حامدرحيمي پنجكي(ورزش/هنرهاي رزمي)

حامدرحيمي پنجكي(ورزش/هنرهاي رزمي)
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
>


 

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۴:۲۶ ] [ شب تاريك ]
>

اندوكرينولوژي ( فيزيولوژي غدد داخلي )

هورمون(Hormon) 

    لغت هورمون از زبان يوناني گرفته شده است و به معناي « من تحريك مي كنم » مي باشد. بطور كلي مي توان گفت كه هورمون ماده شيميايي است كه :

·         توسط سلول هاي خاصي مستقيما بداخل خون ترشح مي شود.

·         ترشح آن توسط محرك خاصي انجام مي شود.

·         ميزان ترشح آن به قدرت تحريكي محرك بستگي دارد.

·         با غلظت هاي بسيار كم در خون ترشح مي شود.

·         بر روي سلول هاي هدف اثر مي كند. و فعاليت آنها را تنظيم مي كند.

 

هورمون ها از لحاظ ساختمان شيميايي به سه گروه استروئيد ها ، پلي پپتيد ها و مشتقات اسيد امينه تقسيم مي شوند:
 

1.       هورمون هاي استروئيدي: از كلسترول مشتق مي شوند.و در سلول هاي ترشح كننده هورمون  هيچ گرانول ( دانه ) ذخيره اي موجود نيست و لذا هورمون پس از ساخته شدن به داخل خون ترشح مي شود. باين ترتيب براي آنكه غلظت هورمون و اثر آن ثابت باشد ميبايست بطور دائمي ساخته شود.هورمون هاي غدد جنسي مرد و زن و هورمون هاي قسمت قشري غده آدرنال از اين گروه هستند.

2.       هورمون هاي پلي پپتيدي: از جنس پروتئين هستند و شكل اوليه هورمون معمولا  غير فعال است و پيش – هورمون pro_hormon   نام دارد كه تا حدودي بصورت گرانول هاي ذخيره اي در سلول هاي ترشحي ذخيره مي شوند. كه در زمان ترشح بداخل خون فعال مي شوند. مانند انسولين ويا هورمون هاي هيپوفيزي.

3.       اين هورمون ها از يك اسيد امينه مشتق مي شوند.و همراه يك پروتئين داخل سلول هاي ترشحي ذخيره مي شوند و به ميزان نياز بدن در خون ترشح مي شوند. بعنوان مثال هورمون هاي تيروئيدي و هورمون هاي قسمت مركزي غده آدرنال از اسيد امينه تيروزين مشتق مي شوند. سروتونين و ملاتونين نيز از اسيد امينه ال- تريپتوفان مشتق مي شوند.

 

 

 

هيپوتالاموس

   موادي كه توسط هيپوتالاموس ترشح مي شوند يا سبب سنتز و آزاد شدن هورمون هاي هيپوفيزي مي شوند كه به آنها فاكتورهاي آزاد كننده( Releasing factor=R.F) گويند و يا در ترشح هورمون هاي هيپوفيزي وقفه ايجاد مي كنند كه به آنها فاكتور هاي مهار كننده(  Inhibitory factor=I.F) گويند.  اين فاكتور ها يا هورمون ها عبارتند از :

·         فاكتور آزاد كننده سوماتوتروپين(SRF): موجب افزايش ترشح هورمون رشد ( سوماتوتروپين) از هيپوفيز مي گردد.

·         فاكتور مهار كننده سوماتوتروپين(SIF ): موجب كاهش ترشح هورمون رشد مي گردد.

·         فاكتور آزاد كننده هورمون تيروتروپين( TRF):  سبب افزايش ترشح هورمون تيروتروپين ( هورمون محرك تيروئيد) در غده هيپوفيز مي شود.

·         فاكتور آزاد كننده كورتيكوتروپين( CRF):  سبب افزايش ترشح هورمون آدرنوكورتيكوتروپين ( هورمون محرك بخش قشري غده آدرنال) در هيپوفيز مي گردد.

·         فاكتور آزاد كننده پرولاكتين( PRF): ترشح پرولاكتين را افزايش مي دهد.

·         فاكتور مهار كننده پرولاكتين(PIF ): ترشح پرولاكتين را كاهش مي دهد.

·         هورمون آزاد كننده گنادوتروپين(GRF ): ترشح هورمون هاي LH , FSH را در هيپوفيز افزايش مي دهد.

·         فاكتور آزاد كننده ملانوتروپين(MRF ): ترشح هورمون ملانوتروپين ( هورمون محرك ملانوسيت ها) را در هيپوفيز افزايش مي دهد.

·         فاكتور مهار كننده ملانوتروپين(MIF ): ترشح ملانوتروپين را كاهش مي دهد.

 

هيپوفيز

    غده هيپوفيز يكي از مهمترين غدد مترشحه داخلي بدن است كه در ارتباط نزديكي با هيپوتالاموس قرار گرفته است. اين غده از سه بخش هيپوفيز قدامي ، هيپوفيز خلفي و هيپوفيز مياني تشكيل شده است كه هر يك از بخش ها هورمون هاي مشخصي ترشح مي كنند.

 

هيپوفيز قدامي

   اين بخش از هيپوفيز ترشح هورمونهاي  رشد ، پرولاكتين ، تيروتروپين ( هورمون محرك تيروئيد) ، آدرنوكورتيكوتروپين ( هورمون محرك قشر غده فوق كليه يا آدرنال ) ، گنادوتروپين ( هورمون هاي محرك غدد جنسي) و ملانوتروپين ( هورمون محرك ملانوسيت ها) و آندورفين ها  را بر عهده دارد.

 

 

 

هورمون رشد

   اين هورمون از جنس پروتئين بوده و ميزان ترشح آن در اثر عوامل مختلف تغيير مي كند. ورزش و گرسنگي و كاهش قند خون ترشح آن را افزايش مي دهند. همچنين ترشح آن در حين خواب بيشتر از زمان بيداري است به ويژه در خواب عميق ترشح آن شديدتر مي شود. بعلاوه موادي چون سروتونين و نورآدرنالين و دوپامين ترشح هورمون رشد را افزايش مي دهند.

   هورمون رشد ، رشد و نمو بافت هاي مختلف بدن بويژه عضلات و اسخوان ها را تشديد مينمايد. در نتيجه كمبود ترشح آن در دوران كودكي سبب اختلال رشد ونمو  و ايجاد بيماري كوتولگي هيپوفيزي(Dwarfism ) مي شود كه گاهي با اختلالات جسمي ديگري بخصوص در صورت و لب ها همراه است. در اين بيماري كه در پسران بيشتر از دختران ديده مي شود، قد كوتاه مي ماند و ذخاير چربي بدن افزايش مي يابد و چهره در بزرگسالي پر چين و پروك ميشود. تزريق هورمون رشد به اين بيماران در سنين رشد موجب بهبود بيماري و افزايش قد مي گردد.

   همچنين ترشح بيش از حد اين هورمون در سنين قبل از بلوغ سبب ايجاد غول پيكري( Gigantism) يعني افزايش غير طبيعي قد، و در سنين بعد از بلوغ بدليل توقف رشد طولي استخوان ها در اين دوره ، سبب بروز بيماري آكرومگالي (Acromegaly ) مي شود كه در آن استخوان هاي صورت و قسمت هاي انتهايي دستها و پاها بشدت پهن مي شوند .فرد مبتلا به اين بيماري در مقابل بيماري هاي عفوني بشدت آسيب پذير بوده بطوريكه اكثر اين بيماران در جواني مي ميرند.

 

هورمون پرولاكتين

    نام هاي ديگر اين هورمون لاكتوژن ، ماموتروپ يا لاكتوتروپ مي با شد. نقش اصلي آن توليد و ترشح شير در غدد شير ساز پستانها است، ولي در سلول هاي كبد ، كليه ، غدد تناسلي و برخي نواحي ديگر بدن نيز گيرنده هاي پرولاكتيني شناسايي شده اند. نقش آن در مردان شناخته شده نيست ولي ميزان اين هورمون در خون زنان بيشتر از مردان است. در دوره حاملگي مقدار هورمون در خون زنان بشدت افزايش مي يابد و دو تا سه هفته پس از زايمان به حد طبيعي باز مي گردد. مكيدن پستان باعث تحريك ترشح پرولاكتين و ادمه ترشح آن مي گردد. به نظر مي رسد پرولاكتين در بروز ميل جنسي نيز نقش داشته باشد و به همين دليل گاهي آن را هورمون عشق (Love hormon ) مي نامند.

    ترشح هورمون تحت تاثير دو فاكتور آزاد كننده و مهار كننده هيپوتالاموسي كنترل مي شود كه تاثير فاكتور مهار كننده بيشتر از فاكتور آزادكننده است.مقدار ترشح هورمون در شبانه روز حالت نوساني دارد و در طول شب بيشتر از روز است.همچنين مكيدن پستان ها ، تحريك نوك پستان توسط جنس مخالف ، مقاربت ، استرس ، هيپوگليسمي ( كاهش قند خون ) و فعاليت شديد بدني در زنان ترشح هورمون را افزايش مي دهد. ترشح هورمون هاي استروژني قبل از بلوغ و در دوران آبستني و همچنين هورمون رشد و انسولين و بعضي از هورمون هاي غدد آدرنال در رشد پستان ها و افزايش غدد شير ساز پستان  دخالت دارند.

 

هورمون تيروترپين(TSH )

    اين هورمون كه هورمون محرك تيروئيد نام دارد سنتز و ترشح هورمون هاي تيروئيدي را افزايش مي دهد. ميزان ترشح هورمون تيروترپين به تراكم هورمون تيروكسين( هورمون غده تيروئيد) در خون بستگي دارد. بطوريكه افزايش تيروكسين در خون از طريق تاثير بر هيپوفيز و هيپوتالاموس سبب كاهش ترشح تيروتروپين شده و در نتيجه مقدار تيروكسين خون در حد ثابتي حفظ مي گردد.به اين نوع تنظيم ، تنظيم فيدبك منفي( بازخورد منفي) گويند.

 

هورمون آدرنوكورتيكوتروپين يا كورتيكوتروپين(ACTH )

    اين هورمون ترشح گلوكوكورتيكوئيد ها را كه دسته اي از هورمون هاي بخش قشري غده آدرنال( فوق كليه) هستند، تنظيم مي نمايد. افزايش غير طبيعي هورمون كورتيكوتروپين باعث بيماري كوشينگ(Cushing disease ) مي شود كه در آن سيستم ايمني بدن بشدت ضعيف مي شود.در حالت طبيعي ترشح هورمون كورتيكوتروپين داراي نظم شبانه روزي است و ميزان آن در صبح به حداكثر و در پايان روز به حداقل مي رسد، در حاليكه در بيماري كوشينگ مقدار هورمون همواره در سطح بالايي باقي مي ماند. بعلاوه كاهش قند خون ، عوامل تب زا، جراحي ، شوك و عوامل استرس زا سبب افزايش ترشح ACTH مي شوند.

     مقدار ترشح هورمون كورتيكوتروپين به غلظت گلوكوكورتيكوئيد ها در خون بستگي دارد.اگر اين تراكم از مقدار طبيعي بيشتر شود بصورت فيدبك منفي موجب كاهش ترشح كورتيكوتروپين شده و در نتيجه ميزان هورمون هاي گلوكوكورتيكوئيدي در خون در حد طبيعي حفظ مي شود.

 

گنادوتروپين ها(FSH , LH )

     FSH  در مردان و زنان هورمون محرك گامتوژنز( توليد اسپرم در بيضه ها و تخمك در تخمدان ها ) مي باشد در حاليكه LH در مردان محرك ترشح هورمون تستوسترون و در زنان محرك ترشح استروژن و پروژسترون و آندروژن هاي تخمداني و تكامل فوليكول و تخمك گذاري مي باشد. اگرچه ترشح استروژن در تخمدان ها بيشتر  تحت تاثير FSH قرار دارد. در واقع ترشح هورمون هاي گنادوتروپين در زنان در ايجاد بلوغ جنسي و دوره هاي ماهيانه نقش اساسي دارند بطوريكه كاهش ترشح آنها سبب اختلال عادت ماهيانه در زنان مي گردد.

 

هورمون محرك ملانوسيت(MSH )

    ترشح اين هورمون در انسان چندان زياد نيست ولي اگر روي سلول هاي رنگدانه دار پوست (ملانوسيت) اثر بگذارد، پوست را تيره ميكند. محل ترشح آن در انسان بخوبي مشخص نيست و احتمالا از بخشي از هيپوفيز قدامي كه در مجاورت هيپوفيز مياني قرار دارد ترشح مي شود.

 

آندورفين ها و انكفالين ها(Enkephalins )

    اين مواد كه در هيپوتالاموس و هيپوفيز و سيستم عصبي مركزي موجود مي باشند داراي انواع آلفا و بتا و گاما آندورفين و انكفالين ها هستند. گيرنده هاي اختصاصي اين مواد در برخي مناطق مغز مانند هيپوتالاموس ، تالاموس و سيستم ليمبيك( نواحي درك درد) وجود دارند كه دارو هاي مخدر با اتصال به آنها سبب تسكين درد مي شوند.

 

 هيپوفيز خلفي

   دو هورمون وازوپرسين ( هورمون ضد ترشح ادرارAntiduretic hormon ) و اكسي توسين را ترشح مي كند. وازوپرسين در تنظيم حجم مايعات داخل بدن و تنظيم فشار اسمزي خون نقش دارد. اكسي توسي با تحريك عضلات رحم و عضلات سينه بترتيب عمل زايمان و ترشح شير از غدد شيري را تسهيل مي نمايد.

 

هيپوفيز مياني 

   اين بخش از هيپوفيز در انسان خيلي كوچك بوده و احتمالا همراه با هيپوفيز قدامي ترشح هورمون محرك ملانوسيت ها را بر عهده دارد.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۴:۲۵ ] [ شب تاريك ]
>

رفع خستگي بعد از يك روز كاري

سخت

چند دقيقه‌اي است كه از يك روز كاري سخت و طاقت‌فرسا به منزل رسيده‌ايد و آنقدر در عضلات خود احساس خستگي مي‌كنيد كه تا به حال آن را تجربه نكرده بوديد.

البته اين روز‌ها ديگر اين احساس به يك روز و دو روز خلاصه نمي‌شود و شايد در طول هفته اين خستگي مفرط از كار روزانه همراه شما باشد.

نگران اين موضوع نباشيد. ما به شما چند حركت ساده را آموزش مي‌دهيم تا در مدت كوتاهي، خستگي كار روزانه را از تن به در ببريد.

حركت اول:

يكي از نكات جالب در اين تمرين ورزشي، نياز نداشتن نسبت به گرم كردن بدن است. شما مي‌توانيد در هر حالتي تمرين را شروع كنيد. مطابق شكل يك، ابتدا دراز بكشيد. پاها را تا آنجا كه در شكل نشان داده شده بالا بياوريد. سعي كنيد در جلسات ابتدايي خيلي به خودتان فشار نياوريد. اين حركت را 15 مرتبه و در يك ست (مرحله) اجرا كنيد.

حركت دوم:

مطابق شكل دوم قرار بگيريد و سعي كنيدخود را به عقب بكشيد، تا جايي كه به عضلات كمر فشار زيادي وارد نشود. اين حركت به ميزان بسيار زيادي، خستگي عضلات كمر را برطرف مي‌كند. 10 مرتبه و در يك ست اين حركت را انجام دهيد.

حركت سوم:

مطابق شكل قرار بگيريد. سپس تا جايي‌كه قدرت داريد، بدن خود را مطابق شكل بالا بياوريد. انجام اين حركت كمي مشكل است، لذا خود را در جلسات ابتدايي خسته نكنيد. اين حركت را 10 مرتبه و در يك ست اجرا كنيد.

حركت چهارم:

حركت بسيار منحصر به فردي در برطرف كردن خستگي روزانه عضلات به خصوص عضلات كمر است. مطابق شكل به روي شكم دراز بكشيد و حركت را اجرا كنيد. تا حد امكان آن را 15 مرتبه و در 3 ست انجام دهيد.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۴:۲۴ ] [ شب تاريك ]
>

تمام موجودات زنده توليد مثل مي كنند. در انسان توليد مثل به وسيله دو نوع سلول انجام مي پذيرد. اسپرم ها كه به وسيله بيضه هاي مرد ساخته مي شوند و تخمك ها كه به وسيله تخمدان هاي زن توليد مي شوند. هر يك از اين سلول ها نيمي از مجموعه DNA (ماده ژنتيك) را در خود دارند. آنها از طريق مقاربت جنسي، كنار هم قرار مي گيرند؛ اگر يك اسپرم وارد يك تخمك شود و آن را بارور كند، DNA مرد و زن تركيب شده، سلول هاي جديدي حاصل مي شوند. بارداري زماني رخ مي دهد كه اين سلول ها خود را در رحم جاي مي دهند. در طول بارداري كه حدود ۴۰ ‌هفته (۹ماه) طول مي كشد، اين سلول ها تكامل يافته، نوزاد را به وجود مي آورند.


لقاح در طي مقاربت جنسي اسپرم ها وارد مهبل زن مي شوند و سپس از رحم بالا مي روند و وارد لوله هاي حمل تخمك مي شوند. اگر اسپرم ها با يك تخمك برخورد كنند، سعي مي كنند پوشش آن را سوراخ كنند. اگر يك اسپرم موفق به اين كار شود، دم خود را از دست مي دهد و با هسته تخمك تركيب مي شود و در همين حين تغييرات شيميايي ايجاد شده در تخمك مانع از ورود اسپرم هاي ديگر مي گردد. به اين ترتيب، با تركيب DNA مرد و زن يك سلول جديد حاصل مي شود.
آغاز بارداري سلولي كه از اتصال تخمك و اسپرم حاصل مي شود، تخم نام دارد. در عرض ۲ ‌روز پس از بارداري، تخم سفر خود را از طريق لوله حمل تخمك به سمت رحم آغاز مي كنند كه اين امر با فعاليت عضلات جدار لوله ميسر مي شود. در همين زمان، تخم خود را مكرراً‌ تقسيم مي كند تا مجموعه اي از سلول ها به نام مورولا حاصل شود. پس از ۵ ‌تا ۷ ‌روز اين مجموعه سلول به رحم مي رسد. اين مجموعه خود را به صورت امني در آندومتر (سطح داخلي رحم) جاي مي دهد و به رشد خود ادامه مي دهد. از اين لحظه به بعد از بارداري به خوبي تثبيت مي شود. يك بخش از مجموعه سلولـي به داخل آندومتر رشد مي كند و تبديل به جــفت مي شود كـه نوزاد در حال تكامل را تغذيه مي كند. بقيه سلول ها كه نوزاد به وسيله آنها رشد خواهد كرد، تبديل به جنين مي شوند. از تخمك تا جنين
با تقسيم سلول هاي در حال عبور از لوله حمل تخمك،‌ تعداد آنها هر ۱۲ ‌ساعت دو برابر مي شود. وقتي مجموعه سلولي به رحم مي رسد، شامل صدها سلول است. وقتي سلول ها در سطح داخلي رحم جاي مي گيرند،‌ تكامل خود را براي تشكيل يك جنين آغاز مي كنند.
چگونگي تغذيه جنين جنين براي برآوردن نيازهاي خود به اكسيژن، مواد غذايي و پادتن هاي ضد عفونت و همچنين براي دفع مواد زايد خود به مادرش وابسته است. اين مواد در داخل جفت كه عضوي متصل به سطح داخلي رحم است و از طريق طناب نافـي به نـوزاد مرتبـط مـي شود، بين خـون مادر و خـون جنيـن مبادله مـي شوند. در جفت، خون مادر و جنين نزديك هم قرار مي گيرند ولي واقعاً مخلوط نمي شوند. عروق خوني در جفت
عروق خوني طناب نافي در جايي كه به جفت مي رسند، ساختارهايي به نام پرز را تشكيل مي دهند و پرزها به سمت نواحي حاوي خون مادر پيشروري مي كنند. كوريون كه غشايي است كه مواد غذايي و سـاير مـواد از طـريق آن عبــور مـي كنند، آنها را محصور مي كند.
تكامل جنين جنين در كيسـه اي در داخـل رحم تـكامـل مي يابد. مايع آمنيوتيك مثل يك ضربه گير براي اين كيسه عمل مي كند و تغذيه آن نيز به وسيله خون بندناف انجام مي گيرد. محصول بارداري در ۸ ‌هفته اول، رويان نام دارد. در اين مدت، اندام ها، سر و ظاهر صورت شكل مي گيرد؛ بيشتر اعضا تشكيل مي شوند و قلب شروع به ضربان مي كند. رويـان بعـد از ۸‌‌ ‌هـفـتـه، جنيـن ناميـده مـي شود. تكامل ساختارهاي بدن در سراسر بارداري ادامه مي يابد.
تغييرات بدن مادر در دوران بارداري بارداري به سه مرحله (ثلث) تقسيم مي شود كه هر يك حدود ۳ ماه طول مي كشد. در طي بارداري بدن مادر متحمل تغييرات عمده اي مي شود. بارزترين اين تغييرات عبارتند از برآمدگي شكم همراه با رشد جنين و بزرگ شدن پستان ها همزمان با آماده شدن آنها براي توليد شير. به علاوه در هر سه ماهه تغييراتي اختصاصي رخ مي دهد. در سه ماهه اول، تغييرات قابل مشاهده اندكي وجود دارد. البته ضربان قلب مادر، حدود ۸ ضربه دردقيقه افزايش مي يابد تا گردش خون جنين را زياد كند. تغيير در غلظت هورمون ها ممكن است باعث ايجاد علايمي چون تهوع شود. در سه ماهه دوم ممكن است در اثر وزن جنين، احساس كمردرد مادر شروع شود. اشتهاي مادر ممكن است افزايش يابد. تا هفته‌ههاي ۱۸ تا ۲۰ حركات قابل احساس جنين شروع مي شود و در شكم مادر احساس لرزش ايجاد مي شود. در سه ماهه سوم، همزمان با جهش رشدي جنين، مادر به سرعت وزن مي گيرد. سرانجام رحم چنان بزرگ مي شود كه سر آن تقريباً به قفسه سينه مادر مي رسد. در هفته هاي آخر، جنين تغيير وضعيت مي دهد به طوري كه سر آن به سمت پايين قرار مي گيرد و براي تولد آماده مي شود.
مادر در هفته ۱۲ پستان هاي مادر، سفت و آرئول (ناحيه دور نوك پستان) تيره مي گردد رحم كه در حال بزرگ شدن است، ممكن است مثانه مادر را تحت فشار قرار دهد.
مادر در هفته ۲۴ با رشد جنين و رحم، شكم مادر شروع به برآمدن مي كند. لوبول هاي توليدكننده شير در پستان ها بزرگ مي شوند و ممكن است از نوك پستان ترشحاتي بيرون بيايد.
مادر در هفته ۳۶ تحت فشار قرار گرفتن ريه ها، معده، روده ها و مثانه ممكن است علايمي چون تنگي نفس خفيف، سوزش سر دل و تكرر ادرار ايجاد كند.

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۴:۲۴ ] [ شب تاريك ]
>


غده هاي درون ريز، هورمون ها را توليد مي كنند. هورمون ها موادي شيميايي هستند كه در جريان خون وجود دارند و فرآيندهاي قسمت هاي ديگر بدن را كنترل مي كنند. اين فرآيندها عبارتند از متابوليسم (واكنش هايي شيميايي كه به طور مداوم در بدن رخ مي دهند). پاسخ به استرس، رشد و تكامل جنسي. اين مجموعه شامل غده ها و ساير سلول هاي توليد كننده هورمون هستند. غده هايي مثل هيپوفيز، فوق كليه و تيروييد اعضايي هستند كه تنها كاركرد آنها توليد هورمون هاي اختصاصي است. ساير اعضا و بافت ها مثل تخمدان ها، بيضه ها، قلب و كليه ها نيز حاوي سلول هاي توليد كننده هورمون هستند.


غده هيپوفيز و هيپوتالاموس غده هيپوفيز در قاعده مغز قرار دارد. اين غده به عنوان »غده رئيس« شناخته مي شود، چون هورمون هايي را توليد مي كند كه بافت درون ريز واقـع در سـاير غده ها و اعضا را تحريك و كنترل مي كند. همچنين هورمون هايي را ترشح مي كند كه رشد بدن، حجم ادرار و انقباض رحم را در طول زايمان كنترل مي كنند. هيپوتالاموس بخشي از مغز است كه با غده هيپوفيز ارتباط دارد. هيپوتالاموس، هورمون هايي به نام عوامل آزاد كننده را ترشح مي كند كه كاركرد هيپوفيز را كنتـرل مي كنند و به عنوان رابط بين دستگاه هاي عـصبي و غـدد درون ريز عمـل مي كنند.
غده پينه آل غده پينه آل در عمق مغز قرار دارد. كاركرد دقيق آن هنوز مشخيص نيست. البته معلوم شده است كه اين غده هورموني به نام ملاتونين را ترشح مي كند كه گمان مي رود با چرخه روزانه خواب و بيداري مرتبط باشد.
غده هاي تيروييد و پاراتيروييد غده تيروييد كه در گردن واقع است، هورمون هايي را توليد مي كند كه متابوليسم را تنظيم مي كنند. همچنين برخي از سلول هاي تيروييد، هورمون كلسي تونين را ترشح مي كنند كه غلظت خوني كلسيم را كاهش مي دهد. چهار غده پاراتيروييد واقع در پشت تيروييد هورموني را توليد مي كنند كه غلظت خوني كلسيم و فسفات را تنظيم مي كند. كلسيم براي سلامت استخوان ها حياتي است و به همراه فسفات، نقش مهمي را در كاركرد عصب و عضله ايفا مي كند.
غده هاي فوق كليه غده هاي فوق كليه در بالاي كليه قرار دارند. هر غده يك قشر لايه خارجي و يك مدولا (مركز) دارد. قشر، هورمون هاي كورتيكواستروييدي يا كورتوني (كه در كـمك بـه تنظيم غلظت خوني نمك و قند نقـش دارند) و مقادير كم هـورمـون هـاي جنسي مردانه (كه ايجاد برخي از مشخصات جنسي مردانه را تحريك مي كنند) را توليد مي كند. مدولا، اپي نفرين (آدرنالين) و نوراپي نفرين (نورآدرنالين)، را ترشح مي كند كه در پاسخ به استرس (واكنشي كه »پاسخ جنگ و گريز« نام دارد)، ضربان قلب و خونرساني به عضلات را افزايش مي دهند.
لوزالمعده لوزالمعده پشت معده قرار دارد. لوزالمعده مايعات گوارش كننده اي توليد مي كند كه به تجزيه غذا كمك مي كنند. همچنين هورمون هاي انسولين و گلوكاگون را ترشح مي كند كه نقش مهمي را در تنظيم سطح گلوكز خون (قندي كه منبع اصلي انرژي بدن به شمار مي رود) ايفا مي كنند.
تخمدان ها تخمدان ها در دو طرف رحم قرار گـرفته اند. آنها تخمـك ها را آزاد مي كنند و هـورمون هاي جنسي زنانه يعني پروژسترون و استروژن را مي سازند كه چرخه قاعدگي را تنظيم مي كنند. استروژن همچنين باعث ايجاد برخي از مشخصات جنسي زنانه از جمله بزرگ شدن پستان ها مي شود.
بيضه ها بيضه ها در كيسه اي از پوست و عضلات به نام كيسه بيضه (اسكروتوم) قرار دارند. آنها توليد اسپرم و ترشح هورمون جنسي مردانه يعني تستوسترون را برعهده دارند. اين هورمون مسؤول شروع بلوغ و ايجاد مشخصات جنسي ثانويه مردانه از جمله موي صورت است.

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۴:۲۳ ] [ شب تاريك ]
>


عضلات دسته هايي از بافت ليفي (فيبري) هستند كه بدن را حركت مي دهند؛ وضعيت قرارگيري آن را حفظ مي كنند و اعضاي داخلي مثل قلب، روده ها و مثانه را به كار مي اندازند. اين كاركردها به وسيله ۳ نوع عضله مختلف انجام مي شود )چسب( كه عضلات اسكلتي بزرگترين گروه آنها را تشكيل مي دهند. عضلات به وسيله پيام هاي ارسالي از دستگاه عصبي كنترل مي شوند. عضلات اسكلتي را مي توان آگاهانه كنترل كرد، در حالي كه دو نوع ديگر فعاليت خودكار دارند. بيشتر عضلات اسكلتي، ارتباط دو استخوان مجاور را برقرار مي سازند. يك طناب قابل انعطاف از بافت ليفي به نام تاندون به يك انتهاي عضله متصل مي شود؛ به انتهاي ديگر عضله يك تاندون يا صفحه اي از بافت همبند متصل مي شود. عضلات اسكلتي نه تنها باعث حركت قسمت هاي مختلف بدن مي گردند بلكه به حفظ وضعيت بدن در حالت هاي ايستاده نشسته يا خوابيده نيز كمك مي كنند. اسامي برخي از عضلات، بيانگر كار آنهاست. بازكننده ها، مفاصل را صاف مي كنند؛ خم كنننده ها آنها را تا مي كنند؛ نزديك كننده ها، اندام را به سمت بدن نزديك مي كنند؛ دور كننده ها، آنها را از بدن دور مي كنند و راست كننده ها قسمت هايي از بدن را بلند مي كنند يا بالا نگه مي دارند. برخي از عضلات اسكلتي اصلي در زير به تصوير كشيده شده اند. عضلات عمقي تر در سمت چپ هر تصوير و عضلات سطحي تر در سمت راست نشان داده شده اند.


انواع عضلات سه نوع عضله عبارتند از عضله اسكلتي كه اسكلت را مي پوشاند و به حركت درمي آورد؛ عضله قلبي كه ديواره هاي قلب را تشكيل مي دهد و عضله صاف كه در ديواره لوله گوارش، رگ هاي خوني و مجاري تناسلي و ادراري وجود دارد. هر نوع عضله كاركرد متفاوتي دارد و رشته هاي آن داراي شكل خاصي هستند. عضله اسكلتي كه اندام ها و بدن را حركت مي دهد، از رشته هاي دراز، قوي و موازي تشكيل شده است. اين نوع عضله، قادر به انقباض سريع و قوي است ولي تنها به مدت كمي مي تواند با حداكثر قدرت كار كند. عضله قلبي خون را به سراسر بدن مي راند. اين عضله رشته هايي كوتاه، شاخه دار و متصل به هم دارد كه شبكه اي را در داخل ديواره هاي قلب تشكيل مي دهند. اين نوع عضله مي تواند بدون خستگي، مدام كار كند. عضله صاف، كاركردهايي چون حركت دادن غذا در لوله گوارش را بر عهده دارد. اين عضله از رشته هايي كوتاه و دوكي شكل تشكيل شده است كه به هم متصل شده، صفحاتي را تشكيل مي دهند و مي توانند به مدت هاي طولاني كار كنند.
عضلات چگونه كار مي كنند؟ حركت زماني ايجاد مي شود كه پيام هاي ارسالي از دستگاه عصبي باعث انقباض عضله شوند حركت آگاهانه بدن به وسيله عمل متقابل عضلات اسكلتي، استخوان ها و مفاصل صورت مي پذيرد. بيشتر عضلات يك استخوان را به استخوان ديگر مرتبط مي كنندو از يك مفص عبور مي كنند. وقتي يك عضله منقبض مي شود، استخوان ها را مي كشد و به حركت درمي آورد. بياري از عضلات، به صورت جفتي هستند، به طوري كه در هر سمت يك مفصل يك عضله قرار مي گيرد و حركات مخالف را ايجاد مي كند. براي مثال، در بازو، عضله سه سر با انقباض خود بازو را صاف مي كند و عضله دو سر با انقباض خود باعث تا شدن بازو مي شود.

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۴:۲۲ ] [ شب تاريك ]
>


دوران كودكي، زماني است كه رشد و نمو جسمي، ذهني و اجتماعي قابل توجهي روي مي دهد و در طي آن شخص از يك شيرخوار وابسته، به انسان بالغ و خودكفا تبديل مي شود. علاوه بر آن كودك مهارت هايي را مي آموزد كه به او امكان مي دهد به افراد ديگر و با محيط كنش متقابل ايجاد نمايد. سرعت رشد در سال اول زندگي بيش از ساير زمان هاست و دوره ديگري از رشد سريع هم در دوران بلوغ رخ مي دهد كه دوران گذرا از كودكي به بزرگسالي است. كودكان بسياري از مهارت هاي ضروري جسمي، ذهني و اجتماعي را در ۵ ‌سال اول زندگي كسب مي كنند، اما فرآيند آموختن تا پايان عمر ادامه مي يابد.


چگونگي رشد و نمو استخوان ها در هنگام تولد، بيشتر اسكلت از بافت غضروفي تشكيل شده است و استخوان صرفاً در تنه استخوان هاي دراز وجود دارد. در طي كودكي، به تدريج استخوان جايگزين غضروف مي شود كه به اين روند استخوان سازي مي گويند. در استخوان هاي بلند اندام ها، نواحي موسوم به صفحه رشد وجود دارند كه براي دراز شدن استخوان مرتب غضروف توليد مي كنند و سپس اين غضروف به استخوان تبديل مي شود. با شروع دوران بزرگسالي، استخوان سازي خاتمه مي يابد و اسكلت هم به بزرگترين اندازه ممكن خود رسيده است.
استخوان هاي بلند دركودكان رشد و استخوان سازي (تشكيل استخوان) در انتهاي استخوان هاي بلند انجام مي شود.
استخوان هاي بلند در بزرگسالان همه غضروف موجود در استخوان، استخواني شده است. يك لايه غضروفي از انتهاي استخوان محافظت مي كند.
رشد و استخوان سازي (تشكيل استخوان) در انتهاي استخوان هاي بلند انجام مي شود.
چگونگي تكامل مغز و جمجمه مجموعه نورون هاي نوزاد (سلول هاي عصبي) كامل است، اما شبكه مسيرهاي بيـن سـلولـي در نـوزاد هنوز تكامـل نيافتـه اند. در ۶ سـال اول زنـدگي مغز رشـد مـي كند و شبكه عصبي (اعصاب) به سرعت پيچيده تر شده و در نتيجه يادگيري انواع رفتارها و مهارت ها براي كودك ممكن مي شود. براي آن كه بزرگ شدن مغز ممكن شود، كرانيوم (بخشي از جمجمه كه مغز را مي پوشاند) هم در فضاهاي نرم موسوم به ملاج و در فواصـل بيـن استخوان هاي جمجه موسوم به درز رشد مي كند. اين نواحي به تدريج تبديل به استخوان مي شوند. در طي بقيه دوران كودكي، مغز، شبكه عصبي و جمجمه با سرعت آهسته تري رشد مي كنند.
مغز و جمجمه در هنگام تولد شبكه عصبي كاملاً تكامل نيافته است. استخوان‌هاي جمجه‌ را درزها و ملاج‌ها از هم جدا نگه مي‌دارند.
مغز و جمجه در ۶ ‌سالگي مغز تقريباً اندازه نهايي خود را يافته است و شبكه عصبي متراكم تر شده است. ملاج ها بسته شده اند و استخوان هاي جمجمه در محل درزها ثابت شده اند.
مغز و استخوان بزرگسلان مغز و جمجه به حداكثر اندازه نهايي خود دست يافته اند. شبكه عصبي كمال يافته است؛ هرچند كه با ادامه دادن يادگيري فرد، آن هم ممكن است به نمو خود ادامه دهد.
رشد بدن رشد دوران كودكي را هورمون ها كنترل مي كنند و علاوه بر آن، عواملي همچون رژيم غذايي و سلامت كلـي فرد هـم بر آن تأثير مي گذارند، بدن كودك مدام در حال رشد است. اما ميزان اين رشد بسته به مرحله زندگي متفاوت است. روي هم رفته رشد در دوران شيرخوارگي و دوران بلوغ سريع تر از همه دوران هاي ديگر است. علاوه بر آن بعضي از اعضاي بدن هم سريع تر از قسمت هاي ديگر رشد مي كنند كه اين امر منجر به تغيير نسبت هاي بدني كودك در حين رشد تغيير مي0شود. در هنگام تولد، اندازه سر، يك چهارم طول كل بدن است و تا ۶ ‌سالگي نيز به سرعت به رشد خود ادامه مــي دهد. خصيصه هـاي صورت نيـز در طـي كودكي تغييـر مـي يابند؛ بدين ترتيب كه صورت بزرگتر از باقي جمجمه مي شود. اندام ها دردوران شيرخوارگي نسبت به ساير اجزاي بدن كوچك تر هستند و با رشد كودك طويل تر مي شوند كه به ويژه اين طويل شدن در دوران بلوغ سريع تر است. نهايتاً بدن در حدود‌ ۱۸ سالگي به اندازه نهايي خود مي رسد. در اين زمان، اندازه سر تقريباً يك هشتم طول كل بدن است در حالي كه اندازه پاها نصف اندازه بدن است.
كسب مهارت‌ها در ۵ ‌سال اول زندگي نوزادان قادرند ببينند، بشنوند، اعمال بازتاب گونه داشته باشند (مثل مكيدن) و براي جلب توجه مادرخود گريه مي كنند. از هنگام تولد تا حدود ۵ سالگي، خردسالان انواعي ازديگر مهارت هاي ضروري را فرا مي گيرند. مهارت هاي جسمي، چيره دستي، زبان و رفتار اجتماعي چهار جنبه مهم تكامل كودك هستند. كسب اين مهارت ها طي مراحل مشخص موسوم به »شاخص هاي نمو« روي مي دهد. اين مراحل به ترتيب خاصي روي مي دهند و زمان آن را به صورتي نه چندان دقيق مي توان پيش بيني كرد. هر چند كه سن دقيق دستيابي به اين مهارت ها در هر كودكي متفاوت است. توانايي يادگيري مهارت هاي خاص مثل كنترل ادرار و مدفوع به بلوغ دستگاه عصبي كودك بستگي دارد. علاوه بر آن قبل از يادگيري مهارت هاي پيچيده مشخص، ابتدا لازم است كه كودكان توانايي هاي ساده تري را كسب كنند؛ براي مثال كودك بايد قبل از آن كه بتواند راه برود، بايد بتواند بايستد. مهارت‌هاي جسمي مهمترين مهارت ها، كنترل يافتن بر وضعيت بدن،‌تعادل و حركت است. شيرخوار ابتدا ياد مي گيرد چگونه سرش را بلند كند و بچرخاند. سپس سرش را بلند كنند و بچرخاند سپس مي نشيند. پس از آن ياد مي گيرد كه چگونه روي زمين بخزد، بايستند، راه برود و بدود. چيره دستي و بينايي كودكان ياد مي گيرند كه چگونه حركات دست و بينايي خود را هماهنگ كنند. تا بتوانند اعمالي همچون برداشتن اشيا و نقاشي كردن را انجام دهند. شنوايي و زبان در ابتدا كودكان فقط به سمت صدا برمي گردند و با بغ بغو كردن به آن پاسخ مي دهند. در يك سالگي كودك اولين كلمه خود را به زبان مي آورد و به تدريج معني كلمات را مي فهمد و پـس از آن يـاد مـي گيرد جمـله سازي كند. رفتار اجتماعي و بازي لبخند زدن اولين مهارت اجتماعي است كه كودك فرا مي گيرد. بعدها ياد مي گيرد كه با ديگر كودكان بازي كند و جدايي از والدين را تحمل كند. كودكان مهارت هاي عملي از قبيل تغذيه و لباس پوشيدن (به تنهايي) را نيز ياد مي گيرند.

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۴:۲۱ ] [ شب تاريك ]
>


دستگاه گوارش از لوله گوارش و اعضاي مرتبط با آن تشكيل مي شود. لوله گوارش يك لوله پيچ خورده به طول حدود ۷ ‌متر است كه غذا در حين هضم شدن از آن عبور مي كند. اين لوله شامل دهان، حلق، مري، معده، روده هاي كوچك و بزرگ، راست روده و مقعد است. اعضاي گوارشي مرتبط عبارتند از ۳ ‌جفت غده بزاقي، كبد، لوزالمعده و كيسه صفرا. دستگاه گوارش، غذا را به قطعات كوچكتر تبديل مي كند تا به وسيله سلول هاي بدن قابل استفاده شوند و مواد باقيمانده را به شكل مدفوع، دفع مي‌كند.


صفاق يك غشاي چين خورده به نام صفاق، سطح دروني جدار شكم و تمامي اعضاي گوارشي را مي پوشاند.
دهان و مري فرايند گوارش در دهان آغاز مي شود. عمل دندان ها و زبان در طول جويدن، غذا را براي بلع به قطعات نرم و كوچكتر تبديل مي كند و از طرفي مواد موجود در بزاق، كربوهيدارت هاي موجود در غذا را تجزيه مي كنند. در هنگام بلع، زبان لقمه غذا را از گلو به مري مي راند. در همين زمان، كام نرم حفره بيني را مي بندد و اپي گلوت كه يك زايده كوچك غضروفي در پشت زبان است، حركت كرده، حنجره را مي بندد و به اين ترتيب غذا وارد بيني يا حنجره نمي شود.
معده غذا از مري به داخل معده مي رود. آنجا ممكن است به هم خوردن و تجزيه جزئي آن به وسيله مايعات گوارش كننده تا ۵ ساعت طول بكشد تا تبديل به يك ماده نيمه مايع به نام سوپ معدي شود. مايعات بلعيده شده مثل آب و الكل از معده و روده مستقيماً‌ در عرض چند دقيقه عبور مي كنند.
روده كوچك سوپ معدي وارد دوازدهه (قسمت اول روده كوچك) مي شود و به وسيله مايعات گوارش كننده كبد و لوزالمعده باز هم تجزيه مي شود. مرحله نهايي هضم در بقيه روده كوچك صورت مي پذيرد. در روده كوچك، مايعات گوارش كننده اي كه از جدار روده آزاد مي شوند، مواد غذايي را به واحدهاي شيميايي كوچكي تبديل مي كنند به طوري كه بتوانند از جدار روده وارد شبكه رگ هاي خوني اطراف آن شوند.
روده بزرگ پس از جذب مواد غذايي در روده كوچك، مانده باقيمانده وارد روده بزرگ مي شود. بيشتر آب موجود در اين مواد به داخل بدن بازجذب مي شود و ماده دفعي نيمه جامد باقي مانده، مدفوع ناميده مي شود. مدفوع وارد راست روده مي شود و در آنجا تا زماني كه با يك حركت روده اي خارج شود نگهداري مي شوند.
كبد، كيسه صفرا و لوزالمعده كبد، كيسه صفرا و لوزالمعده، به تجزيه شيميايي غذا كمك مي كنند. كبد از محصولات گوارش براي ساخت پروتئين هايي مثل پادتن ها (كه به مقابله با عفونت ها كمك مي كنند) و عوامل لخته كننده خون استفاده مي كند. كبد همچنين سلول هاي خوني فرسوده را تجزيه مي كند و مواد اضافي را به صورت صفرا دفع مي كند كه دركيسه صفرا ذخيره مي شوند و در گوارش چربي ها نقش دارند. ورود غذا به دوازدهه (اولين قسمت روده كوچك) كيسه صفرا را تحريك مي كند تا از طريق مجراي صفراوي، صفرا را به درون دوازدهه بريزد. لوزالمعده،‌ مايعات گوارش كننده قدرتمندي را ترشح مي كند كه در هنـگام ورود غذا به دوازدهـه، وارد آن مي شوند. اين مايعات، همراه با مايعات گوارش كننده اي كه به وسيله سطح داخلي روده توليد مي شوند، كمك مي كنند تا مواد غذايي به موادي تجزيه شوند كه جذب خون شده، به كبد برده مي شوند.
اعضاي گوارشي كبد، كيسه صفرا و لوزالمعده كه در قسمت فوقاني شكم قرار دارند، مايعات گوارش كننده را به درون دوازدهه ترشح مي كنند. صفرا از كبد و يك صفرا وارد مجراي صفراوي مي شود و ترشحات لوزالمعده نيز مستقيماً‌به دوازدهه مي ريزد.
حركات دودي غذا در طول لوله گوارش به وسيله توالي مداوم انقباضات عضلاني كه حركات دودي نام دارند، به جلو رانده مي شود. ديواره هاي لوله گوارش با عضلات صاف پوشيده شده اند. براي راندن لقمه غذا به جلو، عضلات پشت غذا منقبض و عضلات جلوي آن شل مي شوند. موج دودي براي حركت دادن غذا در طول لوله گوارش، عضلات جداره ها با يك توالي به نام موج دودي منقبض و شل مي شوند.

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۴:۲۱ ] [ شب تاريك ]
>

دستگاه قلبي ـ عروقي وظيفه انتقال خون را به سراسر بدن بر عهده دارد و اكسيژن و مواد غذايي را به بافت هاي بدن حمل مي كند و مواد زايد را از آنها مي گيرد. قلب يك عضو توخالي و عضلاني است كه تقريباً در هر دقيقه يك بار و در مواقع ورزش با سرعت بيشتر، همه خون بدن تقريبا (۵ ‌ليتر )را به سراسر بدن پمپ مـي كند. خون در داخل شبكه اي از رگ ها كه به تـمام قسمت هاي بدن مي رسد جريان


سرخرگ ها و سياهرگ ها سرخرگ ها، ديواره اي ضخيم، عضلاني و كشسان دارند تا بتوانند در برابر فشار بالاي خوني كــه از قلب به بيرون پمپ مي شود، مقـاومت كنند. سياهرگ ها، خون را بـه قلب باز مي گردانند. آنهـا ديواره اي نازك تر دارند كه به راحتي كشيده مي شود و به آنها اجازه مي دهد كه گشاد شود و در زمان استراحت بدن، مقدار زيادي خون را در خود نگه دارند. سطح داخلي بسياري از سياهرگ ها، چين هايي دارد كه به عنوان دريچه هاي يك طرف عمل مي كنند و مانع از عبور خون در مسير نادرست مي شوند.
ساختار قلب قلب، يك پمپ دوگانه است كه عمدتاً از عضلاتي به نام ميوكارد تشكيل شده است. در هر طرف، خون از طريق سياهرگ ها وارد يك حفره بالايي (دهليز) و سپس وارد يك حفره پاييني (بطن) مي شود كه خون را به درون سرخرگ ها پمپ مي كند. جريان خون در اين حفره ها به وسيله دريچه هايي يك طرفه هدايت مي شود. سمت راست قلب خون را به درون سرخرگ هاي ريوي و در نتيجه ريه ها و سمت چپ قلب خون را به آئورت و سراسر بدن پمپ مي كند.
گردش خون قلب، خون را به داخل ۲ ‌مدار متصل پمپ مي كند: گردش خون ريوي و گردش خون عمومي. مدار ريوي، خون بدون اكسيژن را به ريه مي برد كه در آنجا از طريق يك شبكه مويرگي، اكسيژن جذب و دي اكسيد كربن (يك گاز دفعي) آزاد مي شود؛ سپس خون اكسيژن دار شده به قلب برمي گردد. جريان عمومي، خون اكسيژن دار را به بافت هاي بدن مي برد كه در آنجا از طريق جدار مويرگ ها، اكسيژن و موادغذايي آزاد مي شود، دي اكسيد كربن و ساير محصولات دفعي از بافت وارد خون مي شوند و خون بدون اكسيژن به قلب باز مي گردد.

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۴:۲۰ ] [ شب تاريك ]
>


دستگاه عصبي، اطلاعات را جمع آوري، تحليل، ذخيره و منتقل مي كند. اين دستگاه كاركردهاي حياتي بدن را كنترل مي كند و با جهان خارج تعامل دارد. دستگاه هاي عصبي دو قسمت دارد: دستگاه عصبي مركزي كه مغز و طناب نخاعي را تشكيل مي دهد و دستگاه عصبي محيطي كه از اعضايي تشكيل مي شود كه از مغز و طناب نخاعي منشأ گرفته، به تمام نواحي بدن مي روند. پيام ها به صورت تكانه تهاي الكتريكي ظريف، از طريق دستگاه عصبي، از مغز به بقيه بدن و برعكس منتقل مي شوند. مغز تقريباً‌ تمامي فعاليت ها را كنترل مي كند: هم فعاليت هاي آگاهانه مثل حركت هم فعاليت هاي غير آگاهانه مثل حفظ دماي بدن. همچنين در مورد محيط و وضعيت ساير قسمت هاي غير آگاهانه مثل حفظ دماي بدن. همچنين در مورد محيط و وضعيت ساير قسمت هاي بدن اطلاعاتي را دريافت مي كند. براي مثال، اعصابي كه به چشم ها ختم مي شوند، اطلاعات تصويري را ثبت مي كنند و اعصاب زير سطح پوست، حواسي چون درد را منتقل مي كنند. به علاوه مغز قادر به انجام فرايندهاي پيچيده اي چون يادگيري، حافظه، تفكر و هيجان است و مي تواند بدن را وادار كند كه بر اساس فرايندها عمل كند.


ساختار و كاركرد مغز مغز، پيچيده ترين عضو بدن است. بيش از ۱۰۰ ميليارد سلول عصبي و ميلياردها راه عصبي را درخود جاي داده است. بزرگترين قمست مغز، مخ است. مخ به دو نيمه (نيمكره) تقسيم مي شود كه به وسيله طنابي از رشته هاي عصبي به نام جسم پينه اي به هم متصل هستند لايه خارجي (قشر مغز) از بافتي به نام ماده خاكستري تشكيل شده است كه پيام هاي عصبي را توليد و تنظيم مي كند. لايه دروني از ماده سفيد تشكيل شده است كه پيام ها را انتقال مي دهد. مخ، تفكر آ‎گاهانه و حركت را كنترل و اطلاعات حسي را تفسير مي كند؛ قسمت هاي مختلف آن، فعاليت هاي ويژه اي چون تكلم و بينايي را اداره مي كنند. ساختاري در قاعده مغز به نام مخچه، وظيفه تعادل، هماهنگي و شكل دادن به وضعيت بدن را بر عهده دارد. ارتباط مغز با طناب نخاعي از طريق سابقه مغز است كه كاركردهاي حياتي از جمله تنفس را كنترل مي كند. درست بالاي ساقه مغز، هيپوتالاموس قرار دارد كه ارتباط بين دستگاه عصبي و غدد درون ريز را برقرار مي كند و به تنظيم دماي بدن، خواب و رفتارهاي جنسي كمك مي كند. مغز به وسيله جمجمه و پرده هايي به نام مننژ محافظت مي شود. مايع شفاف مغزي ـ نخاعي مثل يك ضربه گير، مغز و طناب نخاعي را در برابر آسيب محافظت مي كند.
سازماندهي دستگاه عصبي دستگاه عصبي مركزي، متشكل از مغز نخاع، پيام هاي عصبي را تجزيه تحليل و هماهنگ مي كند نخاع، ارتباط بين مغز و بقيه بدن را برقرار مي سازد. راه هاي حركتي كه پيام ها را از مغز مي آورند، در طناب نخاعي نزول مي كنند. در حالي كه راه هاي حسي از پوست و ساير اعضاي حسي، از طناب نخاعي بالا رفته، پيام ها را به مغز مي برند. شبكه اي از اعصاب محيطي به كليه قسمت هاي بدن مي رسد. هر عصب از صد رشته عصبي تشكيل مي شود كه شامل سلول هاي عصبي هستند و در دستجاتي قرار گرفته اند. از طناب نخاعي، ۳۱ جفت عصب، منشأ مي گيرند. اين اعصاب در تنه و اندام ها به اعصاب كوچكتر و كوچكتري تقسيم مي شوند.
ساختار نخاع نخاع از ماده خاكستري كه حاوي سلول هاي عصبي و حمايت كننده است و ماده سفيد كه حاوي رشته هاي عصبي است، تشكيل مي شود. نخاع به وسيله پرده هاي محافظي به نام مننژ پوشيده مي شود.


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۴:۱۹ ] [ شب تاريك ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ]
.: Weblog Themes By nasrblog :.

درباره وبلاگ

حامدرحيمي پنجكي سايت مرتبط با ورزش .علوم ورزشي،هنرهاي رزمي،
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
آرشيو مطالب
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
نظرسنجی
[#VoteTitle#]
[#VTITLE#]
     نتیجه
لینک های تبادلی
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب