|
حامدرحیمی پنجکی(ورزش/هنرهای رزمی) | ||
|
|
>
طرح یا برنامه بازاریابی (Marketing Plan) یک برنامه جامع (کمپین) تبلیغاتی است که به نحوه اجرای استراتژی بازاریابی شرکت کمک می کند. در یک سازمان یا واحد کسب و کار و یا سطح محصول (مانند: خط تولید محصول)، برنامه بازاریابی به تغییر مفهوم یک محصول یا خدمت، شناخت بهتر نیازهای جامعه مشتریان هدف، دستیابی به انتظارات فروش شرکت، سهم بازار و … کمک می کند. برنامه بازاریابی، زمان بندی فروش و فعالیت های ترویجی، سیاست قیمت گذاری و تلاش های مربوط به توزیع کالا (Place) را نشان می دهد. چگونگی کنترل فرآیندها و همچنین اندازه گیری نتایج، قسمتی از برنامه است. با برنامه های بازاریابی به طور محرمانه رفتار می شود، تا هیچ رقیبی از جزئیات آن ها استفاده نکند! ?هر برنامه بازاریابی شامل سه بخش اصلی است: اهداف بازاریابی (Marketing Goals) ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۶:۳۷ ] [ شب تاریک ]
⚠️ حواسمون به مشتریان وفادارمون باشه؛ ?بررسی ها نشون داده که هزینه جذب یک #مشتری جدید بین ۵ تا ۱۱ برابر نگهداری مشتری قدیمی است. ? ۲% بهبود برای مشتری، مستلزم ۱۰% کاهش هزینه ها است. ضرر و زیان ازدست دادن یک مشتری، در حکم فرار ۱۰۰ مشتری است. ? رضایت مشتری پیش شرط تمام موفقیت های بعدی شرکت است. ?گوش دادن به شکایت مشتری ۹۰ درصد کار است و حل کردن آن ۷ درصد و پیگیری برای اطلاع از راضی شدن مشتری ۳۰ درصد دیگر است. #فیلیپ_کاتلر ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۶:۳۷ ] [ شب تاریک ]
امروزه دیگر رقابت بین دو مربی و یا دو باشگاه نیست، بلکه رقابت بین گروههای استراتژیک شدت گرفته است. مشتریان شما به چه افراد و یا مراکزی دیگری نیاز دارند؟با آنها یک گروه تشکیل بدهید و مشتریان را بین خودتان به اشتراک بگذارید. به مثال های زیر توجه کنید : ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۶:۳۶ ] [ شب تاریک ]
۱- فولکس واگن : کوچک فکر کنید.
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۶:۳۶ ] [ شب تاریک ]
?از جمله ابعادی است که امروز بسیار به آن توجه شده است، چرا که کالاها علاوه بر موارد کاربردی، دارای معانی سمبولیک نیز هستند. بخشی از این معانی سمبولیک برگرفته و نتیجه مفاهیمی نظیر شخصیت برند یا تصویری است که مصرف کننده برای خود از آن کالا خلق و یا می سازد، آن قسمتی از مفهوم نمادین که به وجه فیزیکی خود کالا برمی گردد و با ویژگی های شخصیتی انسانی توصیف می شود، شخصیت برند نامیده می شود. ?مجموعه ای از خصوصیات انسانی که همراه با برند تداعی می شود، را شخصیت برند گویند. ?میتوان شخصیت برند را به عنوان مجموعه ای از ویژگی های انسانی همراه برند تعریف نمود. اگرچه برندها اجسام غیرانسانی هستند اما اغلب مصرف کنندگان آنها را به عنوان اجسام دارای ویژگیهای انسانی برای خود تلقی می کنند. ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۶:۳۵ ] [ شب تاریک ]
☀️ مدیر انفجاری: اتخاذ تصمیم های ناگهانی و غیر قابل کنترل، عصبانیت غیرقابل پیش بینی و تحریکات شدید رفتاری را میتوان از مشخصه های بارز آنان تلقی کرد. ☀️ مدیر مقررات زده: به برقراری نظمی که بصورت پیشداوری در ذهن خود متصور هستند وسواس شدید نشان می دهند و در اجرای آن غیرقابل انعطاف به نظر می رسد. ☀️ مدیر نمایشی: بطور معمول تظاهر به جرات و نو آوری دارند و سعی دارند از طریق دوری از نرم های شناخته شده تعجب زیردستان را برانگیخته کنند و نظر آنان را جلب نمایند. ☀️ مدیر بی اعتماد: پیوسته خود را در معرض توطیه دیگران تصور میکنند و شکستهای خود را به غرض ورزی دیگران و کم کاری دیگران نسبت می دهند. ☀️ مدیر واکنشی: تزلزل و بی ثباتی شخصیت مبنای رفتار و هویت این قبیل مدیران را تشکیل میدهد. در اتخاذ تصمیم های مدیریتی ایجاد موقعیتهای عاطفی میکنند. ☀️ مدیر مضطرب: معمولا تحریک پذیری زیاد دارد و همواره خود و تیم کاری خود را در یک وضعیت غیرمطمئن قرار میدهد و غمگینی و عصبانیت بی جا از خصیصه های او می باشد.
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۶:۳۴ ] [ شب تاریک ]
اولین گام موفقیت، این است که بتوانی موفقیت دیگران را تحمل کنی. دومین گام موفقیت، این است که بتوانی موفقیت دیگران را تحسین کنی. سومین گام موفقیت، این است که بتوانی موفقیت دیگران را تقلید کنی. آخرین گام موفقیت این است که بتوانی به شیوه خودت موفق شوی... ماه را نشانه بگیرید، اگر به هدف نزنید، حتما یکی از ستاره ها را خواهید زد. (براون)
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۶:۳۴ ] [ شب تاریک ]
بسیاری از افراد قدرتمند و پرنفوذ در دنیا، در ارتباط برقرار کردن با دیگران هنر زیادی دارند. آنها همیشه این سوال را از خود می پرسند: 1 - سخنوری 2 - بازارگرمی 3 - اهل شلوغ کردن و انرژی دادن 4 - اعتماد سازی 5 - به روز بودن
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۶:۳۳ ] [ شب تاریک ]
هوش مدیریتی(MQ): به ما یادآور میشود برای موفقیت در زندگی شخصی و زندگی کاروکسب باید بتوانیم بر خودمان مدیریت قوی داشته باشیم و به عبارتی روی خودمان که ارزشمندترین داراییمان است سرمایهگذاری کنیم، و برای این مهم، 5 هوش را با نگاه جامعیتنگری بهکار گیریم تا با همتوانافزایی بین آنها انسانی موفق باشیم. هوش منطقی(IQ): همان هوش عقلی یا هوش ریاضی است که در مدارس، ما را با آن میسنجیدند. اما همهی ما شواهد بسیاری از انسانهایی را میتوانیم مثال بزنیم که در مدرسه و دانشگاه معدل بالایی داشتند، اما در بهکارگیری آنها در زندگی خانوادگی و زندگی کاری به توفیقات سعادت نیافتند. پس هوش عقلی لازم است، اما کافی نیست. هوش هیجانی(EQ): به معنای توان مدیریت کردن هیجانات خود و دیگران. خوشبختانه هوش هیجانی قابلیت اکتسابی دارد و ما میتوانیم با یادگیری در هر سن که باشیم هوش هیجانی خود را ارتقا دهیم. پس کمکاری در این زمینه فقط و فقط نشاندهندهی تصور خودمان است. برای اینکه هوش هیجانی خودمان را بالا ببریم باید به عوامل مهمی چون پایداری و استقامت برای رسیدن به اهداف درست از پیش تعیینشده، انگیزهبخش و مدیریت روح و روان خودمان و پرهیز از ناامیدی و یادگیری برای ارتقای روحیهی مثبتاندیشی و کنترل و اصلاح دائم و مرتب رفتار و کردار خویش در راستای انسان متعالی شدن، همدلی و گذاشتن خودمان به جای دیگران که با آنها سروکار داریم برای درک بهتر ایشان، و این سؤال را از خود پرسیدن که اگر من به جای طرف مقابل بودم چه انتظاری داشتم، و در نهایت ارتقای مهارت خودشناسی و شناخت تیپ شخصیتی خودمان با مراجعه به مشاوران کاربلد و مطالعه برای تقویت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف خویش بپردازیم. هوش سیاسی(PQ): هوش سیاسی است که بهتر است آن را به هوش تدبیری ترجمه کنیم، و معنا و مفهوم آن این است که بدانیم در مقابل هر مشتری بهترین نوع رفتار چه باید باشد. تشخیص تفاوت مشتریان و بهکارگیری بهترین شیوهی عملکرد برای نزدیک شدن به مشتری، هوش تدبیری یعنی هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. هوش تدبیری یعنی اینکه خودم را با سواد مخاطب هدف هماهنگ کنم و از بهکار بردن سؤالات و عبارات نابجا خودداری کنم. هوش تدبیری توان درک طرف مقابل را در ما افزایش میدهد. هوش تدبیری همان کیاست داشتن در کار است. به ما یاد میدهد که با مشتری بحث نکنیم، یاد میدهد که در بازار رفتهایم تا معامله کنیم نه مقابله. اینکه همه جا جایز نیست اسم کوچک مشتری را بهکار ببریم و اینکه درک فرهنگها و خردهفرهنگها را داشته باشیم. هوش جسمانی یا فیزیکی(PQ): به ما میگوید که برای موفقیت در بازار، و نزد مشتری میبایست روح شاداب و مغزی پویا داشته باشیم و این مهم مهیا نمیشود مگر اینکه جسم سالم داشته باشیم. هوش جسمی به ما میگوید که عقل سالم در بدن سالم قرار دارد، پس مراقبتکنندهی ورزش و سلامتی خود باشیم. هوش معنوی(SQ): نهایتاً هوش معنوی به انسان بودن ما، صداقت داشتن ما و سالم بودن اخلاق ما میپردازد. همان پندار نیک، گفتار نیک، و کردار نیک است. هوش معنوی یعنی خودمان را نانوایی فرض کنیم که قرار نیست نان سوخته دست مردم بدهیم. ابتدا باور کنیم که با فروش بیمه به مشتری برای او امنیت خاطر و اطمینان را فراهم میکنیم، پس من در حال خدمت کردن به مشتری هستم، پس باید مشاور صدیق و راستگوی او باشم تا او با خشنودی که به دست میآورد من را به سایر دوستان و افرادی که میشناسد ارجاع دهد؛ چون ما میدانیم تنها در این حالت است که فروش مؤثر یا فروش تکرارشونده به همان مشتری صورت میگیرد و حتی او را به سفیر برند و خوشنامی اعتبار ما تبدیل میکند.
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۶:۳۳ ] [ شب تاریک ]
(بخش دوم) ? تبلیغات برای ورزش ?️ در سال های اخیر، تبلیغات در ورزش به طور جدی و به شیوه های جدیدی دنبال میشود. به عنوان مثال، یک بازیکن مشهور، با دریافت مبلغی هنگفت، محصول یک شرکت را در تمامی موارد حتی در وسایل شخصی خود نیز، تبلیغ میکند. ? مثلاً یک دروازهبان مطرح، تبلیغ محصولات شرکت «آدیداس» را بر عهده میگیرد و آرم آدیداس را بر روی وسایل شخصی خود که در دید عموم قرار دارد، مثلا بر روی دستکشهای خود، آرم شرکت مربوطه را حک میکند.
? ممکن است شما طرفدار مسی باشید یا از او بدتان بیاید، اما حتماً قبول دارید که فوتبالیست خوبی است و همین برای تبلیغ ورزشی کافی است. ? هم ذات پنداری هواداران باشگاه های ورزشی با برند حامی باشگاه یا ورزش محبوب خود تا آنجا پیش میرود که در پارهای از اوقات، هواداران برای همشکل شدن با ستارگان خود خواسته و یا ناخواسته محصولات فوق را استفاده کرده و در این راه نیز بسیار عشق میورزند.
? گسترش تبلیغات ورزشی، حوزه جدیدی از تبلیغات و بازاریابی را پیش روی شرکت های ایرانی باز کرده است؛ با این حال، هنوز در قیاس با بسیاری از کشورها، در ایران، اقتصاد ورزش و تبلیغات ورزشی، نتوانسته اند سهم قابل قبولی از اقتصاد ملی را به خود اختصاص دهند. ? حرکت به سمت ورزش حرفه ای، و خصوصی سازی باشگاه های ورزشی، میتوانند راه کاری موثر، برای تقویت این بخش از اقتصاد کشور باشد.
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۶:۳۲ ] [ شب تاریک ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ]
|
|
| [RSS ] [Weblog Themes By : nasrblog.ir] | ||