مطالب
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
نظرسنجی
[#VoteTitle#]
[#VTITLE#]
     نتیجه
لینک های تبادلی
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب