حامدرحیمی پنجکی(ورزش/هنرهای رزمی)

حامدرحیمی پنجکی(ورزش/هنرهای رزمی)
 
نویسندگان
لینک دوستان
لینکی ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
پیوندهای روزانه
لینکی ثبت نشده است
>

گیزلین پاچ
معادل فارسی این کلمه «قایم موشک بازی» است و ترتیب بازی نیز تقریبا به همانگونه می باشد. در این بازی دسته ای از کودکان یک نفر را از بین خود وادار به بستن چشم یا روی کردن بدیوار می نمودند. آنگاه خود بی سرو صدا و به نحوی که او در نیابد از کنار وی دور شده هر یک در جائی پنهان می گشتند دقایق بعد آنکه چشمش بسته بود با صدای بلند داد می زد «گیزلین پاچ و گلدیم قاچ» و بلافاصله در پی جستجوی آنها به این طرف و آنطرف می رفت و در یک مدت متعارف اگر موفق یافته یکی از آنها را پیدا می کرد برنده می شد و الا بچه ها از مخفی گاه خود در آمده به محل اولیه باز می گشتند.

گیرجنه بازی
(گیرجنه) بمعنی (فرفره) در زبان فارسی امروزی است و مراد از آن جسمی است که بدور خود می چرخد. این کلمه در اردبیل و در معنی خاص به تکه چوبی گفته می شد که خراط ها آنرا بشکل استوانه و به قطر تقریبی سه تا چهار سانتی متر و ارتفاع 7 تا 8 سانتیمتر می تراشیدند و یک قاعده آنرا به شکل مخروط در می آوردند. وسیله بازی غیر از گیرجنه «قمچی» بود و آن عبارت از ترکه ای از چوب بود به طول تقریبا نیم متر که بر یک سر آن نواری از پارچه و قماش یا نخ کنفی و غیره می بستند و طول این نوار به درازای چوب قمچی انتخاب می کردند. گیرجنه را بر روی نوک تیز آن با دست و در روی زمین صاف می چرخانیدند و سپس بر آن می زدند و بدین طریق آن را به چرخش وا می داشتند و چه بسا که ساعت ها خود را با آن سر گرم می ساختند.

چلینگ آغاج
نام فارسی آن «الک دولک» است ولی طرز بازی آن دو در اردبیل و تهران با هم فرق داشت. وسیله این بازی دو تکه چوب دستی یکی به طول تقریبی 75 و دیگری 20 سانتیمتر بود که اولی را «آغاج» به معنی چوب و دومی را «چلینگ» می گفتند. این بازی در اردبیل دو مرحله داشت «توخماغی» و «یانی» در قسمت اول بازی که نوبت بازی با او بود آغاج را از یک سر در کف دست طوری می گرفت که دو سه سانتی متر آن در بالای دست و بقیه در زیر دست او رو به پائین قرار گیرد آنگاه چیلینگ را بر روی آن دست و پشت بر آمدگی چوب می گذاشتند و سپس آنرا به هوا می انداختند و با پائین چوب محکم می زد.

تکسن جوت
با خوراکی هائی مثل نخود چی و کشمش صورت می گرفت و یکی از بازیکن ها از آنها را در مشت بسته خود گرفته از دیگری می پرسید «تک سن جوت» یعنی تعدادی که در دست اوست طاق می باشد یا جفت؟ اگر جواب طرف با آنچه که در مشت او بود مطابق در می آمد برنده می شد و آن مقدار نخود چی یا کشمش را که در دست وی بود از او می گرفت. اما اگر جواب او با آن مطابق در نمی آمد بازنده می شد و بهمان تعداد از آن خوردنی به وی می داد.

گلین و بیگچه
مهمترین بازی آنها عروسک بازی بود که بنام «گلین» می نامیدند. گلین در زبان ترکی بنام «عروس» است و در عمل بمجسمه های به خصوصی گفته می شد که بشکل عروس می ساختند. در قدیم خود دخترها آنها را می ساختند و گاهی هنر قابل تحسینی در این باب از خویش نشان می دادند و عروسک های می دوختند که در حد خود از بهترین آنهائی می شدند که انسان می تواند با دست و با مواد اولیه بسازد. مواد لازم برای ساختن ساده ترین آنها سر شاخه های نازک چوب و پنبه و چیت های رنگارنگ بودند دو تکه چوب را بشکل صلیب و باندازه ای که می خواستند با نخ بهم می بستند آنگاه در قسمت بالای آن با پنبه و گاهی با گذاشتن دگمه صورتی به شکل دایره ترتیب می دادند و برای زیبائی روی آن پس از نقاشی پرده خارجی قلوه گوسفند را که پرده شفاف و حاکی ماوراء بود و بنام «بوئرگ» خوانده می شد می کشیدند.

بش داش
نحوه بازی چنین بود که یکی از آنها که نوبت بازی با او بود پنج سنگ مزبور را در کف دست گذاشته همه را با هم رو به بالا در هوا می انداخت و بلافاصله پشت همان دست را برای گرفتن آنها در مسیر سقوط آنها قرار می داد. اگر سنگ ها ولو یکی از آنها در پشت دست قرار می گرفت همان ها را به همان شکل باز در هوا می انداخت و این بار با کف دست آنها را می گرفت در حرکت سوم و چهارم و پنجم هم سنگ ها را در زمین می ریختند و یکی از آنها را برداشته به هوا می انداختند و تا گرفتن آن سنگ های روی زمین را ابتدا دو تا دو تا بعد سه تا و یکی و با لاخره هر چهار تا را یک جا از زمین برداشته با همین دست که سنگ ها در آن بود سنگی را که از هوا پائین می آمد می گرفتند اگر موفق به این کارها نمی شدند خودشان می مردند و بازی را تحویل طرف می دادند. در مرحله ششم نوبت تعویض سنگ ها بود بدین معنی که سنگ ها را هم چنان در زیر زمین می ریختند و یکی را برداشته به همان شکل به هوا می انداختند و تا گرفتن آن یکی از سنگ ها را بر می داشتند در نوبت دوم که سنگها را به هوا می انداختند آنرا که از زمین برداشته بودند با یکی از سنگها که در زمین بود عوض می نمودند و بدین طریق پس از آنکه یک یک آنها را تعویض می کرد مرحله هفتم بازی آغاز می گردید در این مرحله هم سنگ ها را به زمین ریخته یکی را برمی داشتند آنگاه دو انگشت بزرگ و ابهام را بصورت دروازه ای در مقابل آنها می گذاشتند و در فاصله ای که سنگ برداشته شده را که به هوا انداخته بودند بگیرند سنگ های روی زمین را یک یک با دست دیگر زده از آن دروازه می گذرانیدند. در مرحله هشتم سنگ ها را در کف دست گذاشته یکی را به هوا انداختند و تا گرفتن آن سنگ های دیگر را یکجا روی زمین می گذاشتند و بار دیگر آن سنگ را که گرفته بودند به هوا انداخته تا یایین آمدن آن چهار سنگ دیگر را یکجا از زمین برداشته و سنگ به هوا انداخته شده را نیز می گرفتند. و اگر این مراحل به پایان می رسید آن یکی برنده می شد و هر گاه در وسط بازی با اصطلاح خودشان می مرد بار دیگر که نوبت به او می رسید از همانجا که مانده بود بازی را تعقیب می نمود.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۶:۱۱ ] [ شب تاریک ]
[ ]
.: Weblog Themes By nasrblog :.

درباره وبلاگ

حامدرحیمی پنجکی سایت مرتبط با ورزش .علوم ورزشی،هنرهای رزمی،
موضوعات وب
موضوعی ثبت نشده است
آرشیو مطالب
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب