حامدرحیمی پنجکی(ورزش/هنرهای رزمی)
 
نویسندگان
لینک دوستان
لینکی ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
پیوندهای روزانه
لینکی ثبت نشده است
>

هنوز هم بین خیلی از مردان بدنساز روشهای غیر اصولی تمرینی دیده میشود ( که شاید متداول ترین آنها انجام تمرینات هوازی طولانی قبل از کار باوزنه باشد ) بنابراین عجیب نیست که اشتباهات بیشتری در باشگاههای فیتنس و بدنسازی خانمها وجود داشته باشد 

 

1)به باشگاه آمدم تا وزن کم کنم

کاهش وزن کلماتی است که خیلی زیاد از طرف خانمها روی آن تاکید می شود منکر این واقعیت نیستم که درصد عمده ای از کسانی که پا به باشگاه می گذارند مشکل اضافه وزن دارند و به دلایل زیادی ( که مهمترین آن بالابردن سطح سلامت عمومی بدن است)‌ علاقه دارند تا از شر چربی های اضافه خلاص شوند اما توجه داشته باشید هنگامی که صحبت از بدنسازی می شود منظور ما کاهش چربی است نه وزن – کاهش وزن الزاما کاهش چربی بدن نیست . 

هنگامی که همزمان با تمرینات هوازی بدنسازی می کنید عضله سازی می کنید و درصد چربی بدنتان کم می شود که نتیجه آن فرم گرفتن بدنتان است ولی ممکن است وزنتان ثابت بماند یا حتی بیشتر هم بشود بنابراین با عدد روی ترازو قضاوت نکنید بلکه درصد چربی بدنتان را اندازه بگیرید و از آئینه یا دوربین عکاسی کمک بگیرید . 

2) حدود یک کیلو وزن اضافه کردم !

همانطورکه ذکر شد عدد روی ترازو چندان معیار مهم ( و البته دقیقی ) نیست به جای ترازو بیشتر توجه تان به آئینه باشد عوامل زیادی از جمله زمانی که خودتان را وزن می کنید ( صبح با معده خالی یا بعد ار ناهار ) و همچنین مقدار آب بدن می تواند در این حد در وزن شماتفاوت ایجاد کند . 

3) من رژیم دارم !

رژیم از نظر خیلی از خانمها به معنی محرومیت از یکسری مواد غذائی ( در راس آنها کربو هیدرات ) در یک مدت زمان مشخص و تا یک تاریخ خاص است . رژیمهائی اینچنینی معمولا فرد را از یکسری غذاهای مورد علاقه منع می کند و اغلب گرسنگی شدید -خستگی و کلافگی عارض فرد می شود و به محض رسیدن تاریخ مشخص اتمام رژیم ( مثلا تاریخ عروسی و یا موارد مشابه ) فرد دچار برگشت وزن و اغلب وزن بیشتر از قبل می شود ( که البته این قضیه برمی گردد به افت متابولیسم فرد و همچنین حسرت خوردن غذاهای مورد علاقه اش در دوران رژیم که معمولا برای چند روز به یک ماه و سال می کشد ) 

دو راه برای اجتناب از این نوع رژیم ها ( که اصطلاحا به کاهش وزن یویوئی معروفند )‌ وجود دارد 
الف) جایگزین کردن عادات سالم غذائی در تمام طول زندگی
 

ب) انجام مرتب ورزشهای هوازی و بدنسازی عادات سالم غذائی به معنی وعده های غذائی کوچک – مقوی – متنوع و متعدد در طول روز 

تغذیه سالم و ورزش باید جزو اهداف تان برای کل زندگی باشد نه یک دوره ۴ و شش هفته ای
جالب اینکه مطابق تحقیق پژوهشگران کسانی که از روش رژیم های شدید و کاهش وزن سریع پیروی می کنند بیشتر از کسانی که اضافه وزن دارند ولی این وزن را ثابت نگه داشته اند در معرض امراض قلبی و سایر عوارض چاقی قرار دارند .
 

4) اگر باهام کار داشتی روی تردمیل دارم می دوم .

ورزش هوازی یکی از راههای چربی سوزی است نه تنها راه آن خیلی خانمها به باشگاه می آیند تا فقط مقداری هوازی کار کنند حقیقت این است که چربی سوزی در برنامه تمرین با وزنه – رژیم کم کالری و هوازی خیلی بیشتر و بهتر از تمرینات کاردیو ( هوازی ) و رژیم است . 

5) من باید قرصهای چربی سوز مصرف کنم .

اول باید بپرسم آیا کلمه یوهمبی را تا حالا شنیده اید ؟ در مورد عوارض افدرا چه می دانید ؟ آِیا می دانید چه قدر در روز تحمل مصرف کافئین را دارید ؟

اگر جواب درستی برای پاسخ سوالات بالا ندارید پس بهتر است مکلهای چربی سوز را با احتیاط مصرف کنید .ضمنا به خاطر داشته باشید چربی سوزها حکم ابزار کمکی برای برنامه تمرین و رژیم غذائی تان هستند و به تنهائی تاثیر چندانی ندارند . 

6) من سالاد می خورم .

سالاد می تواند منبع خیلی عالی از مواد غذائی کم کالری و سرشار از فیبر و ویتامین ها باشد که حاوی مقدار کمی چربی . کربو هیدرات است ولی دقت کنید نوشتم می تواند باشد به این دلیل که بعضی ها به سالاد انواع سسهای چرب – پنیر پیتزا و سایر مواد پرکالری اضافه می کنندکه حاوی کالری زیادی خواهد شد . برای تهیه سالاد از سبزیجات پرگ پهن نظیر کاهو –بروکلی – کلم – فلفل دلمه ای به همراه منابع پروتئینی از جمله گردو – لوبیا – پنیر کم چرب و … استفاده کنید 

7) من معمولا صبحانه نمی خورم .

کاملا اثبات شده که کسانی که یک صبحانه کامل و ترکیب شده از کربو هیدراتها – پروتئین و چربی های سالم مصرف می کنند خیلی کمتر از کسانی که این وعده را حذف می کنند دچار اضافه وزن می شوند .
گرچه شما کالری های یک وعده را حذف کرده اید اما در طول روز جبران آنرا ولی از منابع غذائی ناسالم خواهید کرد یک صبحانه کامل مانع پرخوری شما در طول روز می شود ضمنا بعد از یک شب کامل محرومیت بدن از مواد غذائی ( و کم شدن متابولیسم بدن ) صبحانه سیستم متابولیسم بدن را مجدد فعال می کند . بنابراین اگر به دنبال کاهش چربی های بدن خود هستید حداکثر تا ۴۵ دقیقه بعد از بیدار شدن از خواب صبحانه بخورید .
 


8) برای لاغری شکم باید دراز نشست کار کنم .

در ورزش لاغری موضعی امکان پذیر نیست ( البته در سایر روشها هم همین تئوری صادق است ) تنها راه حل کاهش چربی های بدن (‌کل بدن) سوزاندن کالری بیشتر از آنچه مصرف کرده اید . با تمرین روی یک ناحیه خاص از بدن فقط عضلات آن قسمت را تقویت می کنید از یک نفر با عضلات شکم شش تکه بپرسید به شما خواهد گفت تمرینات هوازی و رژیم تنها راه حل نمایان کردن این عضلات است. 

9) وزنه کار نمی کنم چون عضلاتم حجیم خواهد شد .

تعدادی خیلی کمی از خانمها هستند که با دستگاههای بدنسازی و وزنه ها تمرین کنند و اکثرا بر این باور هستند که وزنه ها موجب مردانه شدن فیزیک بدنی آنها خواهد شد . دلیلش هم از آنجا نشات می گیرد که مردان در یک دوره تمرین با وزنه می توانند حجم عضلانی قابل توجه ای کسب کنند و خانمها از این نگرانند که آنها هم به همین شکل رشد عضلانی داشته باشند . اما به دلیل تفاوت هورمونی مردان با زنان ( ترشح خیلی کم هورمونهای عضله ساز مردانه در زنان) و نوع تمرین با وزنه درخانمها که معمولا ۴۰ تا پنجاه درصد رکورد است جای نگرانی نیست . 

10) این کم چرب است پس هر مقداری که دوست داشته باشم می توانم بخورم .

 توجه کنید که واژه کم چرب حتما به معنی کم کالری نیست . برچسب مواد غذائی را بادقت بخوانید بعضی مواد غذائی شامل مقادیر زیادی شکر و کالری هستند و اهداف لاغری بر مبنای مقدار کالری دریافتی روزانه شما تنظیم میشود میتوانید ۱۰۰ کالری از یک غذای پرچرب بخورید یا اینکه از یک ماده غذائی کم چرب ۵۰۰ کالری وارد بدن خودتان کنید.

 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۴۶ ] [ شب تاریک ]
>

فعالیت جسمی یکی از سلاح های مهم برای از بین بردن سلولیت هاست. اما کدام تمرین ها برای از بین بردن این نواحی زشت و ناخوشایند در باسن، ران ها و کفل ها مؤثرتر اند؟

ما در اینجا یک برنامۀ کوچک از تمرین های فیزیکی به همراه توصیه هایی برای ترمیم کردن پوست ِ پوست پرتقالی در اختیارتان می‌گذاریم.

 

سلولیت، یک داستان زنانه

سلولیت از جمع شدن چربی ها در سطح ران ها، باسن و کفل ها پدید می‌آید. این پدیده که خاص زنان است، ترکیبی هورمونی دارد و به عنوان ذخیره ای برای تأمین انرژی دوران بارداری و شیردهی به کار می‌آید. اما امروزه، شیوۀ زندگی ما دیگر نیازی به چنین ذخیرۀ چربی ندارد و همۀ ما دلمان می‌‌خواهد که این چربی را بدون ماندن کوچکترین اثری از آن، از بین ببریم. مطمئناً، در این میان تغذیه نقش بسیار مهمی دارد. هر چه غذا بیشتر و چرب تر باشد، مقدار بیشتری از چربی ها تمایل به جمع شدن و پوست تمایل بیشتری به پوست پرتقالی شدن و زشت شدن دارد. اما انجام فعالیت های جسمی نیز عامل بسیار مهمی برای از بین بردن سلولیت است. 
ورزش، یک آنتی سلولیت عالی


به طور کلی، فعالیت جسمی و ورزش برای مقابله با سلولیت بسیار مفید است. با این حال، تمریناتی وجود دارند که بیشتر از بقیه قابل توجه اند. این تمرینات، قطعاً بیشتر ران ها، عضلات کفل ها و باسن را به کار می‌اندازند. هر چه عضلات بیشتر مورد استفاده قرار بگیرند، تمایل بیشتری به تأمین انرژی خود توسط لایه های چربی زیرین و نهفته دارند. 


سه نمونه از تمرینات ساده برای از بین بردن سلولیت


در حالت 4 دست و پا قرار بگیرید و بر بازوهای تان تکیه کنید. یک پای تان را بکشید و تا حد ممکن بالا بیاورید. 8 ثانیه در این وضعیت بمانید. این تمرین را برای پای دیگر هم انجام دهید و 8 بار پای تان را بالا و پایین بیاورید. برای تمرین بعد، در همان حالت چهار دست و پا قرار بگیرید، مجدداً پای تان را بالا بیاورید، اما این بار سعی کنید دایره های کوچکی در هوا در یک سمت و سپس در سمت دیگر رسم کنید، این تمرین را هم در سری های 8 تایی انجام دهید. در حرکت بعد، روی پهلو دراز بکشید، بدن تان باید کاملاً صاف باشد، باسن نیز باید کاملاً در راستای بدن قرار گیرد، سپس پای تان را از پایین خم کنید.

اگر باسن تان کاملاً صاف باشد، پا خیلی بالا نمی‌آید و سریع متوقف می‌شود. این تمرین را برای پای دیگر نیز در یک سری 8 تایی، بالا و پایین، انجام دهید. هر پا را باید 8 ثانیه در هوا نگه دارید. برای از بین بردن سلولیت، قطعاً لازم است که مجموعۀ تمام ماهیچه های بدن را به حرکت بیندازید، یعنی این تمرینات آنتی سلولیت باید تکمیل کنندۀ یک برنامۀ ورزشی کلی و در ادامۀ آن باشند. 


تمرین های تکمیلی روزانه


از سوی دیگر، در تمام روز می‌توانید به راحتی تمرین های آنتی سلولیت تان را تکرار کنید: به طور مرتب، چند بار در روز، زمان هایی که بی حرکت هستید، مثلاً منتظرید یا در در دفتر کارتان هستید، سعی کنید باسن یا ران های تان را منقبض کنید: انقباض را 8 ثانیه ادامه دهید و این تمرین انقباض و رها کردن را در سری های 8 ثانیه ای، چندین بار تکرار کنید. 


قطعاً برای بالا رفتن از طبقات، باید به جای استفاده از آسانسور از پله ها بالا بروید، و هنگام بالا و پایین رفتن از پله ها باز هم ران ها و باسن تان را منقبض کنید. 


چند آنتی سلولیت کمکی


به طور مرتب، در طول روز یک و نیم لیتر آب بنوشید. میوه و سبزیجات را به مقدار زیاد مصرف کنید و میزان مواد غذایی چرب را کم کنید. دوش تان را با آب سرد تمام کنید، بگذارید آب سرد از قوزک پا تا بالای ران ها، باسن و کفل های تان بالا بیاید. بعد از هر بار دوش گرفتن روی ران های تان کرم مرطوب کننده بمالید و به خوبی ماساژشان دهید. 

 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۴۵ ] [ شب تاریک ]
>



پاسخ های فیزیولوژیکی : پاسخ های فیزیو لوژیکی در همه افراد چهار دسته اند که هر کدام را در زنان و مردان بررسی می کنیم.

این چهار گروه به شرح زیر است:

الف: عصبی عضلانی

ب: قلبی عروقی

ج: تنفسی

د: متابولیکی

 

الف : پاسخ های عصبی عضلانی

• قابلیت های ذاتی عضلات و چگونگی کنترل حرکتی برای زنان و مردان یکسان است.

• هیچ تفاوتی در توزیع رشته های کندوتند انقباض بین دو جنس وجود ندارد

• زنان در قدرت قسمت بالاتنه 43 تا 63 درصد و در قسمت پایین تنه 25 تا 30 درصد ضعیف تر از مردان هستند.

• زنان توده عضلانی کوچکتری دارند همچنین تارهای عضلانی آنها کوتاهتر و کوچکتر

هنگامی که قدرت در رابطه با توده بدون چربی بدن بیان شود، هیچ گونه تفاوتی بین زن و مرد در برخی موارد وجود ندارد.

اندازه قلب

• به استثنای 12و13 سالگی قلب مردان از زنان بزرگتر است، علت این امر درشت بودن جثه و دارا بودن درصد بیشتر عضله دربرابر بیشتر بودن بافت چربی در زنان باشد.

• میانگین نسبت وزن قلب به وزن در سنین 10 تا 60 سالگی  85تا90% درصد مردان است

ب : پاسخ های قلبی عروقی

• زنان دارای ضربان قلب بیشتری برای هر سطحی از فعالیت زیر بیشینه هستند.

• حداکثر ضربان قلب بطور معمول در هر دو جنس یکسان است.

• میزان گلبول قرمز در خون زنان کمتر است( 6 درصد)  در نتیجه ظرفیت حمل اکسیژن آنها کمتر است.

• حجم ضربه ای در زنان کمتر است ( 25 درصد)

• زنان دارای قلب کوچکتر و بنابراین بطن چپ کوچکتر هستند (مربوط به کوچکتر بودن اندازه بدن و احتمالا کمتر بودن میزان تستوسترون آنهاست)

• زنان دارای حجم خون کمتری هستند

• متوسط زنان دارای فعالیت کم هستند

 در سنین 8-12 سالگی قدرت زنان و مردان در یک سطح بوده اما بعد از آن بخاطر تاثیر هورمون مردانه تستوسترون رشد عضلات در مردان بیشتر است

قدرت

• مردان به علت توده عضلانی حجیم تری هستند و با توجه به ارتباط بین توده عضلانی با قدرت، دارای قدرت بیشتری می باشند.

• در سنین 8-12 سالگی قدرت زنان و مردان در یک سطح بوده اما بعد از آن بخاطر تاثیر هورمون مردانه تستوسترون رشد عضلات در مردان بیشتر است.

• وقتی قدرت پایین تنه بر حسب وزن بدن یا نسبت به توده بدون چربی بیان شود ، بین زنان و مردان تفاوتی مشاهده نمی شود. اما در مورد قدرت بالاتنه وقتی نسبت به وزن بدن بیان شود ، زنان دارای قدرت کمتری هستند. (که بدان علت است که حجم بیشتر عضلات ران در پایین کمر قرار گرفته و زنان عضلات پایین تنه را بیشتر به کار می گیرند)

• قدرت مطلق در زنان حدود دو سوم مردان است .

• درصد افزایش نسبی قدرت در زنان متعاقب برنامه های وزنه تمرینی یکسان ، با مردان برابر یا حتی برتر از آنهاست .

• حجیم شدن عضلانی در زنان کمتر از مردان است.

حجم خون و هموگلوبین

• مردان (ورزشکار و غیرورزشکار) دارای حجم خون و هموگلوبین بیشتری نسبت به زنان (ورزشکار و غیرورزشکار) هستند.

• مردان از حیث سیستم حمل اکسیژن دارای ظرفیت بیشتری نسبت به زنان هستند.

• حجم ضربه ای قلب زنها و مردها اگر متناسب با درصد حداکثر اکسیژن مصرفی در نظر گرفته شود برابر است.

• برون ده قلبی برای یک فعالیت با توان مطلق مشابه ، تقریبا در زنان و مردان یکسان است.

• برون ده قلبی بیشینه در زنان پایین تر است . Q=SV×HR

• باافزایش هر مقدار کار معین ، اختلاف اکسیژن سرخرگی سیاهرگی زنها از مردها بیشتر است.

• زنان دارای ظرفیت کمتری برای افزایش اختلاف خون سرخرگی سیاهرگی خودشان هستند.  این موضوع احتمالا مربوط به کمتر بودن مقدار هموگلوبین آنهاست

• حداکثر اکسیژن مصرفی در زنان20 تا 25 درصد  کمتر است.

• برای حجم معینی از خون ، اکسیژن کمتری به عضلات فعال توزیع می شود

• وقتی حداکثر اکسیژن مصرفی نسبت به اندازه بدن و جرم بدون چربی محاسبه شود بازهم تفاوت بین دو جنس وجود دارد  ولی کمتر است( 15 تا 20 درصد)

• فشارخون قبل از یائسگی : فشار سیستولی و دیاستولی خون درخانمها بین 5 تا 10 میلیمتر جیوه نسبت به آقایان همسن پایین می آید.

• بعد از اتمام یائسگی : فشار خون خانمها نسبت به آقایان قدری افزایش می یابد.

ج : پاسخ های تنفسی

• زنان قفسه سینه کوچکتری دارند در نتیجه دارای ظرفیت حیاتی ، حجم جاری ، ظرفیت باقیمانده عملی و حداکثر توان هوازی کمتری هستند.

• بافت ریه ای زن کمتر است در نتیجه حداکثر تهویه دقیقه ای در زن پایین تر است.

• وقتی فعالیت با توان مطلق یکسان انجام شود ، زنان تنفس سریعتری نسبت به مردان دارند. یعنی زنان فعالیت را با درصد بیشتری از حداکثر اکسیژن خودشان انجام می دهند

زنان به علت داشتن هورمون استروژن دارای آستانه تعریقی 2-3 درجه فارنهایت بالاتر از مردان هستند بنابراین کل مقدار تعریق برای زنان کمتر از مردان خواهد بود

د: متابولیسم پایه

• درجه متابولیسم پایه(BMR ): کمترین مقدار انرژی لازم در ازای هر متر مربع از سطح بدن در حال استراحت کامل است.

• اکسیداسیون مواد غذایی برای زنان5-10% کمتر از مردان است بنابراین میزان متابولیسم پایه 5-10% پایینتر از همتایان مردان در تمام سنین است.

سازگاری با گرما

• زنان به علت داشتن هورمون استروژن دارای آستانه تعریقی 2-3 درجه فارنهایت بالاتر از مردان هستند بنابراین کل مقدار تعریق برای زنان کمتر از مردان خواهد بود.

• اختلاف درجه حرارت بین قسمتهای داخلی بدن و پوست در زنان کمتر است.

• آستانه لاکتات زنان در توان مطلق کمتری از فعالیت اتفاق می افتد.  اوج لاکتات خون معمولا در زنان فعال اما غیر ورزشکار از مردان فعال غیر ورزشکار کمتر است

• آستانه بی هوازی بین دو جنس تفاوتی ندارد یا این اختلاف کم است.

• زنان دارای تراکم ATP-PC عضلانی مشابهی با مردان هستند ولی بدلیل کمتر بودن توده عضلانی ، کل ذخایر فسفاژن آنها در مقایسه با مردان کمتر است.

 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۴۵ ] [ شب تاریک ]
>

انجمن پزشکی کوهستان ایران: زمان آن فرا رسیده است که در برابر وسوسه "انجام یک کار با ارزش" یا فقط بر روی صندلی بنشینید و درباره کوهنوردی دیگران مطلبی بخوانید یا خود دست بکار شوید و کاری انجام دهید. مک کینلی (یا دنالی) طی 90 سال گذشته توجه زیادی را به خود جلب نموده است. با خواندن گزارشهای صعود این کوه سترگ و دیدن تصاویر زیبای آن تعجبی ندارد که خواهان صعود آن شوید. براستی این کوه آنقدر جذاب است که ارزش تلاش برای صعود را دارد.

 

بر خلاف آنچه برخی می گویند صعود آن به هیچ وجه یک صعود آسان ولی طولانی نیست؛ حتی از ساده ترین مسیر آن یعنی تیغه غربی. برای بسیاری از کوهنوردان، چه آنها که تجربه ارتفاعات را دارند و چه آنها که ندارند،‌ صعود مک کینلی سخت ترین فعالیت جسمانی بوده است که انجام داده اند. برای داشتن یک تجربه لذت بخش از صعود، آماده سازی جسمانی برای آن الزامی است. مک کینلی بردباری و قدرت شما را به حد اعلا به آزمایش می­گذارد. برخی کوهنوردان به شما خواهند گفت که در صعود به این کوه هوای خوبی داشته اند،‌ ارتفاع تاثیر آنچنانی بر آنها نداشته است، ‌و بطور کلی مشکل جدی نداشته اند. آنها خوش شانس بوده اند. طی چند مرتبه ای که به عنوان راهنما یا بطور عادی به این کوه رفته ام، حتی نمی توانم دو برنامه را نام ببرم که مشابه یکدیگر بوده باشند. صعودهایی داشته ام که مشکلات ناچیزی داشته اند، و در عین حال در همان فصل "چهره جهنمی دنالی" را به چشم دیده ام. این کوه را دست کم نگیرید.

 

یکی از معمولترین سوالاتی که از من به عنوان مربی کوهنوردی می شود این است که "چگونه باید برای صعود دنالی (بلند ترین قله آمریکای شمالی) تمرین کرد؟" از آنجا که هر فرد فرصت، اراده، ‌توانایی روحی و جسمی،‌ و اهداف و انگیزه های منحصر به خود را دارد، نمی توان برای این سوال پاسخ واحدی را ذکر نمود. اما برای کمک به مشتریانم می­توانم پیشنهاداتی بدهم که چگونه برای مقابله با دشواری های این صعود خود را آماده سازند. گمان کنم بتوانید به عنوان نقطه شروع از آن بهره ببرید. آن را با شرایط خود سازگار کنید،‌اما از یاد نبرید که هدف غایی شما باید رسیدن به حداکثر توانایی جسمی تان باشد.

 

این برنامه آماده سازی جسمانی برای کسانی طراحی شده است که قصد دارند مک کینلی یا قله ای شبیه به آن را صعود نمایند. باید از نظر سلامتی در وضعیت مناسبی باشید و یا حداقل پزشکتان اجازه صعود چنین قله ای را به شما بدهد. در این برنامه همچنین فرض شده است که شما به طور منظم تمرین نمی کنید و همچنین در اطرافتان کوهستان مرتفعی وجود ندارد. البته هر چقدر از نظر آمادگی جسمانی وضعیت بهتری داشته باشید این برنامه کمتر بر روال عادی زندگی شما تاثیر می گذارد. اما صرف نظر از اینکه چطور این برنامه را با توجه به وضعیت خود تغییر می دهید،‌ هدف آن یعنی افزایش تدریجی استقامت و قدرت را از یاد نبرید. ممکن است این برنامه برای شما بسیار آسان باشد. در آن صورت زمان تمرینات را بالا ببرید یا آن را به نوعی تغییر دهید که انرژی بیشتری صرف کنید. برای برخی دیگر ممکن است این برنامه سنگین باشد. در آن صورت هر روز فقط یکی از تمرینات قدرتی یا استقامتی را انجام دهید. در هر حال بعد از آنکه خوب درگیر این برنامه شدید، آن را نیمه کاره رها نکنید! برای آنکه برای این صعود آماده شوید باید زمان زیادی را اختصاص دهید.

اهداف این برنامه تمرینی

در انتهای این برنامه تمرینی

- باید بتوانید 6 الی 8 ساعت در روز شیبی متوسط و پوشیده از برف و یخ را صعود کنید، کوله ای تا 23 کیلوگرم را حمل کنید، و سورتمه­ای تا 45 کیلو گرم را نیز همزمان بکشید.

- باید انرژی از دست رفته خود را طی 8 تا 12 ساعت استراحت باز یابید تا بتوانید یک روز سخت دیگر (چنان که گفته شد) را بگذرانید

- باید از نظر جسمی و روحی توانایی کوهنوردی برای مدت زمان کمی بیشتر از این را نیز داشته باشید، زیرا گاه برای زنده ماندن به آن نیاز دارید.

 برنامه:

 

6 ماه قبل از شروع برنامه:

در این ماه خود را به تمرین عادت دهید. در انتهای این ماه از نظر فیزیکی باید به حدی از آمادگی برسید که بدنتان بعد از یک روز تمرین دچار کوفتگی نشود. اگر تمرینات را بطور منظم انجام نداده اید باید به خودتان نهیب بزنید. (توجه: لازم نیست آن قدرها یکدنده باشید. تمرینات خود را مفرح سازید. طوری تمرین کنید که تکرار آن در روز بعد برایتان راحت باشد. تمریناتی را انجام دهید که از انجام آن لذت ببرید و به مکانهای جدید بروید. خلاقیت به خرج دهید. فکر نکنید که آنها را باید با حداکثر تلاش به انجام برسانید. در آینده نزدیک برای آن وقت زیادی خواهید داشت.)

 

در این ماه، 4 روز در هفته تمرین کنید، یک یا دو روز استراحت کنید و در صورتیکه هنوز سرحالید، یک روز به ورزشهای مفرح بپردازید (مانند یخ نوردی یا سنگ نوردی، دوچرخه سواری، اسکی، اسکیت، و غیره ). سعی کنید کسانی را پیدا کنید تا با شما تمرین کنند. آنها می توانند انگیزه شما را برای انجام تمرینات طبق برنامه زیاد کنند. وقتی کسی قرار باشد با شما در آن روز تمرین کند نمی توان براحتی از زیر تمرین شانه خالی کرد.

 

در این ماه تاکیدتان بر تمرینات هوازی باشد. باید تحمل و استقامت مصرف انرژی طی چندین ساعت متوالی و برای روزها از پی هم را داشته باشید. در این ماه حداقل 2 ساعت در هفته (هر جلسه نیم ساعت) به تمرینات هوازی بپردازید. برای این منظور در طی زمان ذکر شده بطور مداوم تمرین کنید. معمولترین تمرین هوازی دویدن است اما دوچرخه سواری،‌ شنا،‌ اسکی استقامت (cross country) و کوهپیمایی نیز مناسبند. اگر انجام یکی از آنها برایتان خسته کننده شده است آن را با یک نوع تمرین دیگر جایگزین کنید. سر دبیر و رئیس راهنمای من هر دو علاقه زیادی به دوچرخه سواری دارند و معتقدند دوچرخه سواری کوهستان و جاده برای تقویت توان هوازی و همچنین عضلات بسیار مفیدند. هدف تمرینات در این ماه آن است که تعداد ضربان قلبتان بعد از نیم ساعت تمرین بین 30 تا 40 بار بیشتر از تعداد ضربان زمان استراحتتان باشد. برخی از متخصصان علم تمرین به آن سرعتی می گویند که بتوانید "مکالمه ای" را حین تمرین انجام دهید بدون اینکه به نفس نفس بیافتید. ممکن است اوایل نتوانید با این شدت ضربان قلبتان صحبت بکنید، اما به تدریج و با تمرین مداوم توان آن را بدست می آورید.

 

در این ماه به آرامی تمرینات قدرتی را نیز در برنامه تان بگنجانید. باید عضلات پشت،‌ شانه،‌ دست،‌ و شکمتان را تقویت کنید. عضلات پا با تمرینات هوازی تقویت می شوند،‌اما اگر بیش از حد به خود فشار نمی آورید می توانید تمرینات قدرتی پا را هم به آنها اضافه کنید. مواظب باشید بیش از حد به خود فشار نیاورید،‌ زیرا ممکن است انگیزه برای تمرین را از دست بدهید. تمرینات قدرتی باید 3 بار در هفته انجام گیرند (در کنار تمرینات هوازی!). مجبور نیستید به باشگاه بدنسازی بروید. نمونه برنامه زیر را می توانید در خانه هم انجام دهید:

- یک ست دراز و نشست -- به هر تعداد که می توانید

- سه ست بارفیکس-- تا حداکثر 15 بار در هر ست

- سه ست شنا روی دست به هر تعداد که می توانید – تا حداکثر 40 بار در هر ست

چنانچه وزنه داشته باشید می توانید اینها را هم اضافه کنید:

- سه ست تمرین پارو با وزنه ای که قادر باشید 10 تا 15 بار در هر ست حرکت را اجرا کنید – اما نه بیشتر از 15 بار

- سه ست تمرین پرس سینه با وزنه ای که قادر باشید 8 تا 10 بار د رهر ست آن را اجرا کنید – اما نه بیشتر از 10 بار

 

انتخاب وزنه مناسب به این شکل انجام می گیرد که در حرکتهای آخر آخرین ست باید در عضلات احساس خستگی کنید و آخرین حرکت در واقع آخرین باری باشد که بتوانید آن حرکت را انجام دهید. در این مراحل اولیه نگذارید تمرینات قدرتی وقت زیادی از شما بگیرند یا شما را دل زده کنند.

نمونه یک هفته تمرین در این ماه:

- دوشنبه: با "سرعت مکالمه" به مدت 30 دقیقه بدوید. سعی کنید نایستید اما اگر مجبور شدید تند راه بروید. تمرینات قدرتی با ترکیبی از دراز نشست، بارفیکس و شنا.

- سه شنبه: دو چرخه سواری (یا یک تمرین هوازی جایگزین) به مدت 30 دقیقه یا بیشتر. سعی کنید به جایی متفاوت از تمرین روز دوشنبه بروید. تمرین قدرتی در این روز ندارید.

- چهار شنبه: امروز تمرینات قدرتی. شاید بتوانید چند تایی به تعداد حرکاتتان بیافزایید. روز استراحت تمرینات هوازی.

- پنجشنبه: همانند روز دوشنبه 30 دقیقه بدوید. این بار نیز مسیر متفاوتی پیدا کنید. رفتن به طبیعت می تواند بسیار لذت بخش باشد. تمرین قدرتی ندارید.

- جمعه: اسکی استقامت (یا یک تمرین هوازی جایگزین) به مدت 30 دقیقه یا بیشتر. تمرینات قدرتی دوشنبه را تکرار کنید.

- شنبه: روز استراحت یا انجام ورزشهای مفرح.

- یک شنبه: روز استراحت.

 

میزان مصرف انرژی در برخی از تمرینات هوازی مانند دوچرخه سواری کمتر از مصرف انرژی در هنگام دویدن در همان مدت زمان است. در این حالت باید وضعیت خود را زیر نظر گرفته و متناسب با آن شدت یا زمان تمرین را بیشتر کنید.

 

پیشنهاد می کنم حتما قبل از شروع فعالیت شدید تمرینی مدتی را به گرم کردن بدنتان اختصاص دهید. تمرینات کششی برای آماده سازی عضلات برای تمرینات سختتر و جلوگیری از آسیب دیدگی می تواند مفید باشد.

 

همچنین به مقدار زیادی آب بنوشید. بدنتان به آب زیادی برای انجام تمرینات نیاز دارد. از طرف دیگر باعث می شود بدنتان به پرنوشی (آشامیدن مقادیر زیادی آب) عادت کند. در دنالی باید بسیار آب بنوشید (حداقل سه تا چهار لیتر در روز) و بدنتان از حالا باید به مقادیر زیاد آب عادت کند. این موضوع به ضرب المثلی در دنالی تبدیل شده است؛ "فراوان و کم رنگ" که اشاره دارد به نوع ادرار. هم اکنون نوشیدن 2 تا 3 لیتر آب در روز را توصیه می کنم. (توجه: کسانی که بیماری کلیوی دارند در باره مقدار مناسب با پزشک خود مشورت کنند.)

پنج ماه قبل از شروع برنامه:

در این ماه توجه بر بدست آوردن استقامت کوهنوردی است. تمرینات هوازی باید هنوز حداقل 4 روز در هفته با استراحت کمتر از 2 روز ادامه داشته باشد. شما باید یک روز استراحت را برای روز سرگرمی تان اختصاص دهید.طول مدت زمان این ورزش را حداقل به 40 دقیقه برسانید، باید مطمئن شوید که این جلسات مداوم هستند.

سه روز در هفته را به ورزشهای استقامتی اختصاص دهید، سعی کنید که وزن وزنه هایتان و تعداد تکرارهایتان را افزایش دهید اما از حداکثر تکراری که قبلا ذکر شد بالاتر نروید. در این ماه بالا رفتن از پله یا تپه باید بعنوان بخشی از فعالیت هفتگی تان باشد. حداقل یکبار و نه بیشتر تپه بلند یا موانع پله مانندی بیابید و از آنها بالا روید. طول زمان بالا رفتن باید کمتر از 5 دقیقه نباشد. بالا رفتن را تا جایی ادمه دهید که به جلسه ای 30 دقیقه برسد. اگر این را در خود دیدید که قادر هستید تا قبل از برگشت به سمت پایین به طور مداوم 30 دقیقه بالا روید بسیار عالی هستید.کوله ای حمل کنید که حدود 20 پوند (9 کیلو گرم) وزن داشته باشد. از ایستادن در طول زمان ورزش خودداری کنید. این تمرین احتمالا بهترین محرک به مک کینلی است. (توجه: بار زیادی درکوله تان حمل نکنید زیرا اگر از وزن مناسب استفاده نکنید در زمان پاین آمدن به زانو هایتان آسیب می رساند).

چهار ماه قبل از شروع برنامه:

در این ماه توجه بر روی میزان تحملتان است. تمرینات هوازی باید اکنون 5 روزدر هفته با یک روز استراحت باشد. جلسات تمرینات را به حداقل 45 دقیقه برسانید. در طول 45 دقیقه تمام تمرکزتان را به تمرین بدهید. انجام تمرین بالا رفتن از پله یا تپه با حمل کوله پشتی را حداقل یک بار درهفته ادامه دهید. وزن کوله پشتی تان را تا 10 پوند (4.5 کیلو گرم) و مدت زمان را تا 35-45 دقیقه افزایش دهید. می توان یک یا دو جلسه از تمرینهای هوازی را با جلسه بالا رفتن از تپه یا پله جایگزین کنید. در سرازیری ها مراقب زانوهایتان باشید. تمرینهای قدرتی(یعنی همان تمرینات با وزنه) باید به 4 روز در هفته برسد. وزن و تکرار تمرین هایتان را افزایش دهید، اما از حداکثر تکراری که ذکر شد فراتر نروید.

در حین تمرینتان ممکن است متوجه شوید که انگیزتان کم شده است. امیدتان را از دست ندهید، خلاق باشید و مکانها و دوستان جدیدی برای تمرین پیدا کنید. بالا روید تا روحیتان را بدست آورید، کتابهایی در مورد کوهنوردی مطالعه کنید و فیلمها یا اسلایدهایی تماشا کنید که ماجراهای کوهنوردی را نشان می دهد.

سه ماه قبل از شروع برنامه:

این ماه تمریناتتان را با جدیت شروع کنید. اکنون باید از نظر روحی و جسمی آماده باشید. اگر تا بحال ویتامین با آهن RDA را مصرف نکرده اید ممکن است مایل باشید که آنرا در برنامه روزانه تان بگنجانید. این امر باعث می شود که مطمئن شوید که بدنتان مقدار ویتامین و مواد معدنی مورد نیاز را دریافت می کند که ممکن است با افزایش تمرینات روزانه به آنها احتیاج داشته باشید. ممصرف آهن سبب می شود که خونتان آهن مورد نیاز را دریافت کند و هموگلوبین را در سلولهای قرمز خونِ تان حفظ کند (برای حمل اکسیژن مفید است). مصرف روزانه آب و خوردن غذاهای سالم فراموش نشود.

 تمرینهای هوازی همچنان باید 5 روز در هفته و 1 روز استراحت در هفته به قوت خود باقی بماند و مدت زمان جلساتتان اکنون باید حداقل 50 دقیقه بطول بیانجامد.

 فشار کم شده یا جلسه تمرین بی هوازی را برای یک روز در هفته در یکدیگر ادغام کنید. این تمرین باید حدود 30 دقیقه باشد و هدف از این جلسه بالا بردن سرعت ضربان قلب حدود 130 تا 180 بار در دقیقه باشد اما بیشتر از 2 دقیقه نشود (در خلال این ضربانهای تند در مدت 3 دقیقه قبل از اینکه به حالت عادی برگردید سر حال می شوید). از لحاظ فیزیولوژی در طول تمرین جسمانی- روانی هر چقدر ضربان قلبتان سریعتر باشد و زمان استراحت کمتری در بین تمرینهایتان داشته باشید، بیشترین بازدهی از تمرین را بدست می آورید. در واقع در این جلسه باید سخت تمرین کنید و در پایان نسبتا احساس خستگی کنید. نمونه این از این تمرین دویدن در مسیر تپه ای، مسابقه اسکی سرعت و آهسته دویدن در سرازیری و دویدن بر روی سطح مسطح، به منظور گرفتن نیروی تازه است. این نوع تمرین یکی از بهترین شیوه هایی است که گولبول قرمز خون را افزایش دهید (که مسئول گرفتن اکسیژن برای سلول ها است) و باعث می شود که سلول هایتان از اسید لاکتیک خلاصی یابند (که تنفس سلولی و عامل خستگی آنرا تولید نموده است).

یکی از تمرینهای هوازیتان  تمرینی است که آنرا به نام McKinley Edge می خوانم. این تمرین نوعی سربالایی سخت یا جهش اضافی است که در این تمرین گنجانده می شود تا خود را آماده کنید و توان پیمودن مایل اضافی را بدست آورید که ممکن است در Denali نیاز داشته باشید. قبل از شروع تمرین McKinley Edge را مشخص کنید.

تمرینهای قدرتی همچنان 4 روزدر هفته است و باید به صورت عادتی برای تان درآمده باشد. بنابراین وزن وزنه ها و تعداد تکرارهایتان را افزایش دهید. همچنان تمرین بالارفتن از تپه یا پله را ادامه دهید، اما این کار را 2 بار در هفته انجام دهید. این تمرین را می توانید جایگزین 2 جلسه تمرین هوازی تان کنید. وزن کوله پشتی تان را تا 10 پوند (4.5 کیلوگرم) دیگر افزایش دهید. ممکن است بخواهید با حمل کردن ظروف آبی بر وزن کوله تان بیافزایید بنابراین می توانید در ارتفاع آنها را خالی کنید و قبول کنید که مجبور نیستید اغلب صعود را در یک جلسه تکرار کنید. در همین ارتباط نباید این وزن کوله را تا پایین تپه حمل کنید و فشار بر زانوهایتان وارد نمایید (توجه: بخاطر داشته باشید که در پایان برنامه و پایین کوه مجبور هستید که بارهای بسیار سنگینی را حمل کنید، بنابراین حفظ مقداری استقامت برای پاهایتان در پایین کوه را باید مد نظر داشته باشید).

این ماه سعی کنید هفته ای یکبار یا دوبار به منظور آزمایش وسایلتان را به دشت بروید. اطمینان حاصل کنید که کفش هایتان راحت و لباس هایتان مناسب هستند و کمپ به آسانی برپا می شود، کوله پشتی تان مناسب است و بارهای سنگین را تحمل می کند، کیسه خوابتان راحت است و با نحوه کار چراغتان آشنا هستید. تنها راهی که موجود است تا این کارها را انجام دهید آن است که جایی مستقر شوید یا کوهنوردی کنید زیرا قصد آنرا ندارید که این وسلیل را تنها برای Denali استفاده کنید. می توانید انجام این کارها را جایگزین دوتا از تمرینات هوازی تان کنید.

دو ماه قبل از شروع برنامه

تداوم فعالیتهای روزانه و سلامتی تان کلید اصلی این ماه است.

تمرینات هوازیتان را 5 روز در هفته و حداقل یک روز استراحت ادامه دهید. تمرینات باید حداقل یک ساعت بطول انجامد. یکی از تمرین های هوازی در هفته باید حداقل یک ساعت و نیم طول بکشد. این روند را با حداقل یک جلسه فشار در هفته ادامه دهید و زمانهای استراحت مابین زمانهای خستگی را کوتاه کنید. به یاد داشته باشید که تمرین McKinley Edge را در تمرینهای هفتگی تان بگنجانید. تمرینات سر بالایی و بالارفتن از پله باید اکنون جایگزین منظمی برای جلسه تمرین هوازی شده باشد و در مورد وزن کوله پشتی اکنون باید به 40 پوند (18کیلو گرم) رسیده باشد. کفشهای صعودتان را در این جلسات بپوشید تا به پوشیدن آنها عادت کنید.

تمرینهای قدرتی اکنون به منظور بالا بردن تحمل مناسب است. همچنان به تمرین قدرتی برای 5 روز در هفته ادامه دهید، اما دو روز آنرا صرف تکرار آنها کنید که با سرعت انجام می شود. اگر کسی هست که می تواند دفعات انجام آنرا برای شما ثبت کند تمرینات خود را در تعداد ستهای برابر انجام دهید اما وزنه های سبکتری را استفاده کنید و تا جایی که توان دارید دفعات تکرارتان را در هر دقیقه افزایش دهید. باید از وزنه ای استفاده کنید که تقریبا در پایان هر دقیقه کاملا خسته شده باشید. اگر کسی نبود تا با آن تمرین کنید که ماهیچه هایتان خسته شوند (توجه: وزنه های آزاد را به تنهایی بلند نکنید) دو روز دیگر هفته باید جهت انجام کارهای روزمره از ماه قبل استفاده شود.

در این ماه نیز به کوهستان بروید و وسایلتان را امتحان کنید. به یاد داشته باشید که یک چهارم مقدار آب تان را بنوشید، خوب بخورید و استراحت زیاد داشته باشید.

یک ماه قبل از شروع برنامه:

این ماه، ماه آخری است که اساس یک صعود طولانی مدت را پایه گذاری می کند.

این ماه تمرین است که شما از نظر جسمانی آماده صعود می شوید. احتمالا مشغول دیگر برنامه هایتان می شوید اما تمرین هایتان را فراموش نکنید.

تمرینهای هوازی تان هنوز باید 5 روز در هفته ادامه داشته باشد. توجه کنید که حداقل یک روز در هفته را به استراحت بپردازید. هر جلسه تمرین باید حداقل یک ساعت بطول انجامد. باید قادر باشید که دو جلسه فشار در هفته را داشته باشید. می توانید جلسات فشار را قبل از عزیمت در اولویت قرار دهید. نیاز نیست تا طول زمان جلسات فشار را افزایش دهید اما دوره های بهبودی باید دوباره کوتاه شوند. تمرینات بالا رفتن از پله یا تپه با کوله پشتی سنگین باید به تمرینات هوازی تان اضافه شود و آنها را همچنان ادامه دهید وزن کوله پشتی تان را تا 10 پوند افزایش دهید. اگر مایل نیستید که دویدن یا تمرینات هوازی تان را رها کنید، پس تمرینات بالارفتن از پله یا تپه را اضافه بر آن انجام دهید. به یاد داشته باشید که چه کاری در ابتدا در کوه انجام خواهید داد. تمرین McKinley Edgeاکنون باید بخشی از تمرین هوازی تان شده باشد.

تمرینات قدرتی تان باید هنوز 4 روز در هفته به قوت خود باقی باشد. و در وزنه ها، تعداد دفعات تکرار با وزنه های سبکتر را در نظرادشته باشید.

تا بدین جا، باید از نظر جسمانی آماده شده باشید تا مرد سخت کوش کوهستان شوید که همیشه آرزوی آنرا داشتید. همیشه در نظر داشته باشیدکه هیچ چیز در دنالی صد در صد نیست. نداشتن تجربه ارتفاع بلند در آن منطقه جغرافیایی، پیش بینی تاثیرات ارتفاع بسیار مشکل است و هیچ کس به درستی نمی تواند وضعیت آب و هوا را پیش بینی کند. هر دو این عوامل حتی کوهنوردانی را که از نظر جسمانی در وضعیت خوبی هستند را متوقف می کند.

بنابراین توصیه می کنم که کوهنورد آینده مکینلی تا جایی که امکان دارد از تجربیات کوهنوردان ارتفاع بلند بهره ببرد. اگر نمی توانید شخصا از تجربه کسی استفاده کنید، کتابهای بسیاری در مورد دنالی در کتابخانه محله تان را مطالعه کنید.

جوانب بسیاری در صعود به کوه مکنیلی موجود است. دارا بودن شرایط مطلوب فیزیکی تنها یکی از این جوانب است و باید برای همه حوادث کوهنوردی آماده باشید. امیدوارم این تجربتان یکی از تجارب عالی شود.

 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۴۴ ] [ شب تاریک ]
>

مقدمه

دستگاه عصبی مرکزی قسمتی از دستگاه عصبی است که در درون محفظه‌ای استخوانی به نام استخوان جمجمه و ستون فقرات قرار گرفته است و شامل مغز و نخاع می‌باشد. از نظر ساختمانی در سیستم اعصاب مرکزی دو قسمت به نامهای ماده سفید و ماده خاکستری قابل تشخیص می‌باشد. مغز شامل قسمتهای متنوعی است که هر کدام از آنها در عین حال که با یکدیگر در ارتباط هستند کارهای متفاوتی را انجام می‌دهند. 

تکامل مغز در مهره داران

در ماهیهای اولیه و دوزیستان ، نخاع و مغز در یک راستا قرار دارند. ولی در سایر مهره داران بویژه در پستانداران بین مغز و نخاع یک خمیدگی پدید آمده است که در پستانداران عالی به 90 درجه می‌رسد. این خمیدگی ناشی از حجم زیاد نیمکره‌های مخ است. حجم مغز بویژه نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه رشد اندکی دارد. ولی در مهره داران عالی وسعت زیادی دارد.
سطح نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه تا پستانداران اولیه صاف ، ولی در پستانداران عالی بویژه انسان چین خوردگی فراوان دارد. مغز آدمی بزرگترین مغزها نیست اما وزن آن نسبت به جثه آدمی بیشترین است و با در نظر گرفتن سایر شرایط بهترین مغز است. مغز مهره داران در دوران جنینی دارای سه قسمت اولیه به نامهای مغز پیشین ، مغز میانی و مغز تحتانی است. از این قسمتها بتدریج بخشهای مختلف مغز پدید می‌آیند. 

ساختار مغز

مغز در داخل استخوان جمجمه و نخاع در داخل ستون فقراتجای گرفته‌ است. سه پرده که در مجموع مننژ نامیده می‌شوند، مغز و نخاع را از اطراف محافظت می‌کنند.
  • پرده داخلی : پرده داخلی چسبیده به مغز و نخاع بوده و کار تغذیه بافت عصبی را انجام می‌دهد.
  • پرده میانی : پرده میانی عنکبوتیه نام دارد که به پرده خارجی چسبیده و از پرده داخلی کم و بیش فاصله دارد.
  • پرده خارجی : از بافت پیوندی محکم تشکیل شده و به استخوانهای محافظ چسبیده است.
در فاصله بین عنکبوتیه و پرده داخلی مایع شفافی قرار گرفته است که از ترشحات رگهای خونی است. این مایع رامایع مغزی-نخاعی می‌گویند و کار آن محافظت از بافت عصبی است. 

مخ

مخ بزرگترین قسمت مغز است و دارای دو نیمکره است که توسط رشته‌های عصبی محکم و سفید رنگی بهم متصلند و ارتباط دو نیمکره نیز از طریق همین رشته‌های عصبی صورت می‌گیرد. قسمت سطحی مخ ، خاکستری رنگ است و قشر مخ نامیده می‌شود. قشر مخ در انسان به علت وسعت زیاد خود و جای گرفتن در فضای محدود حالت چین خورده دارد. در زیر قشر مخ ماده سفید رنگی وجو دارد که از اجتماع رشته‌های عصبی میلین دار تشکیل شده است و این رشته همان دنباله‌های نورونهایی هستند که در قشر خاکستری با سایر قسمتهای دستگاه عصبی قرار دارند.
علاوه بر قشر مخ چند هسته خاکستری در بخش سفید آن وجود دارد که مهمترین آنها غده تالاموس و غده هیپوتالاموس است. هر قسمت از قشر خاکستری کار ویژه‌ای انجام می‌دهد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت است. قسمتی از قشر خاکستری مرکز حرکات ارادی است. مخ مرکز احساسات ، فکر کردن و حافظه است. نیمکره چپ مخ حرکات طرف راست و نیمکره چپ بدن حرکات طرف راست بدن را کنترل می‌کنند. هر نیمکره کارهای ویژه‌ای را نیز انجام می‌دهد.
نیمکره چپ در زبان آموزی ، یادگیری ، تفکر ریاضی و منطق ، تخصص دارد. نیمکره راست انجام دادن کارهای ظریف هنری ، موسیقی را کنترل می‌کند. تالاموسها مرکز تقویت پیامهای حسی مانند چشم ، درد و ترس هستند و پیامهای حسی را قبل از اینکه به قشر مخ برسند تقویت می‌کنند. هیپوتالاموس مرکز تنظیم اعمال مختلفی از جملهگرسنگی ، تشنگی ، خواب و بیداری و دمای بدن است.


مخچه

مخچه قسمتی از مغز است که در پشت و زیر مخ قرار دارد. مخچه دارای دو نیمکره است، اما چین خوردگیهای سطحی آن کم عمق تر و منظم تر است. قسمت سطحی مخچه را ماده خاکستری پوشانده است. مخچه بوسیله دسته تارهای عصبی به بقیه قسمتهای دستگاه عصبی مربوط است.مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌کند.
مخچه پیامهای حرکتی را قبل از اینکه به اندامها بروند تقویت می‌کند. در نتیجه حرکات نرمتری از بدن سر می‌زند. حفظ تعادل بدن نیز به عهده مخچه است. برای اینکار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند و مخچه ، ماهیچه‌ها را طوری کنترل می‌کند، که تعادل برقرار بماند. در مجموع کارهایی که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند. 

بصل النخاع

بصل‌النخاع پایین ترین مرکز عصبی واقع در استخوان جمجمه است. انتهای بصل‌النخاع به نخاع مربوط است. بیشتر بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است که میان نخاع و مغز قرار دارد. بصل‌النخاع فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب ، ششها و اندامهای گوارشی را اداره می‌کند. به همین دلیل یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد. مغز 12 جفت عصب دارد. این اعصاب با اندامهای مهمی ارتباط دارند. 

بطنهای مغزی

در جریان تکامل مغز از لوله عصبی جنینی ، حفره مرکزی لوله عصبی در 4 ناحیه متسع شده و بطنهای مغزی را بوجود می‌آورد. بطنهای مغزی عبارتند از: بطنهای جانبی شامل دو بطن و هر کدام در یکی از نیمکره‌های مغزی ، بطن سوم در ناحیه تالاموس و بطن چهارم در محل بصل‌النخاع و پل مغزی. 

مایع مغزی-نخاعی

سیستم عصبی مرکزی در درون مایعی به نام مایع مغزی-نخاعی قرار گرفته که این مایع هم به عنوان ضربه‌گیر سیستم عصبی مرکزی را در مقابل ضربات مکانیکی حفظ می‌کند و هم برای فعالیتهای متابولیکی آن ضروری است. حجم این مایع که از رگهای خونی بافت مغز منشا می‌گیرد بین 150 - 80 میلی‌لیتر متغیر است.عدم باز جذب این مایع و تجمع آن در بطنهای مغزی منجر به شرایطی به نام هیدروسفالی می‌گردد که می‌تواند باعث آسیب پارانشیم مغز گردد. 


بیماریهای مغزی

عامل بیماریهای عفونی مراکز عصبی ، باکتریها ، ویروسها و یا موجودات زنده میکروسکوپی دیگرند. در بعضی از این بیماریها مراکز عصبی خونی می‌شوند و در برخی دیگر سموم میکروبها که در جای دیگر بدن مستقر می‌شوند، به مراکز عصبی می‌رسند و آنها را دچار مشکل می‌کنند. 

فلج اطفال یا پلیومیلیت

عامل این بیماری نوعی ویروس است که از طریق غذا و آبی که به مدفوع شخص بیمار آلوده باشند، به شخص سالم سرایت می‌کند. ویروس به نخاع می‌رسد و در آنجا به جسم سلولی نورونهای حرکتی آسیب کلی می‌رساند، و ماهیچه‌های تحت کنترل آنها فلج می‌شوند. با استفاده از واکسن می‌توان به راحتی از ابتلا به این بیماری جلوگیری کرد. 

مننژیت مغزیآنسفالیت

آنسفالیت یک بیماری ویروسی است. ویروس در بخشهای خاکستری مغز مانند بصل‌النخاع و مغز میانی جایگزین می‌شود. ویروسهای سرخک و اوریون نیز ممکن است به مغز برسند و آنسفالیت ایجاد کنند. آنسفالیت ممکن است حاد یا مزمن باشد. در حالت حاد سردرد ، حالت خواب آلودگی در روز و دوبینی عارض می‌شود. 

بیماری هاری

میکروب این بیماری نوعی ویروس است که با گاز گرفتن سگ ، گربه وارد بدن آدمی می‌شود. از زمان گاز گرفتن تا بروز بیماری 15 روز تا دو ماه طول می‌کشد. 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۴۳ ] [ شب تاریک ]
>



قلب یک تلمبه عضلانی است که در سینه قرار دارد و بطور مداوم در حال کار کردن و تلمبه زدن است. قلب بطور شبانه روزی خون را به سرتاسر بدن تلمبه می‌کند. در حدود 100000 بار در روز قلب ضربان می‌زند. برای اینکه قلب بتواند این کار سنگین را انجام دهد نیاز دارد که توسط شریانهای کرونری ، به عضله خودش هم خونرسانی مناسبی صورت پذیرد.

آناتومی قلب

این عضو مخروطی شکل بصورت کیسه‌ای عضلانی تقریبا در وسط فضای قفسه سینه (کمی متمایل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا یعنی ریه‌ها پنهان شده و سپس توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود 6x9x12 سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود 300 و در خانمها حدود 250 گرم (یعنی حدود 0.4 درصد وزن کل بدن) می‌باشد. 
قلب توسط یک دیواره عضلانی عمودی به دو نیمه راست و چپ تقسیم می‌شود. نیمه راست مربوط به خون سیاهرگی و نیمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمه راست و چپ نیز مجددا بوسیله یک تیغه عضلانی افقی نازکتر به دو حفره فرعی تقسیم می‌شوند. حفره های بالایی که کوچکتر و نازکتر هستند بنام دهلیز موسوم بوده و دریافت کننده خون می‌باشند. حفره‌های پایینی که بزرگتر و ضخیم‌ترند بطن های قلبی هستند و خون دریافتی را به سایر اعضاء بدن پمپ می‌کنند. پس قلب متشکل از چهار حفره است: دو حفره کوچک در بالا (دهلیزهای راست و چپ ) و دو حفره بزرگ در پایین (بطنهای راست و چپ).




شریانهای کرونری

شریانهای کرونری از آئورت بیرون می‌آیند. آئورت ، شریان یا سرخرگ اصلی بدن می‌باشد که از بطن چپ ، خون را خارج می‌سازند. شریانهای کرونری از ابتدای آئورت منشا گرفته و بنابراین اولین شریانهایی هستند که خون حاوی اکسیژن زیاد را دریافت می‌دارند. دو شریان کرونری (چپ وراست ) نسبتا کوچک بوده و هر کدام فقط 3 یا 4 میلیمتر قطر دارند. 
این شریانهای کرونری از روی سطح قلب عبور کرده و در پشت قلب به یکدیگر متصل می‌شوند و تقریبا یک مسیر دایره‌ای را ایجاد می‌کنند. وقتی چنین الگویی از رگهای خونی قلب توسط پزشکان قدیم دیده شد، آنها فکر کردند که این شبیه تاج می‌باشد به همین دلیل کلمه لاتین شریانهای کرونری(Coronary یعنی تاج) را به آنها دادند که امروزه نیز از این کلمه استفاده می‌شود. از آنجایی که شریانهای کرونری قلب از اهمیت زیادی برخوردار هستند، پزشکان تمام شاخه‌ها و تغییراتی که می‌تواند در افراد مختلف داشته باشد را شناسایی کرده‌اند. شریانهای کرونری چپ دارای دو شاخه اصلی می‌باشد که به آنها اصطلاحا نزولی قدامی وشریان سیرکومفلکس یا چرخشی می‌گویند و این شریانها نیز به نوبه خود به شاخه‌های دیگری تقسیم می‌شوند. 
این شریانها ، باعث خونرسانی به قسمت بیشتر عضله بطن چپ می‌شوند. بطن چپ دارای عضلات بیشتری نسبت به بطن راست می‌باشد زیرا وظیفه آن ، تلمبه کردن خون به تمام قسمتهای بدن است. شریانهای کرونری راست ، معمولا کوچکتر بوده و قسمت زیرین قلب و بطن راست را خونرسانی می‌کند . وظیفه بطن راست تلمبه کردن خون بهریه‌ها می‌باشد. شریانهای کرونری دارای ساختمانی مشابه تمام شریانهای بدن هستند اما فقط در یک چیز با آنها تفاوت دارند که فقط در زمان بین ضربانهای قلب که قلب در حالت ریلکس و استراحت قرار دارد، خون دراین شریانها جریان می‌یابد. 
وقتی عضله قلب منقبض می‌شود، فشار آن به قدری زیاد می‌شود که اجازه عبور خون به عضله قلب را نمی‌دهد، به همین دلیل قلب دارای شبکه موثری از رگهای باریک خونی است که تمام نیازهای غذایی و اکسیژن رسانی آن را به خوبی برآورده می‌کند. در بیماران کرونری قلب ، شریانهای کرونری تنگ و باریک می‌شوند و عضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازه کافی محروم می‌گردند. (مانند هنگامی که که یک لوله آب به دلایل مختلفی تنگ شود و نتواند به خوبی آبرسانی کند). 
در این صورت ، در حالت استراحت ممکن است اشکالی برای فرد ایجاد نشود ،, اما وقتی که قلب مجبور باشد کار بیشتری انجام دهد و مثلا شخص بخواهد چند پله را بالا برود، شریانهای کرونری نمی‌توانند بر اساس نیاز اکسیژن این عضلات ، به آنها خون و اکسیژن برسانند و در نتیجه شخص در هنگام بالا رفتن از پله‌ها دچار درد سینه و آنژین قلبیمی‌گردد. در چنین مواقعی اگر فرد کمی استراحت کند، درد معمولا از بین خواهد رفت. اگر یک شریان کرونری به علت مسدود شدن آن توسط یک لخته خون ، به طور کامل جلوی خونرسانی‌اش گرفته شود، قسمتی از عضله قلب که دیگر خون به آن نمی‌رسد، خواهد مرد و این یعنی سکته قلبی.

تپش قلب


قلب جزو اندامهایی از بدن می‌باشد که علیرغم تپش و فعالیت مداوم و بی‌وقفه‌اش ، وجودش در بدن احساس نمی‌شود. به عبارت دیگر انسانها در 99% مواقع اصلاً متوجه وجود این عضو در بدن خود نمی‌باشند. هرگاه فرد احساس بکند که قلبش درون قفسه ‌سینه در حال تپش می‌باشد، دچار تپش قلب شده است. پس تپش قلب به معنی آگاهی از ضربان قلب خود است.

مقدمه

همانگونه که می‌دانید قلب نوعی تلمبه است. خون بوسیله آن در بدن جریان می‌یابد، اما چه تلمبه حیرت‌زایی! قلب در هر تپش تقریبا صد سانتیمتر مکعب خون را در بدن پخش می‌کند. روزانه حدود 10 هزار لیتر خون بوسیله این تلمبه در درون رگهای هدایت می‌شود. در مدت عمر متوسط یک انسان شاید 250 میلیون لیتر خون بوسیله قلب، تلمبه زده شود. طول مدت هر تپش قلب انسان، کمی بیش از هشت‌دهم ثانیه است. بنابراین،‌ قلب روزی صدهزار بار می‌‌تپد و در فاصله هر یک تپش به مدتی برابر زمان یک تپش،‌ به استراحت می‌پردازد. پس قلب روزانه حدود 6 ساعت آرامش دارد.

این که می‌گوییم «تپش» قلب، مقصودمان بسته و باز شدن آن است؛ یعنی انقباض و انبساط آن. تلمبه قلب در حالت انقباض (بسته شدن) خون را بیرون می‌راند؛ اما در حالت انبساط (باز شدن) خون را به درون قلب می‌کشد. البته گمان نکنید که این کار به سادگی مثلا باز و بسته شدن مچ دست صورت می‌گیرد. خیر؛ بلکه انقباض قلب به ‌صورت نوعی موج از پایین قلب شروع شده، تا به بالای آن حرکت می‌کند. 

احساس تپش قلب

تپش قلب به صورتهای گوناگون نظیر کوبیدن لرزیدن ، تپیدن و ... احساس می‌شود. برخی ذکر می‌کنند که قلبشان هری می‌ریزد یا بعضی می‌گویند که قلبشان چند دقیقه تاپ‌تاپ می‌زند و دوباره به حالت عادی بر می‌گردد. در برخی نیز ضربان قلب همیشه تند است و تپش قلب به صورت دائم احساس می‌شود. 



چه چیز سبب ادامه تپیدن قلب است؟

آیا انقباض و انبساط آن یک عامل خارجی دارد، یا از درون خود قلب برمی‌آید؟ این مساله یکی از جالب‌ترین پرسش‌ها در زیست شناسی است که در پاسخ آن هنوز بسی ابهام وجود دارد. با این وصف ،‌ اکنون برایتان آزمایشی را تعریف می‌کنم که از صدها سال پیش ،‌ دانشمندان با آن آشنا بوده‌اند. فرض کنید تخم مرغی را حدود 24 ساعت در ماشین جوجه‌کشی حرارت دهیم، حال اگر آن را بشکنیم و باذره بین به درون آن بنگریم، خواهیم دید که سلولهایی که قرار است بعدا قلب جوجه را تشکیل دهند، از هم‌اکنون می‌تپند. آری ،‌ این یاخته‌ها از هم‌اکنون که هنوز قلبی درست نشده است،‌ تپش را آغاز کرده‌اند! باز فرض کنید این سلولها را برداریم و در یک مدیوم ، یعنی «ماده کشت مخصوص» ، پرورش دهیم. خواهیم دید که قلب رشد می‌کند. پس قلب دارای این ویژگی است که بطور خودکار می‌تواند عمل باز و بسته شدن را انجام دهد. نتیجه آنکه تپیدن دایمی قلب هنوز از معماهای زندگی است! 

علل تپش قلب

تپش قلب در اکثر موارد نشانه بیماری خاصی نمی‌باشد و جای نگرانی چندانی ندارد. ولی برای بیمار ممکن است این نشانه خیلی خطرناک به نظر برسد. زیرا تصور می‌کند که به دنبال تپش قلب ممکن است توقف قلبی اتفاق بیفتد و قلب از کار بیفتد. همین نگرانی و استرس باعث تحریک قلب شده و تپش قلب فرد تشدید پیدا می‌کند. 

علل روحی و روانی

تپش قلب به تنهایی نشاندهنده هیچ گروه خاصی از اختلالات نیست و اغلب در واقع اختلال فیزیکی اولیه نبوده، بلکه مشکلی روانی است. گاهی بویژه در بیماران مبتلا به اضطراب ، بیماران از احساس تپش قلب شکایت دارند ولی در بررسیها اختلال ریتمی مشخص نمی‌شود. 

علل فیزیولوژیک یا طبیعی

حالتهایی هستند که به طور طبیعی باعث تپش قلب می‌شوند. ورزش و فعالیت بدنی شدید می‌تواند باعث ایجاد تپش قلب برای مدت چند دقیقه شود. فردی‌ که‌ بیماری‌ قلبی‌ ندارد ممکن‌ است‌ با ورزش‌ ضربان‌ قلب‌ را به‌ 160 بار دقیقه‌ یا بیشتر برساند که‌ البته‌ این‌ طبیعی‌ است‌ و مشکلی‌ محسوب‌ نمی‌شود. استرس ، هیجان و اضطراب نیز از عوامل شناخته شده تپش قلب به شمار می‌روند. از سوی دیگر مصرف چای غلیظ ، قهوه تلخ و برخی سیگارها ممکن است در فرد تپش قلب ایجاد نمایند. 

علل آریتمی قلبی

توجه به الگوی تپش قلب و همچنین نبض همزمان ، تشخیص را آسان می‌کند.در تمام حالتهای دیگر تپش قلب بیشتر به صورت تند زدن و شدید زدن قلب خود را نشان می‌داد و ضربان قلب منظم بود. نبض نامنظم در حین حمله تپش قلب تقریبا همیشه دال بر آریتمی است. آریتمی‌های شایعی که منجر به تپش قلب می‌شوند، فیبریلاسیون‌ دهلیزی ‌، انقباضات پیش‌رس دهلیزی یا بطنی تاکیکاردی یا تند ضربانی‌ فوق‌ بطنی‌ و بطنی و ‌تند ضربانی‌ سینوسی ‌می‌باشند. ضربانها در تاکیکاردی یا تند ضربانی‌ فوق‌ بطنی‌ و بطنی و ‌تند ضربانی‌ سینوسی ‌، سریع و منظم ، در فیبریلاسیون دهلیزی سریع و نامنظم و در انقباضات پیش‌رس دهلیزی یا بطنی بصورت "یک در میان" مشاهده می‌شوند. 
در بعضی مواقع تپش قلب به صورت نابجا و نابهنگام بروز پیدا می‌کند که فرد احساس می‌کند قلبش می‌ریزد یا یک ضربه محکم به دیواره قفسه سینه اصابت می‌کند. اگر فرد در این حالت نبض خود را گرفته باشد متوجه می‌شود که یک نبض خالی زده است. این نوع تپش قلب در اکثر موارد نشانه یکی از شایعترین آریتمی‌های قلبی به نام "انقباض پیش‌رس یا زودهنگام بطنی" یا (PVC) است که اگر تعداد آن از حدی بیشتر شود ممکن است خطرات جدی برای فرد به همراه داشته باشد. بیماریهای دیگر و داروها


 
  • مصرف‌ بعضی‌ از مواد و داروها مثل‌ کافئین ‌، کوکایین ‌، افدرین‌ یا سایر داروهای‌ تقویت‌کننده‌ دستگاه‌ سمپاتیک‌ ، دکونژستان‌ها ، داروهای‌ کم‌کننده‌ اشتها ، قهوه‌ زیاد ، کولا و سایر محرکها با یا بدون‌ کافئین ، آمفتامین‌ها و سیگار باعث تپش قلب می‌شوند.

علائم همراه

تشخیص بیماری زمینه‌ای عمدتا بر اساس سایر علائم و یافته‌های همراه داده می‌شود. تپش قلب همراه با علائمی مانند سرگیجه ، تنگی نفس ، سرفه‌ ناخودآگاه‌ ، درد قفسه سینه ، غش‌ کردن‌ یا احساس‌ وقوع مرگ‌ یا در زمینهبیماریهای قلبی نیاز به بررسی بیشتر دارد. 

تشخیص علت تپش قلب

کسی که دچار تپش قلب می‌شود باید در هر حال به پزشک مراجعه نماید. پس از انجام معاینات لازم نوار قلب از بیمار گرفته می‌شود که تا حد زیادی می‌تواند علت تپش قلب را مشخص کند. گاه نیز انجام آزمایشهایی برای تشخیص برخی بیماریهای زمینه‌ای لازم است. در نهایت اگر علت تپش قلب مشخص نشود، دستگاهی به نام هولترمونیتور یا نوار قلب متحرک به فرد متصل می‌شود تا اگر در طول 24 ساعت فرد دچار تپش قلب گردد، نوار قلب در همان حالت از بیمار گرفته شود و نوع آریتمی قلب فرد مشخص شود. علاوه بر هولتر مانیتور ر، می‌توان از تست ورزشاستفاده کرد تا پزشک و بیمار اطمینان حاصل کنند که فعالیت شدید ، عامل بوجود آورنده آریتمی خطرناک نیست. 

درمان

اصول درمان بر درمان آریتمی خاص تشخیص داده شده ، حذف عامل بوجود آورنده (دارو ، تنباکو ، قهوه ، چای و الکل) تشخیص و درمان بیماریهای همراه (پرکاری تیروئید ، افت قند خون ، علائم یائسگی و اضطراب) استوار است. در اکثر موارد با رعایت عادات مناسب زندگی و تغذیه ، پرهیز از استرسها و هیجانات و انجام ندادن فعالیتهای ورزشی نامتناسب ، تپش قلب فرد بهبود می‌یابد. 
به منظور خاتمه دادن آریتمی نابجا ، گاهی مانورهای واگی متعدد توسط پزشک یا توسط فرد آموزش دیده انجام می‌شود که با تحریک عصب واگ باعث برگشت تپش قلب در بعضی از آریتمی‌ها می‌شوند و عبارتند از: 
    • ماساژ ناحیه‌ کاروتید گردن‌ (البته‌ منوط‌ به‌ این‌ که‌ روش‌ انجام‌ بدون‌ خطر این‌ تکنیک‌ را فرا گرفته‌ باشید.)
    • نگاه‌ داشتن‌ نفس‌ به‌طور کوتاه‌مدت‌
    • سرفه پی‌در‌پی
    • نیشگون‌ گرفتن‌ از پوست‌ بازو به‌ قدری‌ که‌ باعث‌ درد شود.
    • زدن‌ آب‌ سرد به‌ صورت ‌، فرو بردن‌ سر در آب‌ سرد به‌ مدت‌ کوتاه‌ ، یا دوش‌ سرد بطوری‌ که‌ آب‌ سرد روی‌ سر بریزد.
    • در بینی‌ و دهان‌ خود را بگیرید و سعی‌ کنید به‌ ملایمت‌ هوا را از بینی‌ خارج‌ کنید بطوری‌ که‌ احساس‌ کنید پرده‌های‌ گوش‌ به‌ سمت‌ بیرون‌ حرکت‌ می‌کنند.
درمان دارویی
  • در مواردی‌ که‌ حمله‌ تند ضربانی‌ تکرار می‌شود، امکان‌ دارد یک‌ یا چند دارو برای‌ کنترل‌ ضربان‌ قلب‌ تجویز شوند. در مواردی که تپش قلب در اثر آریتمهای قلبی ایجاد شده باشد، داروهایی مانند دیگوکسین ، کینیدین‌ ، مسدودکننده‌های‌ کانال‌ کلسیم ‌، پروکاینامید ، و داروهای ضد‌ بتا آدرنرژیک‌ تجویز می‌شوند. در آریتمی‌ها اگر ضربان‌ قلب‌ به‌ حالت‌ طبیعی‌ باز گردانده‌ نشود، امکان‌ دارد نارسایی‌ احتقانی‌ قلب ، حمله‌ قلبی ‌، یا ایست‌ قلبی ، که‌ جان‌ بیمار را به‌ خطر می‌اندازند، رخ‌ دهند.


 
  • گاهی نیز لازم می‌شود که برای تنظیم ضربان قلب ، دستگاهی به نام ضربانساز قلب (Pace maker) در قلب بیمار جاسازی شود تا در مواقع ضروری ضربان قلب بیمار را تنظیم نماید.
  • ندرتاً استفاده‌ از شوک‌ الکتریکی‌ کنترل‌ شده‌ لازم می‌شود.
گرفتن نبض

گرفتن نبض یکی از متداولترین و اولیه‌ترین معاینات پزشکی چه در رشته قلب و عروق چه در سایر رشته‌ها می باشد. نبض انسان یکی از علائم حیاتی او به شمار می‌رود و در تشخیص بسیاری از بیماریها پزشک را یاری می‌دهد .نبض در واقع موجی است که از مبداء سرخرگهای بدن «قلب)به صورت گریز از مرکز به سرخرگهای کوچکتر و محیطیانتقال پیدا می‌کند. به عبارت دیگر تپش و ضربان قلب در سرخرگها به صورت نبض نمود پیدا می‌کند. بنابراین اگر کسی با گوشی پزشکی به صدای قلب گوش دهد و همزمان نبض بیمار را بگیرد, میان یکی از صداهای قلب و نبض همزمانی نسبی احساس می‌شود. همانگونه که گفته شد نبض در تمام سرخرگهای بدن وجود دارد اما در قسمتهایی قابل معاینه است که سرخرگ از بستر نسبتاً سفتی عبور کند. از نظر سهولت معاینه , بهترین نبض , نبض مچ دست (یا رادیال) می‌باشد. این نبض در سطح بدون موی مچ دست و نزدیک به قاعده شست قابل لمس است. برای گرفتن نبض کافی است که با انگشت سبابه محل نبض را پیدا کرده و در حدی آن را فشار دهیم کهجریان خون بیمار متوقف نشود ولی ضربان آن به راحتی حس شود. 
اولین چیزی که از نبض می‌توان برداشت کرد تعداد ضربات آن در یک دقیقه است . از آنجایی که نبض انسان معمولاً پدیده‌ای منظم است . اگر تعداد آن را در 15 ثانیه یا 30 ثانیه نیز بشماریم و حاصل را در 4یا 2 ضرب کنیم تعداد نبض در دقیقه حاصل می‌شود. نبض انسان به طور طبیعی باید 50تا100 ضربان در دقیقه باشد . نبضهای تند تر یا کند تر از این محدوده غیر طبیعی است و باید علت آن بررسی شود . البته هنگام خواب نبض انسان به حداقل خود می‌رسد( اما نه کمتر از 50بار دقیقه) و در فعالیت ورزشی به حداکثر خود می‌رسد (اما معمولاً نه بیشتر از 150 ضربان در دقیقه) . افراد ورزشکار نیز معمولاً در حالت استراحت نبض کند دارند( بین 50تا70 بار در دقیقه) که این امر نشانه سلامت قلب و عروق این افراد می‌باشد. 

نکته دوم که باید در گرفتن نبض مورد دقت شود. منظم یا نامنظم بودن آن است. شاید شایعترین بی‌نظمی آن باشد که گاهی تند و گاهی کند می‌شود. اگر این تند و کند شدن نبض جرئی باشد ,نشانه بیماری خاصی نیست . اما اگر این مساله شدت پیدا کند باید علت آن به دقت بررسی شود. بی نظمی نسبتاً شایع نبض آن است که گاهی حس می‌کنیم یک نبض ساکت می‌شود و ضربانی حس نمی‌شود گویی که قلب در آن لحظه نتوانسته ضربان موثری داشته باشد. علت چنین نبضهایی نیز در بیشتر موارد آریتمی‌های قلبی بویژه از نوع انقباضهای زود هنگام بطنی است . 
نکته پر اهمیت دیگر در گرفتن نبض , قوت و ضعف آن است . نبض افراد پر فشار و بویژه آنهایی که تفاوت فشار سیستولی و فشار دیاستولیشان بالاست، قوی می‌زند. در حالی که نبض افرادی که فشار پایین دارند یا به هر علتی دچار خونریزی یا اسهال استفراغ شدید شده‌اند ضعیف می‌باشد. به جز مچ دست قسمتهای دیگری نیز در بدن برای اندازه‌گیری نبض به کار می‌روند که فهرست وار به نام آنها اشاره می‌کنیم: نبض آرنج دست , نبض شاهرگ گردن, نبض کشاله ران, نبض پشت ران, نبض پشت قوزک داخلی پا و در نهایت نبض پشت کف پا. 

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۴۱ ] [ شب تاریک ]
>

کبد در قسمت راست بدن، درست زیر دیافراگم قرار دارد، و بزرگترین و پیچیده ترین عضو در بدن است که در قسمت بالایی شکم واقع شده است. کبد، مسؤول اعمال مختلف شامل تنظیم، سنتز، ذخیره سازی، ترشح ، تبدیل ، انتقال و تجزیه بسیاری از مواد مختلف است. کبد به هضم غذایی که خورده می شود کمک کرده ، بدن را از شر سموم خلاص می کند و انسان بدون آن به سادگی نمی تواند زنده باشد. اعمال کبد شامل موارد زیر است:

 

- سنتز لیپو پروتئین ها نظیر کلسترول؛

- سنتز صفرا( زرداب) که برای هضم و جذب چربی لازم است؛

- ساخت کارنی تین برای استفاده در سلول های واسطه انتقال چربی؛

- تنظیم میزان گردش کلسترول درخون؛

- ذخیره و آزادسازی گلوکز؛

- تبدیل اسید لاکتیک به گلیکوژن؛

- تبدیل ویتامین هایB به شکل فعال کو آنزیم آن؛

- تبدیل آمونیاک به اوره که توسط کلیه ها دفع می شود؛

- تولید یا سنتز پروتئین های خاص نظیرآلبومین و فاکتورهای انعقاد خون؛

- ذخیره موادی نظیر گلوکز، ویتامین های محلول در چربی شاملK , E , D, B12 , A و فولات (اسید فولیک )  و مواد معدنی نظیر مس و آهن؛

- تبدیل و غیر فعال کردن هورمون ها؛

- رفع مسمومیت عوامل شیمیایی که بلعیده یا تنفس شده اند؛

- بر طرف کردن مواد مضر از خون و تبدیل آن به موادی که زیان کمتری دارند.

حقیقتاً هر ماده غذایی باید قبل از این که بتواند ذخیره شود، انتقال یابد یا استفاده شود، توسط کبد به شکل بیوشیمی صحیح خود تغییر شکل پیدا کند. محل اصلی متابولسیم دارو در کبد است، زیرا کبد دارای آنزیمهای فراوان و مواد جذب شده از روده هاست که مستقیماً به کبد می رسند.

با تمام این اعمال بیوشیمی گوناگون که توسط کبد انجام می شود، هیچ تعجبی نیست که کبد، تنها عضو بدن است که خودش دوباره بازسازی می شود و حتی اگر 25 درصد کبد برداشته شود، دوباره به اندازه و شکل طبیعی خود برخواهد گشت.

در جوامع امروزی با مصرف غذاهای آماده و استفاده زیاد از مواد شیمیایی و آلوده کننده های محیط زیست ، اطلاع از چگونگی پرکارشدن کبد در انجام فعالیت های  پرمشغله ، کار ساده ای است. مشکلات کبدی حساسیت و آلرژی را افزایش داده و سبب یبوست (PMS) می شود.

 

در اینجا برای حفظ سلامتی این عضو بدن چند توصیه ارائه می شود :

- یک رژیم غذایی کم چربی و پرفیبر را در برنامه غذایی خود بگنجانید.

- گوشت و حتی المقدور فرآورده هایی که عاری از آلوده کننده ها  و هورمونها هستند را در برنامه غذایی خود بگنجانید.

- از آنزیم های هضم کننده غذا ، برای کمک به هضم غذا استفاده کنید.

- آب خالص بنوشید.

- از قرار گرفتن در معرض عوامل سمی محیط زیست شامل دود اگزوز اتومبیل یا پاک کننده های شیمیایی و حل کننده ها تا آنجا که می توانید خودداری کنید.

- ویتامین های آنتی اکسیدان( مثل ویتامینC,E) و مواد معدنی نظیر روی و سلنیوم را ( برای محافظت کبد از آسیب های رادیکال های آزاد)  به برنامه غذایی خود اضافه کنید.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۴۰ ] [ شب تاریک ]
>
حرکات بدنسازی 

آموزش حرکات بدنسازی فیتنس بادی کلاسیک ایروبیک نرمش حرکت کوه نوردی

دوچرخه ثابت

تردمیل قدم زدن سریع

تردمیل دویدن 

الپتیکال یا اسکی مقاومت
Burpees* آغاز حرکت 
در حالت چمباتمه زدن دست ها روی زمین جلوی بدن
* پرتاب پاها به سمت عقب
* بلافاصله پای خود را به حالت چمباتمه زدن بازگشت دهید
از موقعیت چمباتمه به سمت بالا جهش کنید و بایستید
* تکرار ، در حال حرکت به همان سرعتی که ممکن است

شما باید سرعت سریع برای این تمرین را حفظ کند. تلاش برای حداکثر ارتفاع با هر پرش. اکثر ورزشکاران بین 12 و 15 تکرار درهر 30 ثانیه به طور متوسط انجام می‌دهند

پله نوردی

الپتیکال یا اسکی مقاومت

الپتیکال


سوارکار
BurpeeAdvanced
همراه 
با انجام یک حرکت شنا


پله خوابیده

صخره نوردی

نیروسنج بازو

دوچرخه ثابت پشتی دار

الپتیکال پشتی دار

اسکی ریل

پارو زدن

الپتیکال دوچرخه 

پروانه زدن

پله نورد

اسکی ریل




ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۴۰ ] [ شب تاریک ]
>
نقش هورمونها در ورزش

هورمون چیست؟

«هورمون» کلمه‌ای است با ریشه یونانی به معنی«تحریک به فعالیت» هورمون‌ها ترکیباتی هستند که توسط غدد ریز درون بدن تولید می‌شوند و تغییرات ساختمانی و فیزیولوژیک آن منطقه را هماهنگ می‌کنند و در بسیاری از عوامل حیاتی بدن نقش دارند

انواع هورمون‌ها

هورمونها از نظر ترکیب شیمیایی به سه دسته تقسیم می‌شوند :

هورمونهای پپتیدی : که می‌توانند پپتید ساده باشند یا گلیکوپپتید. یک هورمون پپتیدی ساده در بدن انسان مثل انسولین

هورمون‌های استروئیدی : که از کلسترول منشا می‌گیرند مثل هورمون‌های استروژن ، تستسترون

هورمونهای آمینی : که فقط از یک اسیدآمینه تشکیل یافته‌اند که شامل هورمونهای تیروییدی و هورمونهایی می‌باشند که از قسمت مرکزی غده فوق کلیوی ترشح می‌شوند و عبارتند از دوپامین ، آدرنالین و نورآدرنالین


هورمون تستسترون

ابتدا به سراغ مهمترین آنها هورمون تستسترون می رویم . تستسترون هورمون جنسی مردانه است که باعث بلوغ و صفات مردانه و عضله سازی می شود و در بدن مردان و زنان تولید میشود اما مقدار آن در مردان 20 برابر زنان است .

تستوسترون هورمونی آنابولیک عضله ساز (افزاینده انرژی جنسی و مسئول بروز صفات مردانه) بوده و کاهش ترشح آن در بدن موجب بروز اختلالات فراوان می گردد.

از علایم کمبود این هورمون در بدن می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1) کاهش محسوس حجم و قدرت عضلانی :
کاهش قدرت و حجم عضلانی را می توان از بارزترین علایم پیری در انسان دانست.کاهش میزان ترشح هورمون تستوسترون با کاهش میزان سنتز پروتئین در عضلات و در نتیجه کاهش حجم عضلات و همچنین با کاهش قدرت انقباض تارهای عضلانی ارتباطی مستقیم دارد.کاهش حجم عضلانی نیز به نوبه خود موجب تشدید روند طبیعی پیری و همچنین افزایش خطر شکستگی استخوانها می گردد.

2) افزایش میزان تجمع چربی در بدن ،مخصوصا در اطراف شکم و پاها
کاهش میزان ترشح هورمون تستوسترون در بدن علاوه بر افزایش میزان تجمع چربی زاید در بدن ممکن است موجب بروز عارضه ژنیکوماستی (بزرگ شدن سینه در مردان) در مردان نیز گردد.با کم شدن میزان تستوسترون موجود در بدن،میزان ترشح هورمون «لپتین »نیز افزایش پیدا می کند.«لپتین» هورمونی پپتیدی است که از بافت چربی ترشح شده و این امر بیش از پیش موجب تشکیل بافت چربی در بدن می گردد.

3) کاهش تراکم استخوانی
تحقیقات نشان می دهند که کاهش میزان ترشح هورمون تستوسترون در مردان با کاهش تراکم استخوانها و در نتیجه با بروز عارضه پوکی استخوان رابطه ای مستقیم دارد.تحقیقات همچنین نشان داده است که کاهش میزان ترشح هورمون «استرادیول» و «تستوسترون »در زنان نیز موجب بروز عارضه پوکی استخوان می گردد! یادآوری این نکته نیز ضروری است که هورمون تستوسترون به میزان اندک در بدن زنان نیز تولید و ترشح می شود. گفته می شود که بیش از 30% از مردان بالای 60 سال جهان از عارضه پوکی استخوان رنج می برند.به عبارت ساده تر می توان گفت که از هر 6 مرد مسن لااقل 1 نفر در طول عمر خود دچار شکستگی استخوان در ناحیه لگن می گردد.


4) کاهش مهارتهای یاد گیری و کاهش قدرت تمرکز
تحقیقات نشان می دهند که کاهش میزان ترشح هورمون تستوسترون با افت قوای یادگیری و همچنین با کم شدن قدرت حافظه در انسان ارتباط مستقیم و تنگاتنگی دارد.

 راههای طبیعی افزایش هورمون تستسترون:

در تمرینات به حرکات پایه اولویت دهید :

جهت افزایش سطح تستسترون اجراء جلسات تمرینی را بر محور حرکات اساسی و پایه متمرکز سازید مطالعات نشان داده است که در حرکات ترکیبی و چند مفصلی که برای اجراء آنها نیاز به درگیری چند گروه عضلانی است در قیاس با حرکات تک مفصلی که برای اجراء آنها تنها نیاز به یک عضله و عضلات کوچک است میزان ترشح هورمون تستسترون به مراتب بسیار بیشتر بوده است برای مثال ترشح تستسترون در اجراء حرکاتی همچون اسکوات، پرس سینه، زیربغل هالتر خم بارفیکس به مراتب خیلی بیشتر از اجراء حرکاتی همچون جلوبازو و یا پشت بازو می باشد. شاید همین مزیت تستسترون بیشتر یکی از دلایل اصلی افزایش حجم بازو بر اثر اجراء حرکت اسکوات باشد

آجیل و خشکبار را به رژیم غذائی روزانه اضافه کنید:

تحقیقات نشان داده است مردانی که در رژیم غذائی شان از (روغن موجود در خشکبار و آجیل) به میزان کافی استفاده می کنند دارای بالاترین سطح تستسترون می باشند. البته هنوز علت اصلی برای محققین ناشناخته مانده است ولی گروهی از آنها بر این باورند که روغن های غیراشباع دارای یک تأثیر مستقیم بر روی سطح تولید تستسترون توسط بیضه ها می باشند. از منابع اصلی روغن های غیراشباع می توان از روغن زیتون، روغن کانولا و روغن موجود در آجیل ها نام برد.

۳ ست برای هر حرکت

محققان ایالات پنسیلوانیا به این نتیجه رسیدند که اجراء ۳ ست در قیاس با یک یا دو ست بیشترین افزایش سطح تستسترون را دارا می باشد. برای دستیابی به ریکاوری کافی و همچنین کسب قدرت لازم جهت اجراء ست دوم یا سوم با حداقل وزنه که حدود ۷۰ درصد یک تکرار حداکثر است تمرین کنید و حتماً یک دقیقه کامل بین ست ها استراحت کنید.

 

شدت استراحت تان را بیشتر از شدت تمرین در نظر بگیرید

عارضه تمرین بیش از حد (تمرین زدگی) یعنی فرصت ندادن کافی به بدن برای ریکاوری و بازیابی بین جلسات تمرین طبق آزمایش های به عمل آمده توسط محققین  تمرین زدگی به تنهائی می تواند سطح تستسترون جاری در خون را تا ۴۰ درصد کاهش دهد از علائم تمرین زدگی می توان به بی خوابی. برقراری وکوچک شدن سایر عضلات اشاره کرد. برای جلوگیری از ابتلاء به عارضه تمرین زدگی سعی کنید از تمرین کردن یک عضله به صورت دو روز پشت سر هم جداً خودداری کنید.

 

از نوشیدن مشروبات الکلی بپرهیزید

الکل تأثیر مستقیمی بر روی عملکرد غدد درون ریز دارا می باشد و در نتیجه باعث می شود که تولید هورمون تستسترون توسط بیضه ها به میزان قابل توجه کاهش یابد.

 

چربی

اگر خواستار افزایش سطح تستسترون هستید پس سعی کنید ۳۰ درصد کالری دریافتی رژیم غذائی روزانه تان را از طریق منابع چربی (علی الخصوص نوع غیراشباع شده آن) تأمین نمائید. پیروی از یک رژیم گیاه خواری می تواند سطح تستسترون را به شدت کاهش دهد.

 

اما استفاده از این هورمون و یا استفاده از ماده استروئید که در بدن تبدیل به تستسترون میشود اخیراً توسط ورزشکاران مورد سوء استفاده قرار گرفته و در بسیاری از خبرهای ورزشی می خوانیم که ورزشکاران     حرفه ای بر اثر استفاده از ماده انرژی زای استروئید که در بدن تبدیل به هورمون تستسترون می شود از شرکت در مسابقات جهانی محروم شده و یا مجبور به پس دادن مدال های خود می شوند.
نتایج تحقیقات بیان میکند که مردم باید متوجه استفاده از مکمل های حاوی تستسترون باشند حتی اگر سبب ماهیچه سازی شده و انرژی زا نیز باشند زیرا استفاده بیش از حد این هورمون منجر به اختلالات رفتاری مانند پرخاشگری و تمایل به خودکشی می شود. همچنین استفاده از این هورمون در دراز مدت سبب تخریب سلولهای مغزی شده و در نتیجه بروز بیماری هایی نظیر آلزایمر در سنین بالاتر را به همراه دارد .

عوارضی که از مصرف نابجای هورمون های استروئیدی حاصل میشه... بعضی هاشون با قطع دارو برطرف میشن و بعضی های اونها برطرف نمیشن و مشکل دائمی ایجاد می کنند.در مردان :زیاد شدن جوش های غرور جوانی ,کیست , پوست و موی چرب , ,درد و مشکلات دیگر ادرار کردن ,افزایش احتمال سرطان پروستات دیده میشه و در زنان :مردانه شدن بدن ,ضخیم شدن پوست  ,خشن شدن صدا ,رشد زیاد موهای بدن , ریزش موی فرق سر ،امکان مختل شدن رشد و غیره... از جمله مواردی هستند که جزء عوارض دائمی به حساب میان .

 

انسولینبعد ازتستسترون آنابولیک ترین هورمون بدن انسولین است که در جذب پروتئین و بازسازی عضلات بعد از تمرین تاثیر بسزائی دارد ( به همین دلیل مصرف مکمل های آمینو با آب میوه های شیرین توصیه می شود) نقطه مقابل هورمونهای ذکر شده کورتیزول و گلوکاگون است که اصطلاحا به آنها هورمونهای کاتابول (تحلیل برنده عضلات ) گفته می شود کورتیزول هورمونی است که موجب تجزیه عضلات می گردد و ترشح آن با استرس افزایش می یابد و هر چه عضلات تحت فشار کمتری قرار داشته باشد بدن بیشتر در حالت کاتابولیک قرار می گیرد گلوکاگون در شرائط کاهش قند خون و فقدان منابع انرژی با تجزیه بافتهای پروتئینی موجب سنتز و تبدیل آنها به قند ها و منبع انرژی می کند .

سومین هورمون، هورمون رشد یا سوماتروپین است که در سنین نوجوانی باعث رشد قد و بعد از اتمام سن رشد هنگام خواب به مقدار خیلی کم ترشح میشود و موجب بازسازی بافتهای فرسوده از جمله عضلات آسیب دیده از تمرین و تامین انرژی آن از محل ذخائر چربی می شود

لپتین هورمونی که از بافتهای چربی ترشح و موجب احساس سیری در فرد می شود و گرلین توسط معده و باعث تحریک اشتها و ایجادحالت گرسنگی می شود. تمرینات ورزشی شدید و مداوم باعث تحریک بدن به ترشح هورمونهای تستسترون و هورمون رشد می گردد.

 

 

کاهش انسولین در مغز در نتیجه ورزش و رژیم غذایی مناسب نشانه طول عمر است

انسولین هورمونی است که میزان گلوکز را تنظیم می‌کند.افرادی که منظم ورزش می‌کنند به طور متوسط بیشتر عمر می‌کنند. رژیم غذایی محدود، ورزش و وزن پایین، بافت‌های بدن را نسبت به انسولین حساس نگه می‌دارد و این بدان معنی است که در این شرایط بدن نیاز به تولید انسولین کمتری دارد و باعث کاهش عملکرد انسولین در مغز شده و در نتیجه به جوانتر ماندن و افزایش طول عمر انسان کمک می‌کند.

 

 

نقش ورزش در متعادل شدن هورمون‌ها در بدن

جای هیچ شکی وجود ندارد که می‌توان با ورزش جسمی سالم و نیرومند داشت. مطالعات علمی نشان داده است ، افرادی که به طور مرتب ورزش می‌کنند و وزنی متناسب دارند، بیشتر عمر می‌کنند. تمرینات ورزشی مستمر و برنامه‌دار و همچنین کنترل وزن به طور چشم‌گیری بیماری‌های قلبی، عروقی و سکته‌ها را کاهش می‌دهد و باعث پایین آمدن فشار خون و کاهش کلسترول خون می‌شود. شخص ورزشکار و متناسب، بهتر  با بیماری‌ها مقابله می‌کند .

نقش هورمون بر کاهش افسردگی


یکی از تأثیرات ورزش، رهایی از افسردگی است. شما با ورزش میزان و ترشح هورمونی به نام«اندروفین» «Endrophine» را بالا می‌برید.

 

 

 

 

 

حال چگونه اندروفین باعث تغییرات خلق و خوی ما می‌شود؟

پس از ورزش این هورمون که مربوط به بافت عصبی است. توسط «هیپوتالاموس» ساخته می‌شود و به کمک «هیپوفیز» به جریان خون وارد می‌شود. «اندروفین» وارد اعصاب انتقال دهنده درد به مغز می‌شود. پس از آن به گیرنده‌های «تسکین دهنده درد» در «نرون» متصل می‌شود. این گیرنده‌ها مثل گیرنده‌هایی است که داروهایی چون «مورفین» به آن اتصال پیدا می‌کنند. «اندروفین» با تأثیر بر روی «گیرنده‌های عصبی» مانع آزاد شدن مولکول‌های پیام رسان عصبی از پایانه عصب می‌شود.
بنابراین هیچ پیام دردی به مغز نمی‌رسد. به همین دلیل این هورمون را بی‌حس کننده و تخفیف دهنده درد می‌دانند. همین اثر اندروفین به بدن باعث حس خوشحالی و نشاط در فرد می‌شود، در حالی که درد را نیز کاهش می‌دهد و فشارهای عصبی را کم می‌کند و باعث تخلیه تنش می‌شود. به همین دلیل آن را مسکّن طبیعی بدن می‌نامند.


چگونه ورزش کردن باعث آزاد سازی «اندروفین» می‌شود؟

(اندروفین شامل 4 نوع آلفا- تبا- سیگما و گاما است.) در زمان ورزش کردن سطح تبا اندروفین خون در بالاترین میزان خود قرار می‌گیرد. در زمان انجام حرکات سریع بیش از 30 دقیقه ، تا پنج برابر نسبت به زمان استراحت افزایش پیدا می‌کند، البته نسبت از شخصی به شخص دیگر با توجه به میزان استمرار او در ورزش فرق می‌کند.
هر چه بیشتر تمرین داشته باشید و حرکات ورزشی‌تان منظم‌تر و مرتب‌تر باشد، بدن شما به طور طبیعی در مقابل این ماده مقاومت بیشتری نشان می‌دهد و اینجاست که باید برای رسیدن به آن خوشحالی و نشاط شدت تمرینات را بالا ببرید تا بدن بتواند همان میزان «اندروفین» را تولید کند.


 

 

نقش هورمون رشد(سوماتروپین) در بدن


هورمون رشد انسانی، توسط غده هیپوفیز تولید می‌شود و نقش کلیدی در عملکرد سیستم ایمنی بدن، ترمیم بافت‌ها، جایگزینی سلول‌ها و استحکام استخوان‌ها ایفا می‌کند. با وجودی که با بالا رفتن سن از سطح هورمون رشد کاسته می‌شود باز با این وجود می‌توانید به‌صورت طبیعی سطح هورمون رشد را افزایش دهید.

در دوران کودکی هورمون رشد باعث بلند شدن قد می‌شود. زمانی‌که فرد به نهایت رشد قدی خود رسید این هورمون تغییر نقش می‌دهد و دوران بزرگ‌سالی این هورمون دیگر به بلند شدن قد کمک نمی‌کند و در عوض به کاهش چربی بدن کمک می‌کند. از همین‌رو از این هورمون در دوران میان‌سالی و پیری می‌توان به‌عنوان هورمون سلامتی و تندرستی نام برد.

تحقیقات نشان داده که فعالیت‌های ورزشی غیرهوازی و انفجاری مثل دوی سرعت باعث ترشح میزان قابل توجهی هورمون رشد می‌شود. جدائی از موارد فوق بررسی‌های دیگر نشان داده که یک‌سری از آمینواسیدها نیز کمک مضاعفی به ترشح هورمون رشد می‌کنند.

بدنسازان به جهت پیشرفت بهتر و عضله سازی بیشتر از این هورمون استفاده میکنند البته هورمون رشد به طور طبیعی در بدن ساخته میشود ولی با افزایش سن از ترشح آن کاسته میشود در کشورهای مثل آمریکا این هورمون غیر مجاز و دوپینگ شناخته نمیشود و جزء داروهای مفید است البته بدنسازان در سطح پیشرفته و در دوران تفکیک عضلانی از این هورمون استفاده میکنند چون این هورمون علاوه بر عضله سازی خاصیت چربی سوزی نیز دارد به هر حال استفاده از آن به افراد مبتدی وافرادی که زیر ۱۸ سال هستند توصیه نمیشود چون به زبان ساده موجب اختلال در رشد طبیعی بدن میشود و در افراد بالغ احتمال رشد عرضی استخوانها وجود دارد.

 

 

 

راه‌های طبیعی افزایش هورمون رشد

چندین راه برای افزایش طبیعی هورمون رشد در بدن وجود دارد:

۱) اول از همه پیروی از رژیم غذائی که در آن به‌ازاء هر کیلوگرم از وزن بدن ۲/۲ گرم پروتئین به بدن برسد. یک وعده پر پروتئین باعث افزایش ترشح هورمون رشد می‌شود.

۲) دومین روش این است که از مکمل‌های آزادکننده هورمون رشد استفاده کنید (آنهائی‌ که حاوی آرژنین پیروگلوتامیت و لیسین مونوهیدروکلرید هستند) از این مکمل‌ها قبل از تمرین استفاده کنید .


۳) یکی از موارد دیگر افزایش‌دهنده هورمون رشد داشتن خواب کافی شبانه است. حداکثر ترشح هورمون رشد به‌صورت طبیعی در نیمه شب و از ساعت ۱۱ تا ۲ بامداد می‌باشد که معمولاً پس از گذشت ۴۵ دقیقه از به خواب رفتن ترشح آن شروع می‌شود. بنابراین با زود خوابیدن می‌توانید به نحو قابل توجهی به ترشح هورمون رشد کمک کنید.همچنین تحقیقات نشان داده است افرادی که اغلب در نیمه شب مشغول بکار هستند(مانند افراد شاغل در کارخانجات و غیره) سطح ترشح هورمون رشدشان به طور چشمگیری کاهش پیدا کرده است .

4)راه آخر اینکه زیرکانه تمرین کنید. تمرین سنگین با تکرارهای کم راهی مؤثر برای افزایش قدرت است. تمرین با تکرارهای زیاد و وزنه‌های متوسط بیشتر برای ترشح هورمون رشد مؤثر است. بنابراین کار اشتباهی است اگر تکرارهای زیاد را از برنامه‌های خود حذف کنید. ترشح هورمون رشد نتیجه‌ای است از تمرینات پرمقدار که همچنین باعث تحریک چربی‌سوزی هم می‌شود

هورمون رشد و ورزش: بررسی شده که این هورمون در هنگام ورزش بالا میره و بیشتر هم تحت تاثر شدت تمرین هست..
پاسخ این هورمون نسبت به تمرین ظاهرا مربوط به سطح آمادگی فرد هست...

 افزایش این هورمون در طی ورزش به این عوامل ارتباط دارد:
 افزایش هورمون رشد بستگی دارد به : جنس ورزشکار-شدت تمرین- میزان تمرین
دادن رژیم غذائی خاص قبل ورزش( مخصوصا چربی) روی ترشح این هورمون در طی ورزش تاثیر میگذارد. همچنین در طی ورزش, هورمون رشد, تستوسترون , کورتیزول, لاکتات در خون ورزشکاران بالا میرود

 
 تمرینات غیرهوازی کوتاه و سرعتیتحقیقات نشان داده که افزایش هورمون رشد تا ۵۳۰ درصد از طریق انجام دوهای سرعت وجود دارد. همان عملکرد دوی سرعت را می‌توان به روش‌های مختلف به‌دست آورد، که از جمله می‌توان به شنا کردن، دوچرخه‌سواری ، اسکی صحرائی اشاره کرد. اگر به تمرین با دستگاه‌های ایروبیک علاقه‌مند هستید پس می‌توانید از دستگاه دوی درجا، پله، دوچرخه ثابت و ... استفاده کنید.
آمینواسیدها بلوک‌های سازنده، تمامی پروتئین‌ها هستند که آنزیم‌ها هورمون‌ها، عضلات، استخوان‌ها، پوست و ارگان‌های بدن را تشکیل می‌دهند.
یک‌سری از آمینواسیدها نشان داده‌اند که موجب ترشح هورمون رشد می‌شوند. این قبیل آمینواسیدها هم به ‌صرفه و هم بدون عوارض جانبی هستند که باعث تحریک هورمون رشد به ترشح می‌شوند. با این وجود اخیراً مشخص شد که گلوتامین که فراوان‌ترین آمینواسید بدن نیز به حساب می‌آید نقش مؤثری در آزادسازی هورمون رشد دارد.

بعضی از عوارض مصرف هورمون رشد:

در مان با این هورمون خطر وقوع لغزش درگردن استخوان ران را بهمراه دارد و همینطور ممکنه افرادی که در باشگاه های بدنسازی و زیبایی اندام ورزش می کنند و از هورمون رشد استفاده می کنند باید بدانند که هر چند هورمون رشد در بزرگ شدن عضلات و افزایش حجم آنها و ایجاد نیرو در فرد موثر است اما مصرف بی رویه و طولانی مدت آن می تواند در افراد سرطان های متفاوت ایجاد کند.  
یکی از ویژگی هایی که در هورمون رشد وجود دارد این است که باعث تحریک رشد بافت ها می شود و در فردی که یک بافت سرطانی نهفته دارد می تواند با مصرف بی رویه هورمون رشد تحریک و فرد را دچار سرطان کند.
مشکل دیگری که استفاده از هورمون رشد در افراد بالغ ایجاد می کند این است که در افرادی که رشد استخوان هایشان پایان یافته است تزریق هورمون رشد موجب رشد طولی این افراد نمی شود بلکه رشد عرضی آنها را موجب می شود و باعث غول پیکری یعنی بزرگ شدن بینی و دست های آنها می شود.
توصیه می شود این افراد به هیچ فرد از هورمون های رشد و حتی هورمون های دیگر مانند تستوسترن استفاده نکنند چرا که در دراز مدت مشکلاتی برای فرد ایجاد می کند که در برخی موارد برگشت ناپذیر است. مصرف هورمون رشد به طور مستمر ممکن است موجب بروز بیماری قند ، بیماریهای عضلانی و کوتاه تر شدن طول عمر بشود. توجه به عوارض هورمون رشد به قدری روز افزون است که برخی از کارشناسان معتقد ند که باید هورمون رشد در ردیف مواد تحت کنترل در آید و از مقدار توزیع آن در بازار کاسته شود.

 نتایج حاصل از افزایش سطح هورمون رشد
 افزایش قدرت ، افزایش سطح انرژی ، حفظ حجم عضلانی بدن ، کاهش درصد چربی بدن ، حفظ رنگ طبیعی مو ، کاهش چین و چروک ، کاهش افسردگی ، افزایش استقامت ، افزایش عملکرد سیستم دفاعی بدن ، افزایش قدرت حافظه ، افزایش خروجی قلب و داشتن فشار خون طبیعی .



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۳۹ ] [ شب تاریک ]
>
آشنایی با آناتومی گردن

ستون فقرات گردنی شامل هفت مهره و دیسکهای بین مهره ای است. این مهره ها با تحمل وزن سر، عامل حرکات متنوع آن نیز هستند. ریشه های عصبی مربوط به اندامهای فوقانی از میان مهره های گردن عبور کرده و سپس به نواحی بازو، ساعد و انگشتان دستان امتداد می یابند، عضلات بسیاری در ناحیه گردن وجود دارند، بعضی از آنها از ناحیه پس سری تا مهره های سینه ای کشیده شده اند.


ضعف های عضلانی، کشیدگی های عضلانی ناگهانی و بیش از حد، وضعیت های غلط در ایستادن، نشستن، خوابیدن و غیره می توانند عامل بروز دردهای ناحیه گردن باشند. دردهای گردن می توانند منشاء استخوانی، عضلانی و عصبی غیره داشته باشند.

● ساختار اسکلتی:

جزء ستون مهره ها می باشد که هفت مهره از سی و سه مهره را تشکیل می دهد .
در مهره های گردن اولین مهره ، اطلس نام دارد که دارای جسم مهره ای نمی باشد و به صورت یک حلقه استخوانی است . دومین مهره به نام اکسیس که به مهره اول متصل شده و موجب حرکات چرخش سر به چپ و راست می شود . مهره هفتم گردنی دارای بلند ترین زائده شوکی بوده و از بقیه مهره های گردن بلند تر است . در بخش خلفی گردن قابل لمس می باشد و در ضمن متمایز کننده مهره های گردنی یا پشتی است .

● آناتومی گردن

یکی از انعطاف‌پذیرترین نواحی در ستون فقرات، ناحیه گردنی (سرویکال) است. ستون فقرات گردنی شامل هفت مهره و دیسک‌های بین مهره‌ای است. این مهره‌ها با تحمل وزن سر، عامل حرکات متنوع آن نیز هستند. ریشه‌های عصبی مربوط به اندام‌های فوقانی از میان مهره‌های گردن عبور کرده و سپس به نواحی بازو، ساعد و انگشتان دست امتداد می‌یابند. عضلات بسیاری در ناحیه گردن وجود دارند. بعضی از آنها از ناحیه پس سری تا مهره‌های سینه‌ای کشیده شده‌اند.
عروق خونی، اعصاب و ساختمان‌های بالاتنه را به سر متصل می‌کنند: سرخرگ کارتید، سیاهرگ وداجی، سیاهرگ نایی، سیاهرگ مهره‌ای، غده تیروئید، اعصاب گردنی و شبکه عصبی بازویی.

این ساختمان‌ها در فضای فشرده محدودی قرار گرفته‌اند. بنابراین اگر یک منطقه آسیب ببیند، احتمالا ساختمان‌های دیگری نیز از این آسیب متأثر می‌شوند. در نتیجه زمانی که با درد ناحیه گردن مواجه می‌شوید، این احتمال وجود دارد که علت این درد به منابع دیگری مربوط شود که از جمله آنها می‌توان به تورم گره‌های لنفاوی، برجستگی دیسک بین مهره‌ای (زمانی که دیسک گردن جابجا شود)، پیچ خوردگی رباط و کشیدگی عضله اشاره کرد. با این وجود کمتر اتفاق می‌افتد که راجع به اهمیت گردن فکر کنید. در ضمن وقت کمتری را به اجرای تمرینات تقویتی گردن اختصاص می‌دهید. تنها کسانی که از اهمیت این موضوع آگاه دارند، ورزشکارانی هستند که رشته ورزشی آنها مستلزم تماس بدنی است.

● ساختار عضلانی:

عضلات جناغی چنبری پستانی ، طویل گردنی ، راست راسی قدامی ، طویل راسی و نردبانی خلفی، میانی و قدامی ، عضلات موجود در این ناحیه می باشد که حرکات تا شدن ، باز شدن و چرخش ها را برای سر شما امکان پذیر می کنند .
قوی کردن این عضلات می تواند تا حدی از درد در ناحیه گردن در میانسالی را کاهش دهد
تفاوت عمده‌ای میان عضلات گردن و عضلات اندام‌ها وجود دارد. در مورد اندام‌ها باید گفت که یک عضله (نظیر عضله بازویی چپ) به مجموعه‌ای از استخون‌ها (واقع در بازوی چپ) متصل است. برخلاف آنچه گفته شد عضلات گردن روی یک ساختمان کلی (نظیر جمجمه یا مهره‌های گردن) فعالیت می‌کنند. به این منظور، عضلات طرفین گردن طوری قرار گرفته‌اند که یک عضله در هر طرف گردن وجود دارد. گردن مرکب از چند عضله مختلف است. اما فقط چند تا از آنها به تنهایی روی مهره‌ها فعالیت می‌کنند. در این جا راجع به عضلاتی که حنجره(حاوی طناب‌های صوتی) و حلق (گلو) را تحت کنترل قرار می‌دهند بحث نمی‌کنیم.

● عضله ترقوی- ماستوئیدی

نام این عضله حاوی اطلاعات ارزنده‌ای است. زیرا محل استقرار سر ثابت و متحرک این عضله را به خوبی نشان می‌دهد. این عضله دو طرفی از دو منطقه جناغ سینه و ترقوه شروع می‌شود. ترقوی به طرف بالا و پهلو امتداد داشته، به زایده ماستوئیدی استخوان گیجگاهی متصل بوده و سر متحرک این عضله را تشکیل می‌دهد. برجستگی کوچکی که در قاعده جمجمه و پشت گوش احساس می‌کنید محل دقیق زایده مستوئیدی را به خوبی نشان می‌دهد. زمانی که یکی از عضلات ترقوی- ماستوئیدی فعال می‌شود سر به طرف عضله فعال کج می‌شود. زمانی که دو عضله با هم فعالیت می‌کنند گردن به جلو خم می‌شود و این عمل از طریق حرکت چانه به طرف سینه میسر می‌شود.

● عضله مهره‌ای رأسی

این عضله، بخشی بزرگ و فوقانی (به طرف سر) عضله مهره‌ای را تشکیل می‌دهد که در قسمت اعظم طول بخش میانی پشت امتداد دارد. بخش رأس (سر) عضله مهره‌ای از طرفین زایده‌های خاری (برجستگی وسط مهره) قفسه منشعب شده و در محل اتصال به زایده ماستوئیدی، سر متحرک عضله را تشکیل می‌دهد. زمانی که دو عضله چپ و راست با هم فعالیت می‌کنند، گردن و سر کشیده می‌شود.

● عضله نردبانی قدامی

عضله ترقوی- ماستوئیدی، عضلات نردبانی قدامی، میانی و خلفی را تا حدی پوشش می‌دهد. عضله نردبانی قدامی از زایده‌های عرضی (برجستگی کناره‌های هر مهره) بخش میانی ۳ یا ۴ مهره گردنی سرچشمه می‌گیرد. این عضله به طرف پایین و پهلو کشیده شده و سر متحرک آن در ناحیه دنده اول به وجود می‌آید. عمل این عضله سبب می‌شود منطقه گردنی ستون مهره‌ها خم شود.

● عضله نردبانی میانی

عضله نردبانی میانی بزرگ‌تر از سایر عضلات نردبانی است. سر ثابت آن در ۶ مهره گردنی قرار دارد. عضله نردبانی میانی نیز همچون عضله نردبانی قدامی به پایین و پهلو کشیده می‌شود و سر متحرک آن در دنده اول قرار دارد. بین دو عضله نردبانی میانی و قدامی، روزنه‌ای وجود دارد که توسط اعصاب و عروق خونی مهمی که به عضلات بازو و بالاتنه کشیده می‌شوند، پر می‌شود. عمل این عضله سبب می‌شود مهره‌های گردنی خم شده و به طرف مخالف بچرخند (عضلات سمت چپ، سر را به طرف راست می‌چرخانند).

● عضله نردبانی خلفی

معمولا عضله نردبانی خلفی کوچک‌تر از دو عضله نردبانی دیگر است. این عضله از پشت زایده عرضی ۲ یا ۳ مهره گردنی تحتانی منشعب می‌شود. عضله نردبانی خلفی به طرف پایین کشیده شده، بین عضله نردبانی میانی و عضله بالا برنده کتف قرار گرفته از دنده اول عبور کرده و با دنده دوم یا سوم ارتباط پیدا کرده و سر متحرک این عضله را تشکیل می‌دهد. این عضله، مهره‌های گردنی را منقبض کرده و می‌چرخاند.

● عضله طویل

نام این عضله به این علت انتخاب شده است که جزو عضلات دراز بدن است. در واقع عضله طویل، بخش فوقانی عضلات راست کننده مهره‌ها را تشکیل می‌دهد. این عضله از زایده عرض مهره‌های گردنی شروع شده و در زایده عرضی مهره‌های فوقانی (به طرف بخش فوقانی سر)، سر متحرک عضله را به وجود می‌آورد. زمانی که عضله طویل یک طرف گردن فعالیت کند، گردن به پهلو خم می‌شود؛ اما زمانی که هر دو عضله طویل با هم فعالیت کنند، عضله را نیز می‌کشند.

●  اعصاب جلوی گردن :

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، پوست روی عضله ی  Trapezius  در پشت گردن و پوست پشت کاسه ی سر تا ورتکس شاخه های خلفی c2 تاc5 را به صورت سگمنتال دریافت می کند.

عصب اکسیپیتال بزرگ ( ( Great  Occipital  Nerve   ازشاخه ی خلفی عصب c2 جدا می شود.

پوست جلوی گردن و همچنین طرفین گردن شاخه های قدامی اعصاب  c2 تا c4 را از طریق شاخه های گردنی دریافت می کند. ضمنا این شاخه هااز زیر کنار خلفی   Sternocleidomastoid ظاهر می شوند.

عصب اکسیپیتال کوچک (Lesser  Occipital  Nerve ) ازc2 بعد از دور زدن عصب شوکی در طول کنار خلفی عضله ای استرنوکلید و ماستویید به بالا می اید تا به پوست بخش خارجی ناحیه ی  Occipital  و سطح داخلی لاله ی گوش وارد می شود.

عصب جلدی عرضی (Transverse Cutaneous Nerve) ازc2  و c3 از پشت بخش میانی کنار خلفی عضله ی استر نو کلید ماستویید ظاهر می شود. سپس در عرض عضله به جلو آمده و با دادن شاخه هایی به پوست سطوح قدامی و خارج گردن از تنه ی ماندیبل تا جناغ ادامه می یابد.

عصب سوپراکلا ویکولار (Supraclavicular Nerve ) ازc3 و c4 از زیر کنار خلفی عضله ی استرنو کلید و ماستوئید ظاهر می شود ودر نیمه ی خارجی گردن به پایین آمده و باعبور از روی دیواره ی قفسه ی سینه و ناحیه ی شانه تا سطح دنده ی دوم پایین می آید.

●  عصب سوپراکلاویکولار

سوپراکلاویکولارداخلی که از روی انتهای داخلی ترقوه عبورکرده وبه پوست تا صفحه ی میانی عصب دهی می کند.
سوپراکلاویکولاربینا بینی که ازروی بخش میانی تر قوه می گذرد وبه پوست دیواره ی قفسه ی سینه وارد می شود.
سوپرا کلاویکولار خارجی که از روی انتهای خارجی ترقوه می گذرد وبه پوست روی شانه و نیمه ی فوقانی عضله ی دلتوئید وارد می شود همچنین به سطح خلفی شانه تا خار کتف نیز عصب می دهد .

 

مدال:

آشنایی با آناتومی جمجمه

دی ۲۲, ۱۳۹۰ توسط :   موضوع: : آموزش سلامت, فیزیولوژی, مشروح اخبار

ارسال نظر

جمجمه یک ساختار استخوانی است که در تمامی حیوانات وجود دارد که به عنوان چهارچوب سر عمل می‌کند.جمجمه ساختار صورت را حفظ می‌کند و مغز را هم از صدمه دیدن حفظ می‌کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  جمجمه بدون در نظر گرفتن استخوان متحرک فک تحتانی ، کرانیوم نامیده می‌شود. کرانیوم از دو بخش تشکیل شده است. جمجمه مغزی که بخشی از جمجمه است که وظیفه حفاظت از مغز را بر عهده دارد. و قسمت دوم استخوانهای صورت ، در جلو و پایین جعبه مغزی قرار گرفته است و اسکلت صورت را می‌سازد. استخوانهای جعبه مغزی ۸ عدد هستند ۴ عدد فرد و میانی و ۲ عدد زوج و طرفی هستند. استخوانهای صورت ۱۴ عدد هستند که ۶ عدد زوج و ۲ عدد فرد هستند.

در مجموع ۲۲ عدد استخوان ، جمجمه را تشکیل می‌دهند. در ضخامت برخی از استخوانهای سر و صورت حفرات تو خالی هوایی به نام سینوس وجود دارند که به حفره بینی مرتبط هستند. غیر از مفصل گیجگاهی فکی که تنها مفصل متحرک جمجمه است بقیه استخوانها از طریق مفاصل لیفی به یکدیگر متصل هستند.

استخوانهای فرد جعبه مغزی

استخوان پیشانی

این استخوان دارای یک صفحه افقی و یک صفحه عمودی است. بخش عمودی ، پیشانی و جدار قدامی کاسه سر را می‌سازد. سطح برونی این بخش محدب است و روی آن برآمدگیهای پیشانی دیده می‌شود. در زیر این برآمدگیها ، قوسهای ابرویی وجود دارد. سطح درونی بخش عمودی دارای چینهایی است که مربوط به چینهای نیمکره‌های مغزی است. بخش افقی این استخوان در تشکیل حفره مغزی قدامی و بخش برونی آن در تشکیل سقف کاسه چشم شرکت می‌کند.

استخوان پرویزنی

این استخوان در قسمت قدامی قاعده جمجمه و در زیر استخوان پیشانی و قدام استخوان اسفنوئید قرار دارد. دارای یک صفحه سوراخدار به نام صفحه غربالی ، یک تیغه عمودی و دو توده طرفی است . صفحه غربالی بخشی از سقف حفره بینی را می‌سازد، توده‌های طرفی در تشکیل جدار خارجی حفره بینی و جدار داخلی حفره کاسه چشمی شرکت دارند.

استخوان شب پره

این استخوان در قاعده جمجمه قرار داشته و در تشکیل حفره مغزی قدامی ، میانی و خلفی شرکت دارد. این استخوان دارای قسمتهای زیر است: تنه که در تشکیل جایگاه غده هیپوفیز و سقف حفره بینی و حلق شرکت دارد، دو بال بزرگ که دارای سوراخهایی است برای عبور عصب ماگزیلاری و عصب ماندیبولار و شریان پرده مغزی میانی ، دو بال کوچک که محل عبور عصب بینایی است و دو زایده پتریگوئید که از طرفین سطح تحتانی تنه به طرف پایین کشیده شده‌اند.

استخوان پس سری

این استخوان قسمت خلفی سقف و قاعده جمجمه را تشکیل می‌دهد. این استخوان در سر سوراخ بیضی شکل را احاطه می‌کند که از طریق آن حفره جمجمه‌ای خلفی با مجرای مهره‌ای ارتباط دارد. این استخوان دارای یک صدف است که ۴ تا حفره دارد، دو حفره پایینی با نیمکره‌های مخچه مجاور بوده و دو حفره بالایی با نیمکره‌های مخچه مجاور بوده و دو حفره بالایی با نیمکره‌های مغز مجاور هستند. در طرفین سوراخ بیضی توده‌های طرفی وجود دارد که دارای کانال زیر زبانی است که عصب زیر زبانی از آن عبور می‌کند.

استخوانهای زوج جعبه مغزی

استخوان آهیانه

این استخوان قسمتهای طرفی و سقف جمجمه را می‌سازد، این استخوانها که با یکدیگر مفصل شده‌اند، در جلو با استخوان پیشانی و در عقب با استخوان پس‌سری ، مفصل می‌گردد.

استخوان گیجگاهی

این استخوان در طرفین جمجمه قرار دارد و در تشکیل قسمت جدار طرفی و قاعده کاسه سر شرکت می‌کند. دستگاه شنوایی – تعادلی بدن در ضخامت آن قرار دارد.

استخوانهای زوج صورت

استخوانهای فک فوقانی

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، وقتی در خط وسط با یکدیگر مفصل می‌شوند آرواره فوقانی را تشکیل می‌دهند. هر استخوان فک فوقانی در تشکیل حفرات بینی ، دهان ، کف کاسه چشم شرکت دارد. این استخوان دارای یک تنه است که بزرگترین سینوس صورت را دربرمی‌گیرد و دهانه آن به حفره بینی باز می‌شود. این استخوان دارای ۴ زایده است که مهمترین آنها ، زایده کامی است که سطح فوقانی آن قسمت اعظم کف حفره بینی را می‌سازد، سطح تحتانی در تشکیل سقف دهان و قسمت قدامی آن در تشکیل کام سفت ، شرکت دارد.

استخوانهای کامی

در بخش خلفی حفره بینی و در عقب فک فوقانی قرار دارد. هر استخوان در تشکیل جداره خارجی و کف حفره بینی ، سقف دهان و کف کاسه چشم شرکت دارد.

استخوانهای گونه

در طرفین صورت قرار دارد و برآمدگی گونه را می‌سازد. هر استخوان گونه در تشکیل جدار خارجی چشم و برجستگی گونه‌ای ، شرکت می‌کند.

استخوانهای بینی

دو استخوان کوچک و تقریبا چهار گوش هستند. از نظر شکل و اندازه در افراد مختلف متفاوت‌اند. اتصال استخوانهای بینی بهم پل بینی را می‌سازد.

استخوانهای اشکی

کوچکترین و خرد شونده‌ترین استخوانهای جمجمه می‌باشند. این استخوان در تشکیل قسمتی از جدار داخلی کاسه چشم و جدار خارجی حفره بینی شرکت دارد. در بخش قدامی از سطح خارجی آن یک ناودان عمودی وجود دارد که جایگاه کیسه اشکی است.

استخوانهای شاخک تحتانی بینی

خمیده و نازک بوده به جدار خارجی حفره بینی می‌چسبد. بین شاخک تحتانی و جدار خارجی حفره بینی ، ماتوس تحتانی بینی قرار دارد که مجرای اشکی بینی به داخل آن باز می‌شود.

استخوانهای فرد صورت

استخوان تیغه بینی

استخوان نازک ، پهن و ذوزنقه ای شکل است که قسمت خلفی دیواره میانی بینی را تشکیل می‌دهد. نیمه فوقانی کنار قدامی آن با تیغه عمودی اتموئید (پرویزنی) و نیمه تحتانی آن با غضروف تیغه بینی مفصل می‌شود. کنار خلفی آن آزاد بوده و سوراخهای خلفی بینی را از هم جدا می‌کند.

استخوانها فک تحتانی

بزرگترین و قویترین استخوان صورت است که به تنهایی آرواره تحتانی را می‌سازد و با استخوانهای گیجگاهی مفصل می‌شود. دارای تنه نعل اسبی شکل و دو شاخه می‌باشد. در کنار فوقانی تنه حفراتی برای دندانها وجود دارد. شاخ فک تحتانی از انتهای خلفی تنه به سمت بالا در هر طرف کشیده می‌شود و مهمترین زایده آن زایده کوندیلار که از طریق یک دیسک غضروفی لیفی با استخوان گیجگاهی مفصل شده و تنها مفصل متحرک جمجمه را ایجاد می‌کند.

ملاجها و استخوان های لامی

ملاجها فضای نرم غشایی موقتی در استخوانهای سر هستند که در ابتدای تولد وجود دارند که بعد از تولد بسته می‌شوند. استخوان لامی در زیر زبان و بالای حنجره قرار دارد و شکسته شدن آن سبب انسداد راه هوایی می‌شود.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۱۲:۲۵:۳۸ ] [ شب تاریک ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ]
.: Weblog Themes By nasrblog :.

درباره وبلاگ

حامدرحیمی پنجکی سایت مرتبط با ورزش .علوم ورزشی،هنرهای رزمی،
موضوعات وب
موضوعی ثبت نشده است
آرشیو مطالب
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
خرید بک لینک طبیعی - پسورد نود 32 -
سایت enfejar
سایت پیش بینی فوتبال
بت بال 90
انفجار آنلاین
جت بت
betorward
وان ایکس بت
baxbet
bettime90vip
سئو سایت -
سایت انفجار بازی پوپ سایت پیش بینی جت بت mines game
سایت شرط بندی
سایت شرط بندی دل بت سایت شرط بندی دل بت سایت شرط بندی دل بت
Bet Forward
سایت sibbet
هات بت سایت دنیا جهانبخت
شیر بت